صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۸:۴۵ | ۰۸ / ۰۵ /۱۴۰۵
| |
احمد شاکری|

حجاب‌های درک منظومه فکری قائد شهید در حوزه ادبیات

احمد شاکری، منتقد و پژوهشگر ادبی، در یادداشتی با بررسی موانع شناخت منظومه فکری رهبر شهید در حوزه ادبیات، تأکید می‌کند که دستیابی به این منظومه نیازمند پژوهشی میان‌رشته‌ای، بازخوانی دقیق بیانات، تقریظ‌ها و رویکردهای فرهنگی ایشان و پرهیز از برداشت‌های سطحی و مقطعی است.
کد خبر : 1072405

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، احمد شاکری منتقد و پژوهشگر- قائد امت اکنون و پس از دهه‌ها مجاهدت و طاعت در مسیر عبودیت به بهترین سرنوشت‌ها یعنی شهادت نایل امده‌اند. زعیم و رهبر، عالی‌ترین نسبت‌ها را با امت خود برقرار می‌کند. این نسبتی است که دو سو دارد. سویی که در ان جایگاه رفیع امام و قائد قرار دارد و سوی دیگری که در ان مردم در اقشار و طبقات و صنوف مختلف قرار دارند. چنین نسبتی واقعی، عمیق، چند بعدی، ذومراتب و الهی است؛ لذا هر صنفی از اصناف امت می‌توانند خود را مورد پرسش قرارداده و در نسبت خود با امام تامل کنند.

امام تنها یک شخص نیست بلکه تبلور یک راه است. چنان که قران کریم می‌فرماید «صِراطَ الَّذینَ أَنعَمتَ عَلَیهِم» راه به رهرو نسبت داده می‌شود. این رهرو است که راه را می‌سازد؛ لذا امام امت خود راهی عینیت یافته و تحقق یافته است. اگر اینگونه باشد با رفتن امام، امت گرچه فردی را از دست خواهد داد، اما راه گم نخواهد شد. بلکه این راه به واسطه تمامی گفته‌ها و تصمیم‌ها و اعمال امام وضوح بیشتری یافته است.

گفته و عمل امام برایند منظومه فکری او است. یعنی دستگاه واره‌ای که نظام ذهنی، تحلیلی و اجتهادی امام بر اساس ان به برون دادی از جنس «صراط» نایل می‌شود. هر انچه امام انجام می‌دهد از این منظومه «إشراب» شده است. سرچشمه‌ای که ابشخور و رستنگاه عمل امام است.

امتداد صراط امام خاصه در زمانی که شهادت حضور ظاهری او را از دسترس امت خارج ساخته است جز با تقریب به منظومه فکری ایشان ممکن نیست. تنها با تمسک به این منظومه فکری است که می‌توان در مسائل نوپدید و موضوعات متکثر مرجعی قابل اعتماد یافت و نظر امتدادی امام را درک و استخراج کرد.

از چهار مقدمه پیشین این نتیجه قابل اصطیاد است که نسبت میان اصناف امت با امام شهید با رجوع و ارجاع به منظومه فکری ایشان محقق خواهد شد. اما چگونه این امر ممکن خواهد شد؟ خاصه انکه امام شهید فردی ذووجوه و ذوفنون بوده و در حوزه‌های متعددی صاحب نظر و در حوزه‌هایی مجتهد بودند. طبعا مطالعه در منظومه فکری کسی، چون امام شهید نه بررسی و پژوهشی تک رشته‌ای که مقوله‌ای میان رشته‌ای است. لازم است پژوهش‌های متعددی حلقات این زنجیره در هم تنیده را تمهید و تنقیح کنند.

نگارنده بر ان است تا در این جستار، به حجاب‌هایی که در نسبت یافتگی مان با رهبر در حوزه ادبیات میان ما و ایشان فاصله می‌اندازند اشاره کند. چنین هدفی بر این پیش فرض بنا شده است که قائد شهید به اذعان متخصصان فن، فردی اشنا با ادبیات، خاصه ادبیات روایی و داستانی بوده و اشنایی با اثار مهم جهانی و ایرانی، پیگیری و مطالعه مستمر این اثار و رویکرد عالمانه ایشان در تحلیل و تفسیر این اثار از ایشان چهره‌ای ممتاز ساخته بود. چنین نسبت طولانی مدت و عمیقی با ادبیات از سوی فردی در عالی‌ترین سطح دینی و سیاسی کشور، رخدادی کم نظیر و به صورت بالقوه، مستعد افزوده‌های معرفتی متعدد در ساحت ادبیات است. ایشان علاوه بر دیدار‌های مکرر با اهالی ادبیات و نویسندگان، بیاناتی درباره بایسته‌های ادبیات و نمونه‌های موفق جهانی داشته و در رویه‌ای مستمر با نگاشتن تقریظ بر برخی اثار، نظرات خود را بیان داشته‌اند. این دستمایه عموما ناگفته و ناکاویده‌ای خاصه در ساحت ادبیات انقلاب اسلامی بوجود اورده است که می‌تواند حضور و هدایت معنوی قائد شهید را در حوزه‌های مختلف از جمله ادبیات تضمین کند.

۱. حجاب معاصرت: هم عصری با چهره‌های نامدار و سرامدان تاریخی یک فرصت و در عین حال یک دریغ است. زیرا شخصیت‌های عمیق، پیشرو و ممتاز، فراتر از دوره شان هدف گذاری و حرکت می‌کنند و نوعا در زمان خود به درستی درک نمی‌شوند. باید زمان بگذرد تا تاریخ اثبات دعوای ان‌ها را اشکار سازد. برای کسانی که کمتر از پنجاه سال سن دارند وجود رهبری اهل مطالعه، ادیب، مرجع دینی و در عین حال اشنا با ادبیات داستانی اروپا و امریکا و رمان خوان حرفه‌ای شاید امری معمول به نظر رسد. ان‌ها گمان می‌کنند نمی‌تواند واقعیت چیزی جز این باشد. در حالی که شخصیت قائد شهید در این زمینه به واقع یک استثنا بودند. جمع میان علم دینی حوزوی و ادبیات نوین امری با پیشینه نیست. معاصرت گاه اجازه نمی‌دهد شخصیت در ابعادی، چون ادبیات در هاضمه فضای ادبی کشور درک و فهم شود. هنوز انچه ما درباره نسبت امام شهید و ادبیات می‌دانید با عمق منظومه فکری ایشان بسیار کوتاه و ناچیز است.

۲. حجاب اصطلاحات: معبر ورود به ادبیات روایی و زبانی که با ان دانش ادبی انتشار یافته و ادبیات تفسیر و تحلیل می‌شود اصطلاحات ادبی است. بعضا این اصطلاحات در جعل‌های ثانوی اختصاصا برای بیان مفاهیم فنی ادبیات مورد استفاده قرار می‌گیرند. انتقال به مفهوم و مراد گویندگان نیازمند عبور از حجاب لفظ و اصطلاح خاصه در اصطلاحاتی که دچار اشتراک لفظی هستند. بیانات مقام معظم رهبری و تقریظ‌های ایشان و سفارشاتشان در حوزه ادبیات و سینما مشتمل بر کلید واژگانی است که نیازمند تامل و تدقیق است. اهالی نظر برای ورود به منظومه فکری ایشان و استفاده از ان در بحث ادبیات نیازمند بازتعریف این اصطلاحات به صورت خاص در منظومه فکری ایشان هستند.

۳. حجاب إجمال: إجمال-در مقابل تفصیل- به معنای بیان مطلب به صورت کلی، فشرده و بدون ذکر جزئیات یا فروعات است. در مجمل گویی، اصل موضوع منتقل شده و گوینده وارد جزئیات، استثنائات یا روش‌های انجام آن نمی‌شود. برخی بیانات و تقریظ‌های بر جای مانده از قائد شهید مشتمل بر موارد إجمالی است که باید تفصیل یابند. این فرایند یعنی حرکت از اجمال به تفصیل نیازمند سازوکاری مشخص و رجوع به منظومه فکری ایشان خاصه در حوزه ادبیات است. بعضا امور اجمالی اگر به صورت درست و منطبق بر منظومه فکری قائد شهید به مرحله تفصیل ارتقا نیابند می‌توانند در معرض تفسیر‌های نادرست یا ناقص قرار گیرند.

۴. حجاب شأن نزول: هر کلام اعم از گفته یا نوشته شان نزولی دارد. برخی بیانات قائد شهید در رخداد یا مناسبت یا موضوع خاصی بیان شده‌اند. مخاطب یا گروه مخاطبان ویژه‌ای را به حضور پذیرفته‌اند. بدون لحاظ چنین قرائنی معنای کلام تام نبوده و قابل ارجاع نیستند. گاه شرایط و قرائن حالی موجب تفسیر خاص و ویژه‌ای از کلام می‌شود. این نشان می‌دهد دستمایه‌های موجود از انچه ایشان در حوزه ادبیات بیان داشته‌اند باید با ملاحظه شان نزول و قرائن حالیه مجددا گویا شوند.

۵. حجاب نقصان دستمایه ها: دست یابی و تبئین منظومه فکری قائد شهید نیازمند اشراف حداکثری به دستمایه‌های باقی مانده از ایشان اعم از تقریظ ها، یادداشت ها، سخنرانی ها، تاریخ شفاهی، گفت‌و‌گو‌ها و محتوای ملاقات‌های خصوصی عمومی است. اینها دستمایه‌های اولیه‌ای هستند که هر گونه نقصان درا ان‌ها امکان تدوین عمیق نظام فکری معظم له را در حوزه ادبیات دشوار می‌سازد. انچه البته در دسترس بوده و هست بخش کوچکی از ان چیزی است که دربرگیرنده تمامی بیانات ایشان است. امید است با دسترس قرار گرفتن انچه از افاضات معظم له ثبت و ضبط شده این مانع در مسیر پیش گفته مرتفع شود.

۶. حجاب جایگاه سیاسی: عرصه ادبیات، عرصه تبادل و تضارب آراء است. حیات و زیست هنر از جمله ادبیات به همین گوناگونی و تعاضد نظرات مختلف خواهد بود؛ لذا مرحله مهم از کارامد ساختن بیانات قائد شهید در عرصه ادبیات عرضه ان‌ها به نظریاتی است که در حوزه ادبیات وجود دارد. چنین عرضه‌ای این امکان را فراهم خواهد ساخت که در منظومه فکری امام شهید در حوزه ادبیات چه نقاط تلاقی با اراء و مبانی و قواعد ادبی دیگر وجود داشته و نقاط تمایز و تضاد چیست؟ بلکه این تقاطع گیری از اراء به ناظران و مخاطبان امکان خواهد داد تا در عرضه اراء به یکدیگر به نقد اراء و انتخاب رای برتر نایل شوند.

۷. حجاب تطبیق و نقد: از جمله حجاب‌هایی که در نیل به مقصود واقعی بیانات و مطالب رهبری شهید در حوزه ادبیات قابل فرض است عدم تطبیق مطالب کلی یا جزیی ایشان بر مصادیق است. به عنوان مثال مقام معظم رهبری در ده‌ها تقریظ منتشر شده نکاتی را درباره اثار روایی و داستانی بیان داشته‌اند. اما تا کنون تا جایی که نگارنده میداند تطبیق دقیقی میان گزاره‌های کلی و نمونه اثار انجام نشده است. این تطبیق نشان می‌دهد فراگیری و کیفیت احکام کلی که در بیانات ایشان درباره یک اثر وجود داشته در خود ان اثر چگونه است. به تعبیری نیاز است تا اثاری که مورد اشاره معظم له بوده‌اند بر اساس گزاره‌ها و توصیف‌هایی که ایشان از ان اثار کرده‌اند مجددا مورد بازخوانی قرار گیرد.

۸. حجاب سیاست‌های اجرایی: حجاب دیگری که میان ما و منظومه فکری مقام معظم رهبری پرده افکنده تداخل سیاست‌های مدیران اجرایی خاصه در حوزه ادبیات با مقاصد عالی بیانات و تقریظ‌های رهبر شهید است. واقعیت ان است که اهمیت تقریظ‌های مقام معظم رهبری بیش از ان که در تعیین یک مصداق باشد در بازروایی مولفه‌ها و معیار‌های اثر ارزشمند است. اما سیاست‌های اجرایی که عموما مبتنی بر پژوهش نیستند، به مقوله ارزشمندی، چون تقریظ به مثابه تعیین مصداق نگاه می‌کنند نه ترسیم خطی مشی؛ لذا چنین نحو مدیریت‌هایی قادر نیستند با اخذ ملاک از یک مصداق به مصادیق متعدد توسعه یابند. روشن است که در نسبت ادبیات و اهالی ان با مقام معظم رهبری، نویسندگان نباید صرفا منتظر تایید یک یا چند اثر از سوی ایشان به صورت مشخص باشند. بلکه با درک منطق و منظومه فکری ایشان باید قادر باشند تمامی اثار منبعث از این منظومه و در راستای ان را تشخیص دهند.

۹. حجاب موقف کلام: بخش مهم و موثری از انچه از مقام معظم رهبری در دسترس بوده و البته موثر واقع شده تقریظ‌های ایشان بر برخی اثار داستانی و روایی است. روشن است که هم قالب بیانی (تقریظ) هم موقعیت گوینده (امام و پدر امت) اجازه نمی‌دهد تمام موضع گوینده در تقریظ منتقل شود. زیرا اولا همانطور که در تقریظ امده، نوشته‌ای است که در جهت همراه ساختن مخاطب با کتاب نوشته می‌شود. سویه حمایتگر و ترغیب کننده دارد. به ذکر محاسن می‌پردازد. اما این بدان معنی نیست که کتاب تقریظ گرفته فاقد اشکالات کلی یا جزیی باشد. همچنان که نقش امام امت نیز ان گونه است که چتر حمایتی و پدرانه اش بر سر اهالی ادبیات باشد و بیان نواقص مخل به این هدف خواهد بود. اما درمنظومه فکی امام شهید هم موارد ایجابی و هم موارد سلبی توامان وجود و حضور دارند.

۱۰. حجاب عدم بیان: طبعا عمدتا زمانی که از استخراج منظومه فکری امام شهید سخن می‌گوییم به بیان توجه داریم. اما بخش بزرگتری نیز وجود دارد که از ان می‌توان به متعلق‌های عدم بیان یاد کرد. یعنی اموری که بیانی درباره ان‌ها ثبت نشده یا مصادیق بسیاری که نوشته یا تقریظی درباره ان‌ها شکل نگرفته است. منظومه فکری لازم است این بخش را نیز از سایه خارج کرده و با استخراج قاعده گویا سازد.

۱۱. حجاب منظرگاه ژانری: ادبیات خاصه ادبیات داستانی و روایی مشتمل بر اصنافی از ژانر‌های موضوعی و مضمونی است که علاوه بر اینکه مشترکاتی با هم دارند اختصاصات و احکام خاص خود را نیز ایجاب می‌کنند. لزوما تمامی احکام وارد بر ژانر ادبیات دفاع مقدس بر ادبیات انقلاب اسلامی منطبق نیست. مطالعه ژانری و تمرکز بر ژانری و فاصله گرفتن از ژانر دیگر هم یک فرصت است و هم یک تهدید. این موضوع از این جهت می‌تواند فرصت باشد که تدقیق و تمحض در مواجهه با یک ژانر مسائل خاص ان ژانر را در نزد خواننده برجسته ساخته و دیدگاه تخصصی به او می‌دهد. مقام معظم رهبری به گواهی اظهارات شان فردی با دایره مطالعاتی وسیع از ژانر‌های مختلف بوده‌اند گرچه نوع ادبیات مستند نگاری، قالب خاطرات و ژانر ادبیات دفاع مقدس بیش از دیگر ژانر‌ها مورد اهتمام و علاقه و حتی توصیه ایشان بوده است. به گواه تقریظ‌های منتشر شده ایشان به غرض حفظ و ماندگاری فرهنگ انقلابی و دینی این ژانر را مستعد برای تحقق چنین هدفی می‌دانسته‌اند. تعبیر "گنج جنگ" نیز حاکی از همین اهمیت است. نیل به منظومه فکری معظم له نیاز به فراروی ژانری است. یعنی قواعدی که بتوانند در کلیت ادبیات خاصه ادبیات داستانی جاری و ساری باشند.

۱۲. حجاب عدم تفکیک سلایق از اصول و مبانی: نکته بسیار مهم در درک ظرایف نظر و عمل قائد شهید در حوزه ادبیات و درک دقیق منظومه فکری ایشان تفکیک اصول و مبانی از سلایق ادبی در فرمایشات و تطبیقات ایشان در حوزه ادبیات است. اصول و مبانی اموری هستند که چارچوب‌ها را تعیین کرده و ادبیات بدان‌ها ارجاع می‌دهد. نمی‌توان از ان‌ها صرف نظر کرد. اما سلایق می‌توانند حتی درصورت تعارض در ذیل اصول واحد بگنجند. در حقیقت اصول و مبانی مشخص قادرند چتری موسع فراهم کنند تا سلایق متعدد در از زیست کنند. بنابر این توجه به اصول مهمتر از سلایق است. طبیعی است بخشی از انچه در بیانات و حتی تقریظ‌های امام شهید امده است جزو اصول و برخی جزو سلایق ادبی ایشان باشد. گرچه سلایق نز می‌توانند مراتب و درجاتی داشته باشند. چرا که سلیقه سخته و پخته و ساخته و پرداخته در طی سالیان از سوی شخصیتی ادبیات فهم با سلایقی که صرفا بازتاب دهنده علایق شخصی هستند کاملا متفاوت است. سخن در این است که نباید سلایق به جای مبانی گذاشته شوند چرا که در این صورت تنوع سلایق که لازمه شکل گیری هنر و ادبیات است از بین خواهد رفت و ادبیات وادار به یکسان سازی و یکنواخت سازی خواهد شد.

۱۳. حجاب عدم توزین: بخشی از فرمایشات و توصیه‌های مقام معظم رهبری که برامده از منظومه فکری ایشان بوده در مجرای عمل و انجام قرار گرفته. به این معنی که در سیاست‌های اجرایی کلی تبدیل به برنامه شده است. به عنوان مثال مقوله ترجمه خاصه ترجمه ادبیات دفاع مقدس یا تولید صد برابری مورد اشاره ایشان بوده است. قضاوت ما عموما درباره امکان تحقق این اهداف در ادبیات و اثار و ثمرات ان در حوزه ادبیات ایران و جهان بر پایه عمل مجریان است. یعنی گویا اقدامات و عمل مجریان بیان کننده مقصود گوینده چنین توصیه‌هایی بوده است در حالی که اینگونه نیست. چنانکه بعضا عدم درک جامع و منظومه وار از بیانات معظم له یا اجرای ناقص یا نادرست برخی مطالبات اصل این مطالبه را که صحیح و شدنی بوده به محاق برده یا به سایه رانده است؛ لذا نیاز است میان عرصه نظر و سیاستگذاری که توسط رهبر شهید انجام می‌شده و عرضه عمل تمایز قائل شویم و لزوما عمل مجریان را به عنوان معیاری برای سنجش سیاست‌های کلی فرض نکنیم.

۱۴. حجاب صورت آرمانی ادبیات: علی القاعده زمانی که از عرصه‌ای، چون ادبیات سخن به میان می‌اید هر گوینده‌ای وضعیت موجود را که مشتمل بر نقص‌ها و کاستی‌هایی است با صورت مطلوب (آرمانی) مقایسه می‌کند. حال سوال این است که در منظومه فکری قائد شهید ادبیات ارمانی که می‌توان از ان به رمان مطلوب دفاع مقدس، رمان مطلوب انقلاب اسلامی، خاطره مطلوب انقلاب اسلامی، زندگی نامه مطلوب انقلاب اسلامی چه جایگاهی دارد و چیست؟ این نکته بسیار مهمی است که بدانیم این مطلوب چیست؟ البته معیار‌ها و ارزش‌هایی که در کلام ایشان درباره ادبیات امده است مولفه‌های مشخصی از ادبیات مطلوب را بیان می‌کند، اما همچنان پژوهش در اینباره ضروری و مورد نیاز است. نکته حائز اهمیت در این باره ان است که چنین نگاه مطلوبی انحصارا برگرفته از اراء اختصاصی ادبیات نیست. بلکه تصوری است که بر اساس فقه اسلامی، اخلاق اسلامی، کارکرد‌ها و غایات ادبیات و نسبت ان با فلسفه اسلامی شکل می‌گیرد. به تعبیری ارائه تصویری از ادبیات روایی مطلوب در منظومه فکری امام شهید نیازمند توسعه مطالعاتی و فراروی از فرمایشات ایشان درباره ادبیات است. اینجا جایی است که داده‌ها و گزاره‌های بسیار دیگر ایشان در ساحات دیگر می‌تواند در تصویر ادبیات مطلوب به کار‌اید.

۱۵. حجاب نسبت ادبیات کهن با مدرن: از خصوصیات برجسته امام شهید احاطه مطالعاتی ایشان بر ادبیات کهن و مدرن به صورت توامان بود. ایشان به عنوان یک زعیم دینی شاخص از فردوسی به عنوان حکیم یاد کرده و شاهنامه را می‌ستایند. از سوی دیگر از رمانی، چون بینوایان به تمجید یاد می‌کنند. این فاصله در منظومه فکری ایشان با چه چیزی پر می‌شود؟ مشخص است که ادبیات خاصه ادبیات داستانی معاصر سال‌ها و بلکه دهه‌ها است در کشاکش انتخاب میان تراث ادبی کهن و نوامد‌های ادبیات مدرن است. تلاقی بلکه تعامل این دو در تعیین صورت ادبیات مطلوب بسیار مهم است. این علی القاعده جزوی از منظومه فکری مقام معظم رهبری است که نیازمند تدقیق اهل نظر و پژوهش است.

۱۶. حجاب عدم تخاطب علمی: رهبر شهید در نگاه پدرانه خود به صورت متناوب پذیرای طیف‌ها و گروه‌هایی از اهالی ادبیات و نویسندگان بوده‌اند. نوعا برخی از مهمترین گزاره‌ها از سوی ایشان درباره ادبیات در همین جمع‌ها بیان شده است. اما چیزی که نگارنده گزارشی از وقوع ان ندیده تخاطب علمی درباره ادبیات است. شایدچیزی که مشابه ان را بتوان در حضور ایشان در سال‌های دور در برخی مجامع و حلقه‌های شعری یافت. ایا در حوزه ادبیات داستانی چنین گفتگوی علمی و سازند‌های میان ایشان و اهالی نظر و نویسندگان داستان رخ داده است؟ روشن است که انچه در طی چنین گفت‌و‌گو‌هایی قابل اصطیاد و در جهت نیل به منظومه فکری کارامد است بسیار با اهمیت و با ارزش خواهد بود.

انچه امد، بخشی و بضعه‌ای از حجاب‌های متنوعی است که میان ما و واقعیت بیرونی ارزشمندی به نام منظومه فکری رهبر شهید در حوزه ادبیات فاصله انداخته است. گرچه هر نویسنده علاقمندی تلاش می‌کند جهت قلم خود را با خواسته‌های رهبر شهید تنظیم کرده و بیش از پیش با ان تطبیق دهد، اما واقعیت ان است که دست یابی به نظام فکری معظم له کاری به غایت علمی، پیچیده، نیازمند روش شناسی خاص و نیازمند ورود پژوهشگران ادبی و غیر ادبی از دیگر رشته‌های علمی است. از کنار این مقوله نباید به سادگی گذشت و فراهم امدن ان را به تاریخ یا حرکت عمومی و عادی ادبیات واسپرد. این نیازمند حرکت علمی برنامه ریزی شده‌ای است که مجامع و موسسات علمی می‌توانند در ان نقش افرینی کنند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha