صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

یادداشت|

شهادت مردی تاریخ‌ساز و یک انقلاب دوباره در دل انقلاب اسلامی

امروز رهبر شهید انقلاب در میان ما نیستند، اما ایران باقی مانده است؛ ایرانی که تکیه‌گاه اصلی آن مردم، نیرو‌های مسلح و یادگار‌هایی است که ایشان از خود بر جای گذاشتند.
کد خبر : 1069648

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، آرمان درویش بازیگر سینما است که در آثاری همچون «پسرکشی»، «یلدا»، «کمدی انسانی» و «چهارشنبه» و سریال «ملکه‌کدایان» ایفای نقش کرده است. او سال گذشته و در جریان چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر نیز در فیلم سینمایی «جانشین» نقش اصلی این فیلم یعنی شخصیت شهید حسین املاکی را روی پرده برد.

این بازیگر سینما در یادداشتی از حس و حال خود نسبت به روزهای وداع با رهبر معظم انقلاب گفته است که متن آن در ادامه می آید: 

«ایام وداع را پشت سر گذاشتیم؛ وداع با خاطره‌ای شیرین و مردی تاریخ‌ساز. من نیز همچون ملت ایران چشمانی اشک بار و دلی پاره پاره دارم. سال‌هاست که هر وقت تصویر یا سخنرانی حضرت آقا را در تلویزیون می‌دیدم، این دعا را از اعماق جان و با اعتقاد قلبی می‌گفتم که «خدایا از عمر من کم کن و به عمر آقا بیفزا»؛ و گذر زمان نشان داد که این دعا پشتوانه‌ای صرفاً احساسی و از روی ارادت من نداشته بلکه نشانه علاقه به مردی است که برای ایران و انقلاب اسلامی از جان و آبرو و خانواده‌اش مایه گذاشت.

من این توفیق را داشتم که در فیلم سینمایی «جانشین» نقش شهید حسین املاکی را بازی کنم. فیلمی که در بهمن ماه سال ۱۴۰۴ در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و با استقبال مخاطبان مواجه شد، اما شایستگی‌های آن از چشم هیئت داوران این رویداد سینمایی پنهان ماند.

حضرت آقا، دو روز پیش از شهادت و به واسطه یکی از دوستان، چفیه خودشان را به من هدیه دادند. هدیه‌ای ارزشمند که به حرمت شهید حسین املاکی و برای دلجویی از بی‌مهری‌هایی که نسبت به این فیلم صورت گرفت، به من اهدا شد و به من پیغام دادند که از اتفاقات جشنواره ناراحت نباشم. بعد‌ها فهمیدم این چفیه، آخرین هدیه‌ای بوده که ایشان به شخصی اهدا کرده‌اند.

برای من، این اتفاق صرفاً دریافت یک هدیه نبود. احساس کردم خداوند تکه‌ای از پازل زندگی‌ام را چیده است. از همان لحظه، احساس کردم مسئولیت سنگینی بر دوشم گذاشته شده است. با خود گفتم اگر تا امروز بازیگر سینما بوده‌ام، از این پس باید در عرصه فرهنگ و هنر، رزمنده جمهوری اسلامی ایران باشم. آن چفیه برای من فقط یک یادگار نبود؛ عهدی بود که احساس مسئولیتم را چندین برابر کرد.

شاید از نظر ظاهر، پوشش یا سبک زندگی، شباهتی به تصویری که معمولاً از نیرو‌های انقلابی در ذهن‌ها وجود دارد نداشته باشم، اما خودم را از بسیاری از کسانی که انقلابی شناخته می‌شوند، انقلابی‌تر می‌دانم. هیچ وقت در قالب ظاهر کلیشه‌ای چهره‌های ارزشی قرار نگرفته‌ام، اما عشق و ارادتم به حضرت آقا و شهید حاج قاسم سلیمانی همیشه واقعی و عمیق بوده است. هرچند هیچ‌گاه توفیق دیدار حضوری با حضرت آقا را نداشتم، اما همان هدیه برای من نشانه‌ای از همان ایمان قلبی بود که نسبت به ایشان داشتم و هنوز هم دارم. اکنون نیز با صدای بلند می‌گویم که من به راه، منش و خدای رهبر شهید ایمان دارم.

پیش از شهادت آقا، افراد زیادی را دیده بودم که نه تنها به تفکر و منش ایشان اعتقادی نداشتند، بلکه بعضاً در برابر جمهوری اسلامی نیز ایستاده بودند. اما با شهادت ایشان، اتفاق عجیبی در جامعه رخ داد. گویی دل یک ایران فرو ریخت. بسیاری ناگهان احساس کردند تکیه‌گاه بزرگی را از دست داده‌اند؛ شخصیتی که فراتر از یک انسان عادی بود و حتی شهادتش نیز جلوه‌ای از رشادت و ایمان را به نمایش گذاشت.

به گمان من، بخش قابل توجهی از مردم ایران، حضرت آقا را پس از شهادتشان دوباره کشف کردند. کسانی که سال‌ها سخنرانی‌های ایشان را شنیده بودند، اما شاید عمق آن سخنان را درک نکرده بودند، بعد از شهادت بار‌ها به همان سخنرانی‌ها بازگشتند و تازه به حکمت، دوراندیشی و عظمت اندیشه‌های ایشان پی بردند. احساس می‌کنم شأن و منزلت رهبر شهید انقلاب را در آینده، بسیار بیشتر از امروز درک خواهیم کرد. این است که خصلت بیدارگری در شهادت رهبر فرزانه انقلاب بسیار پررنگ است.

نمونه‌های این تغییر نگاه را در میان نسل جوان نیز دیده‌ام. روزی برای اصلاح مو به آرایشگاهی رفتم. جوانی آنجا کار می‌کرد که از نظر ظاهر، شاید هیچ‌کس تصور نمی‌کرد علاقه‌ای به حضرت آقا داشته باشد. گوشواره به گوش داشت و سبک پوششش کاملاً متفاوت بود، اما آن‌قدر از شهادت ایشان متأثر شده بود که پیشانی‌اش را بوسیدم و گفتم انتظار چنین احساسی را از نسل شما نداشتم.

او گفت تنها نیست و بسیاری از دوستانش نیز همین احساس را دارند. پرسیدم این علاقه از قبل وجود داشت یا بعد از شهادت آقا شکل گرفت؟ پاسخ داد که بسیاری از آنها پس از شهادت ایشان دلباخته شخصیت و اندیشه‌هایشان شده‌اند. این برای من بسیار معنادار بود؛ زیرا دیدم حتی در میان کسانی که هیچ انتظارش را نداشتم، چنین دلبستگی‌ای ایجاد شده است. نسلی که شاید پیش از آن نسبت به بسیاری از مسائل ناامید بود، امروز احساس دیگری پیدا کرده است.

من نهم اسفند ۱۴۰۴ را نقطه آغاز یک «انقلاب مجدد» برای ایران می‌دانم؛ انقلابی در دل انقلاب اسلامی که، اقتدار و حاکمیت ایران را بار دیگر تثبیت کرد.

امروز رهبر شهید انقلاب در میان ما نیستند، اما ایران باقی مانده است؛ ایرانی که به باور من، تکیه‌گاه اصلی آن مردم، نیرو‌های مسلح و یادگار‌هایی است که ایشان از خود بر جای گذاشتند. اگر امروز نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران با اقتدار عمل می‌کنند، به دلیل آن است که در همان تراز انقلابی حرکت می‌کنند که حضرت آقا ترسیم کرده بودند. من نیز امیدوارم بتوانم در عرصه فرهنگ و سینما، به سهم خود، در همان مسیر گام بردارم و مسئولیتی را که با دریافت آخرین هدیه ایشان بر دوشم گذاشته شد، به شایستگی ادا کنم.»

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha