از ویرانی تا اقتصاد ۳۳ هزار دلاری چگونه ممکن شد / راز یک جهش توسعهای در شرق آسیا
گروه اقتصاد خبرگزاری آنا، عیسی بزرگ زاده، کارشناس توسعه - کره جنوبی در ۱۹۵۳ از یکی از ویرانگرترین جنگهای قرن بیستم بیرون آمد؛ حدود ۳ میلیون کرهای (۱۰٪ جمعیت) کشته شده بودند، سئول چهار بار دستبهدست و تقریباً ویران شد، زیرساختها به تلی از خاکستر بدل گشت و بیش از یک میلیون نفر آواره شدند. سرانه درآمد کمتر از ۱۰۰ دلار بود و نیمی از بودجه دولت به کمکهای خارجی وابسته بود. پیش از آن، کره ۳۵ سال مستعمره ژاپن بود. جنوب، کشاورزی و فقیر و شمال، صنعتی بود. تقسیم شبهجزیره در ۱۹۴۵ روی مدار ۳۸ درجه و جنگ ۵۳- ۱۹۵۰ نقطه صفر سرنوشت و توسعه آن شد.
اما تنها در پنج دهه، همان کشور به اقتصادی پیشرفته با درآمد سرانه ۳۳ هزار دلار تبدیل شد (رشدی ۳۳۰ برابری)؛ فقر از ۶۰٪ به زیر ۲٪ کاهش یافت.
راز این جهش در چند رکن اساسی بود. نخست، اصلاحات ارضی. زمین از مالکان بزرگ مصادره و به دهقانان فروخته شد تا هم تولید کشاورزی افزایش یابد، هم طبقه محافظهکار که مانع صنعتیشدن بود ضعیف شود. این اصلاحات نه فقط اقتصاد، که ساختار قدرت را در کره تغییر داد.
دوم، سرمایهگذاری بیسابقه در آموزش؛ سهم آن از تولید ناخالص داخلی از ۲٪ در ۱۹۵۰ به بیش از ۵٪ در ۱۹۸۰ رسید و نرخ باسوادی را تا ۹۸٪ بالا برد، با تأکید ویژه بر علوم، مهندسی و ریاضیات که نیروی کار ماهر و منضبط پرورش داد.
سوم، سیاست صنعتی صادراتمحور با دولت توسعهگرا؛ دولت به جای برنامهریزی دستوری یا بازار آزاد، صنایع را گامبهگام از سبک (منسوجات) به سنگین (فولاد، کشتیسازی) و سپس فناوری بالا (الکترونیک، خودرو، نیمهرسانا) هدایت کرد. «شورای برنامهریزی اقتصادی» به عنوان مغز هماهنگکننده، صنایع را انتخاب، بودجه را تخصیص و عملکرد را ارزیابی میکرد. چئیبولها (شرکتهای بزرگ خانوادگی) وام ارزان و معافیت مالیاتی میگرفتند، اما در ازای تعهد به صادرات و رقابت؛ عملکرد ضعیف به معنای قطع حمایت بود.
چهارم، دیکتاتوری نظامی پارک چونگهی (۱۹۶۱-۱۹۷۹) ثبات سیاسی و انضباط اجتماعی را تضمین کرد. اگرچه اتحادیهها سرکوب شدند و آزادیها محدود، اما برنامههای پنجساله بدون تزلزل اجرا شدند. این دوره «دموکراسی محدود، اما توسعه نامحدود» نامیده شده است.
سرانجام، کره در ۱۹۸۷ با اعتراضات گسترده مردمی و فشار بینالمللی، گذاری مسالمتآمیز به دموکراسی را تجربه کرد. این امر نشان داد توسعه اقتصادی میتواند زمینهساز دموکراسی شود.
نتیجه اینکه فقر و ویرانی سرنوشت ابدی نیستند. با آموزش همگانی، سیاست صنعتی هوشمندانه و منضبط، اصلاحات ساختاری، انضباط و اراده بلندمدت، جهش توسعه ممکن است.
انتهای پیام/