آنتنهای اجارهای جعبه جادو
به گزارش خبرگزاری آنا، کوچ مخاطب و افت مرجعیت رسانه ملی در سالهای اخیر واقعیت انکارناپذیری است که متولیان بزرگترین رسانه کشور را با بحرانی عمیق در حوزه تولید محتوا مواجه کرده است.
هرچند یکی از دلایل اصلی این وضعیت، شکاف بین سلیقه مدیران با ذائقه کف جامعه است که سبب شده گسل عمیقی ایجاد شود طوری که پلتفرمها و سازمانهای رسانهای خصوصی در بسیاری از تولیدات موفق بر صداوسیما پیشی گرفتهاند؛ طوری که این حفره عمیق در بحرانی مانند جنگ رمضان بیش از هر زمان دیگری خود را نشان داد و این حادوضعیت در حوزه اخبار و تحلیل از بقیه ساحات پررنگتر بود.
خالی شدن آنتن از آثار جریانساز سبب شد برخی تولیدات بیرونی سازمان صداوسیما در بحبوحه جنگ به صدر علاقمندی مردم بیایید و از این جهت رسانه ملی صرفا پایه آنتن برای پخش این آثار فاخر بود!
این خلأ اکنون توسط قدرتهای رسانهای خارج از سازمان عریض و طویل رسانه ملی پر میشود و این رویکرد بدون اغراق سازمانهای موازی با صدا و سیما ایجاد کرده که گرچه آن عِده و عُده بزرگ را ندارند، اما به شکل محدود و آوانگارد طوری عملیات میکنند که حتی به تنهایی هم از پس یک جنگ تمام عیار رسانهای برمیآیند؛ از جنگ لگویی تا تحلیلهای روزانه ناظر به جنگ با آمریکا و اسرائیل.
ردپای محسوس مؤسسات مستقل یا نیمهمستقل خارج از رسانه ملی کاملاً مشهود است و مجموعههایی مانند سازمان اوج نمونه بارز این تغییر معادله است. آثار پرطرفداری مثل «به وقت ایران»، سریال «سرو سپید سرخ» یا برنامه «من ایرانم» نشان میدهند که مرکز تولید، سرمایهگذاری و شناخت مخاطب از بدنه سنتی صداوسیما به بیرون منتقل شده است.
دیگر این پدیده را نمیتوان صرفا یک همکاری روتین یا مشارکت ساده دانست، بلکه باید آن را زنگ خطری جدی برای ساختاری دانست که با وجود در اختیار داشتن بودجههای هنگفت، زیرساختهای عریض و طویل و دهها شبکه، از تولید محتوای مخاطبپسند درمانده است. درحالی که در دهه قبلی جام تولیدات همواره دست رسانه ملی بوده است.
مرجعیتزدایی از رسانه ملی آن را به یک اپراتور پخش تقلیل داده است و شاید اصطلاح آنتنهای اجارهای بهترین تعبیری باشد که میتوان درباره وضع موجود به کاربرد.
انتهای پیام/