در این هفته، کسی در خانه نَمانَد...
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، محمدرضا کائینی، نویسنده و تاریخپژوه، در یادداشتی با عنوان «در این هفته، کسی در خانه نمانَد»، وداع با رهبر شهید را نه یک بدرقهٔ معمولی، که سوگواری برای خویشتن و پاسداشت چهارگانهٔ «اسلام، تشیع، تمامیت ارضی و نظام اسلامی» میداند. او با نگاهی تأملبرانگیز به دهههای همراهی با رهبر فقید، تشییع پیکر مطهرش را فریادی علیه دشمنشناسی و سازشناپذیری میخواند و از همه میخواهد که در این همایش تاریخی، خانهنشین نباشند.
در ادامه متن کامل یادداشت منتشر می شود؛
در این هفته، کسی در خانه نَمانَد...
اقترب الساعه وانشق القمر... سرانجام "یومالوداع" از راه رسید، لحظاتی که حتی پس از وصل خونین یار نیز، از آمدنش هراس داشتیم؛ مگر میتوان تجسم کرد که محل اتکاءِ دل و جان خویش در طول دهها سال را، به سوی ابدیت بدرقه کنیم؟ بهتر است اینگونه بگویم که در روزهای پیش روی، عمر، جوانی، آمال، شور و غرور خود را به تشییع خواهیم رفت! به واقع، ما سوگوار خویشتنیم! در نبودِ وی، روزگار بر ما چگونه خواهد گذشت؟ برایمان چه در چنته خواهد داشت؟
در دهههای سپری گشته حیات، کمتر ساعت و روز و هفته و ماهی بر ما گذشته است، که از یاد و مهر او سرشار و مملوّ نباشد. من در این ۴ ماه و اندیِ فُرقتش، گاه تصور بُردهام که اساسا نبودهام و هر چه بوده، هماو بوده است! قطبنمای عقل و دلِ ما، بر محور شادی و غم او نظم یافته بود. ناخودآگاه، از گذرِ زمان به نفع وی شادان می شدیم و از جفای به او ملول. این کمترین به رغم همه احتیاط، وسواس، دیرباوری و خودخواهیهایش، هیچگاه و در غبارآلودترین صحنهها نیز، نتوانست در حقانیت مسیر او تردید کند. دیگر مدعیان و پیدا و پنهانشان را نیز دیده بودیم، اما در غایت امر و ناخودآگاه، به سوی او سَر میچرخاندیم. ما از او بهتر نیافتیم و پیشتر این همه را، از صافیِ منطق و قیاس و استدلال عبور داده بودیم.
هر چند ظاهری گیرا داشت، اما هدف، رویکرد، تدبیر، زیرکی، اقتدار، صبر و مظلومیتش ما را گرفت. یک پیشوا باید تا کجا بردبار باشد، که غایتِ بسا خطایای مسئولان را پیشاپیش بداند، بدان تَذکار دهد، اما چون آنان افقِ گشودهاش را ندارند، راضی شود که خواستش را فرونهند و بارها تن به "خسارت محض" دهند؛ اما باز به امید زیست کند و راضی شود که با همراهی همان مقصرین، راهش را تداوم دهد؟
فرآیندی که حتی تاکنون نیز تداوم دارد و تازه پس از این همه، از سوی سفلگان دوران به استبداد و دیکتاتوری نیز متهم شود!
در گذرم که در این فقره، سخن تمام شدنی نیست...
اما این تشییع، هرگز برای ما یک بدرقه سنتی و متعارف نیست؛ که فریاد کردن دشمن شناسی، پایمردی، سازشناپذیری و مقاومت اوست. این جمع شدن، نه مرهمی بر دل ما تواند بود، و نه او خود در حیات و ممات به اینگونه تظاهرات دل میداد.
به قول فروغی بسطامی:
آشفتگان عشقت گیرم که جمع گردند
جمع از کجا توان کرد دلهای پاره پاره
همچنان پای بقای اسلام، تشیع، تمامیت ارضی ایران و نظام اسلامی در میان است و ابراز برائت از هر که در خارج و داخل، با تابلو بیتابلو، به هَدم آن کمر بسته است. نمایاندن عظمت و گستره دلدادگان خامنه ای بزرگ به جای خویش، اما هر کس که به چهارگانه فوق ارج می نهد، از این همایش بزرگ غافل نشود.
در این هفته، کسی در خانه نَمانَد...
انتهای پیام/