صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۳۹ | ۲۲ / ۰۵ /۱۴۰۵
| |
آنا گزارش می‌دهد

تهاجم هوشمند؛ پاسخ ایران به اشتباه محاسباتی آمریکا

در میانه جنگ، ایران راهبرد خود را بر انتظار برای فرسایش توان دشمن بنا نکرده است. تأکید تهران بر ارتقای مستمر توانمندی‌ها، آمادگی تهاجمی و همزمان فعال نگه داشتن مسیر دیپلماسی، تصویری از «تهاجم هوشمند» به‌عنوان بخشی از بازدارندگی حداکثری ارائه می‌دهد.
کد خبر : 1075216

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، در میانه گزارش‌های متعدد درباره کاهش ذخایر موشکی آمریکا، یک گزاره در موضع رسمی تهران بیش از همه اهمیت دارد: ایران قرار نیست محاسبات امنیتی خود را بر اساس میزان فرسایش یا توان باقی‌مانده دشمن تنظیم کند.

اسماعیل بقائی، سخنگوی دستگاه دیپلماسی، در نشست خبری روز دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ و در پاسخ به پرسشی درباره گزارش‌های مربوط به کاهش ذخایر موشکی آمریکا، صریح گفت: «ما به هیچ گزارشی، چه مثبت و چه منفی، در مورد میزان توانمندی آمریکا، فی‌نفسه، اعتبار نمی‌دهیم. آن چیزی که برای ما مهم است، حفظ آمادگی خودمان در بالاترین سطح است.»

این پاسخ، در کنار تحول در ادبیات راهبردی دفاعی ایران، تصویری از رویکردی را ترسیم می‌کند که می‌توان آن را «دکترین تهاجم هوشمند» نامید؛ رویکردی که نقطه عزیمت آن نه انتظار برای فرسایش دشمن، بلکه ارتقای مستمر توانمندی‌ها برای حفظ بازدارندگی و آمادگی پاسخ است.

از بازدارندگی دفاعی تا آمادگی تهاجمی

اهمیت این تعبیر زمانی بیشتر روشن می‌شود که در کنار تحولات جنگ، به ادبیات جدید در سطح راهبردی ایران توجه کنیم. در حکم اخیر فرمانده کل قوا برای فرماندهی کل سپاه، «ارتقاء مستمر و همه‌جانبه توانمندی‌ها به منظور بازدارندگی حداکثری» در کنار «آمادگی هوشمندانه برای اجرای عملیات تهاجمی پرقدرت علیه دشمن» قرار گرفته است.

ترکیب این دو گزاره، معنای مهمی دارد: تهاجم، در این چارچوب، نقطه مقابل بازدارندگی نیست؛ یکی از ابزار‌های تحقق آن است. بازدارندگی زمانی مؤثرتر می‌شود که طرف مقابل صرفاً با یک توان دفاعی مواجه نباشد، بلکه بداند هر اقدام نظامی می‌تواند با پاسخی پرقدرت، حساب‌شده و پرهزینه مواجه شود.

از این منظر، «تهاجم هوشمند» به معنای حرکت از دفاع به جنگ‌طلبی نیست؛ بلکه به معنای عبور از بازدارندگی منفعل به بازدارندگی فعال است؛ یعنی حفظ توان ابتکار عمل، افزایش مستمر قدرت ضربه و ایجاد عدم‌قطعیت در محاسبات دشمن.

این رویکرد با تأکید سخنگوی دستگاه دیپلماسی بر ضرورت افزایش لحظه‌ای توانمندی‌های ایران نیز هم‌جهت است: ایران نه منتظر فرسایش دشمن می‌ماند و نه امنیت خود را به برآورد‌های مربوط به ذخایر و توان نظامی آمریکا گره می‌زند؛ بلکه تلاش می‌کند ظرفیت اقدام خود را در هر مرحله از بحران حفظ و تقویت کند.

مسئله آمریکا؛ مهمات شلیک‌شده و گزینه‌های باقی‌مانده

این رویکرد در شرایطی مطرح می‌شود که گزارش‌های متعددی از فشار بر ذخایر تسلیحاتی آمریکا منتشر شده است.

رویترز در تاریخ چهارم ماه میلادی جاری (آگوست) گزارش داد که ارتش آمریکا در جریان جنگ با ایران بخش عمده ذخایر موشک‌های دوربرد دقیق خود را مصرف کرده است؛ موضوعی که می‌تواند بر توان واشنگتن برای درگیری‌های بعدی اثر بگذارد.

در حوزه دفاع موشکی نیز گزارش‌ها از کاهش محسوس ذخایر رهگیر‌های پاتریوت و تاد حکایت دارد. برآورد‌های مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا نشان می‌دهد فشار ناشی از مصرف این رهگیرها، مسئله بازسازی ذخایر را به یکی از چالش‌های واشنگتن تبدیل کرده است. برآورد‌های منتشرشده، مصرف حدود ۶۵ درصد ذخایر پاتریوت و ۳۸ درصد رهگیر‌های تاد را نشان می‌دهد.

البته این ارقام به معنای پایان توان نظامی آمریکا نیست و واشنگتن همچنان از ظرفیت عظیم تولید و ذخایر تسلیحاتی برخوردار است. اما مسئله راهبردی، فاصله میان سرعت مصرف و سرعت جایگزینی برخی مهمات کلیدی است.

همزمان، گزارش‌هایی از تلاش سنتکام برای یافتن «راه‌های جدید، خلاقانه و غیرمتعارف» برای اعمال فشار بر ایران منتشر شده است؛ اقدامی که در شرایط عادی شاید بخشی از روند برنامه‌ریزی نظامی تلقی شود، اما در متن جنگ جاری معنای دیگری پیدا می‌کند. وقتی پس از ماه‌ها حملات گسترده، هنوز واشنگتن برای یافتن «ایده» جدید فراخوان می‌دهد، مسئله دیگر صرفاً انتخاب میان گزینه‌های نظامی نیست؛ مسئله، محدود شدن قدرت آمریکا در تبدیل برتری تسلیحاتی به یک دستاورد سیاسی است؛ بنابراین مسئله را نمی‌توان به «تمام شدن موشک‌های آمریکا» تقلیل داد؛ آنچه اهمیت دارد، هزینه و امکان استمرار جنگ است.

ایران روی فرسایش دشمن حساب نمی‌کند

در چنین شرایطی، بخش مهم‌تر اظهارات بقائی در نشست خبری ١٩ مرداد آشکار می‌شود. آنجا که او تأکید می‌کند: «ما بدون توجه به ادعا‌های رسانه‌ای طرف‌های مقابل، مصر هستیم که همواره به هوش باشیم و توانمندی‌های خودمان را به‌صورت لحظه‌ای افزایش دهیم، برای مواجهه با هر رویدادی.»

بقائی در همین نشست، فرسایش آمریکا را تنها نظامی ندانست و از «فرسایش اعتباری، اخلاقی و سیاسی» این کشور نیز سخن گفت؛ اما نقطه اصلی موضع او این بود که فرسایش دشمن نباید جایگزین آمادگی خودی شود.

این همان جایی است که «تهاجم هوشمند» از یک مفهوم صرفاً نظامی فراتر می‌رود: ایران باید به اندازه‌ای از ظرفیت پاسخ برخوردار باشد که طرف مقابل نتواند بر فرسایش، غافلگیری یا برتری تکنولوژیک خود به‌عنوان یک مزیت قطعی حساب کند.

توان تهاجمی در این معنا، صرفاً برای استفاده در جنگ نیست؛ بخشی از سازوکار جلوگیری از جنگ است.

دیپلماسی و دفاع؛ دو بال یک راهبرد

اما این راهبرد بدون بخش دیپلماتیک آن کامل نیست. بقائی پیش‌تر نیز با رد دوگانه‌سازی میان دیپلماسی و میدان، تأکید کرده بود که «اصرار بر دوگانه “مذاکره یا جنگ” و “دیپلماسی یا جنگ” برای کشور ما مفید نیست.»

برای تبیین این نسبت، سخنگوی دستگاه دیپلماسی در نشست خبری ۲۹ تیر ۱۴۰۵ گفت: «مذاکره و جنگ طریقیت دارند؛ هدف را گم نکنیم. هدف، صیانت از منافع ملی ایران است؛ گاهی با ابزار دفاع، گاهی با دیپلماسی و گاهی همزمان با هر دو.»

این جمله، شاید دقیق‌ترین توضیح درباره نسبت میدان و دیپلماسی در راهبرد فعلی ایران باشد. میدان و دیپلماسی دو انتخاب متضاد نیستند؛ دو ابزار برای حفظ یک هدف واحدند.

بازدارندگی برای حفظ قدرت انتخاب

به همین دلیل، کاهش ذخایر موشکی آمریکا اگرچه برای تهران یک متغیر قابل رصد است، ولی به «انتظار برای ضعف دشمن» تبدیل نشده است.

همچنین، دکترین تهاجم هوشمند، بر یک اصل ساده استوار است: توانمندی ایران باید مستقل از میزان قدرت یا فرسایش دشمن، مستمراً ارتقا پیدا کند.

این نگاه در نهایت میان میدان و دیپلماسی یک پیوند عملی برقرار می‌کند؛ قدرت نظامی، هزینه تجاوز را بالا می‌برد و دیپلماسی، امکان حل‌وفصل سیاسی را حفظ می‌کند.

از این منظر، پای لانچر و پای میز مذاکره، دو جبهه جداگانه نیستند؛ دو نقطه از یک راهبرد واحد برای صیانت از منافع ملی ایران‌اند.

در این چارچوب، آمادگی برای یک عملیات تهاجمی پرقدرت نه نشانه میل به جنگ، بلکه بخشی از سیاست جلوگیری از جنگ است؛ سیاستی که می‌خواهد دشمن بداند اگر فشار نظامی را افزایش دهد یا میز مذاکره را به ابزاری برای تحمیل اراده خود تبدیل کند، ایران نه غافلگیر خواهد شد و نه بدون گزینه خواهد ماند.

دکترین تهاجم هوشمند در این معنا، جمع میان «قدرت ضربه» و «قدرت انتخاب» است؛ میزان آمادگی برای جنگ است، حتی اگر جنگ انتخاب اول نباشد.

با تکیه بر این دکترین، ایران قصد جنگ‌افروزی ندارد، اما باید خود را به‌گونه‌ای تجهیز و آماده کند که اگر طرف مقابل خیال تعرض یا حمله را داشت، در محاسبات خود تجدیدنظر کند. زیرا هرچه هزینه حمله برای دشمن سنگین‌تر و پاسخ متقابل ایران قاطع‌تر باشد، احتمال تصمیم به آغاز درگیری کاهش می‌یابد.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha