۱۵ سال در حسرت درک یک واقعیت بودم/ روز نهم اسفند همه چیز را عوض کرد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا از مصلای بزرگ تهران، در آستانه مراسم تاریخی اقامه نماز بر پیکر مطهر آقای شهید ایران، دریای انسانی مصلی را فرا گرفته است و در میان موج جمعیت، گفتوگوهای بسیاری در وصف شخصیت و جایگاه رهبر فقید شکل میگیرد. خبرنگار ما در میان عزاداران با شهروندی میانسال به گفتوگو نشست که روایتی متفاوت و صمیمی از رابطه خود با آن مرحوم ارائه داد.
این شهروند تهرانی که خود را یکی از میلیونها مدیونِ راه و منش رهبر فقید میداند، با چشمانی اشکبار به خبرنگار ما گفت: «فکر میکنم حدود ۱۵ یا ۱۷ سال پیش بود که برای آخرین بار این حس وداع را تجربه کردیم، اما این بار، وداعی باورنکردنی است. من به نوبه خودم، فقط یک جمله میتوانم بگویم؛ ما خیلی مدیونیم.
وی در ادامه با اشاره به نگاه خود و اطرافیانش در سالهای گذشته افزود:«من شاید دارم درباره خودم و اطرافیانم حرف میزنم، اما واقعاً نمیدانستیم چقدر مدیون هستیم. فکر میکردیم با آن چیزی که واقعیت بود، خیلی فرق دارد. تصوراتی که یک سری از عوام جامعه داشتیم، با واقعیت وجودی این مرد بزرگ زمین تا آسمان تفاوت داشت.
این عزادار که لحنش در میانه سخن، حسابی شوریدهتر شد، با اشاره به یک نقطه عطف در نگرش خود بیان کرد: من نمیگویم که مخالف ایشان بودم، هرگز! اما یک سری دیدگاهها و شبهاتی در ذهنم داشتم که سالها در گوشهای از مغزم خاک میخورد. اما روز نهم اسفند، آن روز تاریخی، همه چیز برای من کامل و شفاف شد. پردهها کنار رفت و من حقیقت را همانطور که بود، دیدم.
وی در پایان با تأکید بر این که این شفافیت، وظیفه او را در قبال ادامه راه سنگینتر کرده است، خاطرنشان کرد: «حالا که چشمهایمان باز شده، دیگر هیچ بهانهای نداریم. امشب که بانگ یا حسین (ع) در این مصلی طنین انداز است، میدانم که راه او، راه حسین (ع) است و ما باید این مسیر را تا آخر برویم.
انتهای پیام/