صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۲:۴۸ | ۲۱ / ۰۵ /۱۴۰۵
| |

«داغ ناگهان»؛ سروده ای از رضا اسماعیلی در سوگ پیامبر اکرم (ص)

رضا اسماعیلی شاعر آئینی و منتقد ادبی سروده ای را در‌سوگ‌ پبامبر مهر، خاتم رسولان حضرت محمد مصطفی منتشر کرد.
کد خبر : 1075156

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، رضا اسماعیلی شاعر آئینی و منتقد ادبی سروده ای را در‌سوگ‌ پبامبر مهر، خاتم رسولان حضرت محمد مصطفی منتشر کرده است که در ادامه آن را مطالعه خواهید کرد.

شبی که نور زلال تو در جهان گم شد

سپیده جامه سیه کرد و ناگهان گم شد

ستاره خون شد و از چشم آسمان افتاد

فلک ز جلوه فرو ماند و کهکشان گم شد

به باغ سبز فلک، مهر و ماه پژمردند

زمین به سر زد و لبخند آسمان گم شد

دوباره شب شد و در ازدحام تاریکی

صدای روشن خورشید مهربان گم شد

پس از تو، پرسش رفتن بدون پاسخ ماند

به ذهن جاده، تکاپوی کاروان گم شد

بهار، صید خزان گشت و باغ گل پژمرد

شبی که خنده‌ی شیرین باغبان گم شد

ترانه از لب معصوم «یاکریم» افتاد

نسیم معجزه‌ی گل، ز بوستان گم شد

شکست قلب صبـور فرشتگان از غم

شبی که قبله‌ی توحید عاشقان گم شد

رسید حضرت روح‌الامین و بر سر زد

کشید صیحه ز دل، گفت: بوی جان گم شد

نشست بغض خدا در گلوی ابراهیم

شبی که کعبه‌ی جان، قبله‌ی جهان گم شد

غرور کعبه از این داغ ناگهان پاشید

نماز و قبله و سجاده و اذان گم شد

ستاره‌ای بدرخشید و ...، تسلیت‌ای عشق!

ز چشم زخم شب فتنه، ناگهان گم شد

به عزم وصفِ تو دل تا که از میان برخاست

قلـم به واژه فرو رفت و ناگهان گم شد

به هفت شهر جمال تو‌ای دلیل عشق!

شبیه حضـرت عطار، می‌توان گم شد

به زیر تیغ غمت، در گلوی مجنونم

ز شوق وصل تو، فریاد «الامان» گم شد

از آن دمی که دلم خوش‌نشین داغت شد

به مرگ خنده زد و از غم جهان گم شد

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha