قنوت دلتنگی/ نامهای به امام شهید انقلاب
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، عزیز آذین فرد- شهید تشنه لب، امام روزهدارِ نور!
باز آی و عصایت را بر زمین زمان تکیه بده. رجز بخوان تا کوهها از غیرت علی وارت سر به قیام بردارند و دلهای مبعوث شده از آتش عطش کربلا، رنگ سحر بگیرندای وارث حسین!
چقدر تشنهام به صدایت؛ نمیدانی این عطش چگونه در جانم ریشه دوانده است.
هر کلامت در من بوی پیراهنِ یوسف را زنده میکند و مرا به شوقی بیپایان میکشاند.
میخواهم باران شوم تا بر تنِ گلهای محمدی و شببوها ببارم. غبار از چهرهٔ معصوم شان بگیرم و بر آنها نوری جاودانه بپاشم تا جهان دوباره در نام تو به گلستانی ازلی بدل شود.
سلام بر مجاهد بزرگ زمان!
که نفسهایش را به نذر آرامشِ مردم سپرده بود و دعاهایش، چون نسیمِ سحرگاهی
بوی «أمّن یُجیب» را در جانِ شب پراکنده میکرد و به سحر پیوند میزد و نگاهش تا صبح، در بیداریِ عشق میسوخت.ای رهبر هنرمند مردم دوست!
باور کن حال من خوب است مثل حال گل، در چنگ چنگیز مغول.
از من درگذر اگر دلِ نازکتر از ماهت را مکدّر میکنم.
دلم تاب دوری تو را ندارد و در نبودنت از هم میپاشد.
بیتو جهان از برگِ خشک پاییزی هم بیارزشتر است.
خواب دیدم به همراه گلهای محمدی و سیبهای سرخِ عاشقی در مسیرِ زیارت بهشت کربلا قدم میزدی و زیر لب زمزمه میکردی:
بیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشود
داغِ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشود
دیدهٔ عقل مَستِ تو، چرخهٔ چرخ پَستِ تو
گوشِ طَرَب به دست تو، بیتو به سر نمیشود
اکنون با این خبر خوش، حال من خوب است
و در خیابانِ کشوردوست ایستادهام چشم به راهِ لحظهای که بازگردی تا نسیمِ صدایت دوباره در کوچههای انتظار بپیچد و کبوترِ صدایت از افقِ دعا بال بگیرد و در قنوتِ نماز من آشیانه کند.
چقدر دلتنگ بوی سیب و حرم حبیب شدم.
امشب که از پنجرهٔ رو به بهشت به آسمان نگاه میکنی، سلام مرا به ستارههای صحنِ اشک و عطش برسان.
انتهای پیام/