وقتی راه، تمدن میسازد
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، آزاده لرستانی- جنگ رمضان اگرچه در میدان نظامی با توقف درگیریها وارد مرحلهای جدید شد، اما نبرد اصلی به پایان نرسید. آنچه امروز ادامه دارد، جنگ روایتهاست؛ نبردی که در آن، رسانهها، افکار عمومی و سرمایه اجتماعی، نقشی کمتر از موشکها و سامانههای دفاعی ندارند. در این میدان، هر طرف تلاش میکند تصویری از آینده منطقه ارائه دهد؛ تصویری که بتواند برداشت افکار عمومی از موازنه قدرت را شکل دهد.
در ماههای گذشته، بخش مهمی از رسانههای غربی و صهیونیستی کوشیدند این روایت را القا کنند که جنگ رمضان آغاز افول نقش منطقهای ایران و جبهه مقاومت است. تمرکز این رسانهها بر ایجاد این تصور استوار بود که شبکه اجتماعی مقاومت دچار فرسایش شده و ایران دیگر توان سازماندهی و الهامبخشی گذشته را ندارد.
اما نخستین رخدادی که این روایت را با چالش جدی مواجه کرد، تشییع تاریخی امام شهید بود. حضور گسترده مردم یک پیام رسانهای روشن داشت؛ اینکه سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی، برخلاف تصویری که دشمن ترسیم میکند، همچنان ظرفیت ظهور در بزنگاههای تاریخی را دارد. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلهای خارجی در پی فهم چرایی این حضور گسترده بودند؛ حضوری که بسیاری از پیشبینیهای پیشین را به چالش کشید.
اکنون اربعین در امتداد همان روایت قرار گرفته است. اگر تشییع امام شهید، نمایش انسجام ملی بود، اربعین نمایش انسجام فراملی است.
از سویی دیگر راهپیمایی اربعین در دو دهه گذشته، به تدریج به یک «رسانه زنده» تبدیل شده است؛ رسانهای که پیام خود را با حضور میلیونها انسان منتقل میکند. در روزگاری که بخش مهمی از افکار عمومی جهان تحت تأثیر روایتهای رسانهای قرار دارد، تصویر میلیونها زائر که از ملیتها، زبانها و فرهنگهای گوناگون در یک مسیر مشترک حرکت میکنند، خود به یک پیام راهبردی تبدیل میشود؛ پیامی که با بسیاری از روایتهای رسمی درباره آینده منطقه در تعارض است.
از منظر تمدنی نیز اهمیت اربعین دقیقاً در همین نقطه نهفته است. تمدن نوین اسلامی پیش از هر چیز نیازمند شکلگیری شبکهای از اعتماد، همبستگی، هویت مشترک و مشارکت مردمی است. هیچ تمدنی بدون سرمایه اجتماعی پایدار شکل نگرفته است. اگر قرار باشد از تمدن نوین اسلامی سخن گفته شود، باید نشانههای عینی آن را نیز جستوجو کرد و اربعین یکی از مهمترین این نشانههاست؛ زیرا در آن، مرزهای جغرافیایی، تفاوتهای قومی و منافع فردی، در برابر یک هویت مشترک رنگ میبازد.
این مسئله در شرایط پساجنگ رمضان اهمیت مضاعفی پیدا میکند. منطقه غرب آسیا همچنان با بحرانهای متعددی روبهروست. در چنین شرایطی ایران برای تثبیت موقعیت خود تنها به قدرت نظامی متکی نیست. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بازدارندگی پایدار، زمانی شکل میگیرد که قدرت سخت با قدرت نرم و سرمایه اجتماعی همراه شود.
در این میان، اربعین یکی از مهمترین عرصههای تولید همین قدرت نرم است. میلیونها زائر، هزاران موکب، شبکه گسترده خدمترسانی مردمی و پیوندهای انسانی که در این مسیر شکل میگیرد، شبکهای از اعتماد و ارتباطات اجتماعی را بازتولید میکند که در آینده سیاسی و فرهنگی منطقه نیز اثرگذار خواهد بود. این همان ظرفیتی است که بسیاری از اندیشکدههای غربی نیز با دقت آن را دنبال میکنند.
شاید به همین دلیل باشد که اربعین را باید مهمترین رویداد اجتماعی جبهه مقاومت در دوران پساجنگ رمضان دانست. اگر جنگ، توان دفاعی ایران و مقاومت را در معرض آزمون قرار داد، اربعین ظرفیت اجتماعی و تمدنی این جبهه را به نمایش میگذارد.
از این منظر، فاصله میان تشییع باشکوه امام شهید در تهران و راهپیمایی میلیونی اربعین در جاده نجف تا کربلا دو فصل از یک روایتاند؛ روایتی که نشان میدهد در میانه جنگ روایتها، جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت همچنان از مهمترین مزیت خود برخوردارند؛ مزیتی که در توانایی ایجاد پیوند میان ملتها، بازتولید امید و تبدیل ایمان به یک قدرت اجتماعی نهفته است.
انتهای پیام/