صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۲:۵۶ | ۱۰ / ۰۴ /۱۴۰۵
| |

هنر نقد؛ حلقه مفقوده فوتبال ایران/حذف تیم ملی از جام جهانی و آفت «اصحاب نِق»!

یک مدرس دانشگاه و پژوهشگر ایرانی در حوزه مردم شناسی و فرهنگ توضیحاتی را در مورد نقد از تیم ملی فوتبال بعد از مسابقات جام جهانی ارائه کرد.
کد خبر : 1066536

احسان کریمیان‌،پژوهشگر جامعه‌شناسی فوتبال_ پس از پایان کار تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 2026 و حذف در دورگروهی این مسابقات و عدم کسب توفیق در کسب عنوانِ برترین تیم های سوم از هر گروه، گفتگوها در رابطه با عملکرد تیم ملی از زوایای مختلف بالا گرفته است؛به طور کلی پرداختن به مسئلهی نقد در فوتبال مانند دیگرعرصه‌های زندگی اجتماعی ما انسان‌ها از اهمیتی وافر برخوردار است اما مسئله  نقد در فوتبال، با توجه به تکنیک‌ها و آداب فنّی‌اش،این مقوله را به شاخه‌ای اختصاصی در میان گونه‌های متنوعِتجزیه و تحلیل بدل کرده است. با این حال، به سبب کارآییمستمرِ این مفهوم در زندگی روزمره‌ فوتبال‌دوستان، مانند مواقع حذف تیم یا عدم کسب توفیق از نگاهِ طرفداران، نیاز به بررسی آن از زوایای متفاوت بیش از پیش احساس می‌شود.

در زمانه‌ ما، فوتبال بیش از آن‌که میدانِ رقابت تیم‌ها باشد،عرصه‌ای برای رقابتِ روایت‌ها و نقدها است و در این میان،علاوه برصدای کارشناسانِ فنّ و تحلیلگران، گروهی دیگر هم حضوری پررنگ دارند که من نام آن‌ها را میگذارم :«اصحابنِق»! همان‌ها که هنرشان نه در تحلیل تکنیکال، بلکه در یافتنِبهانه و خرده‌گیری‌های بی‌کران نهفته است.

اگر بخواهم آن‌ها را واضح‌تر توصیف کنم باید بگویم که «اصحاب نِق» به جای روشن کردن مسیرِ اصلاح، با افکندنِ سایه‌های بدبینی و ایرادهای بی‌اساس، فضای فوتبال را غبارآلود می‌کنند. هر تحلیل‌گرِ مُشفقی به وضوح تایید خواهد کرد که فوتبال ایران، بیش از آن‌که از کمبود استعداد یا ضعفِ نیروی انسانیِ کارآمد رنج ببرد، گرفتار جولانِ افراد کوته‌نظر،بهانه‌گیر و عیب‌جویی است که بخشِ وسیعی از انرژیِ اهالی دلسوزِ این عرصه را که می‌بایست صرف تجهیزِ زیرساخت‌ها شود، به حواشی رانده‌اند.

بنده کارشناس فنیِ رشته فوتبال نیستم اما از منظر یک هوادارِ منصف می توانم به خوبی تشخیص دهم که تیم ملی ایران در این مسابقات، عملکرد فاجعه باری نداشت و علی رغم ادوار گذشته توانسته بدون شکست این رقابت ها را به پایان برساند و این مهم با وجود عدم برخورداری از شرایط یکسان با سایر رقبا محقق شده، آنهم در شرایطی که آمریکا به عنوان اصلی ترین میزبان این مسابقات، تا روزهای منتهی به آغاز این رقابت ها در قامتِ دشمن متخاصم با ایرانیان درآمده و برخلاف مواضعِ صریحِ فیفا در ایزولاسیون فوتبال از سیاست متاسفانه بازهم شاهد کارشکنی های مکرر آمریکایی ها در رابطه با تیم ملی فوتبال ایران بودیم.

اکنون و در فضای پایان این رقابت ها برای تیم ملی ایران، ضمن تاکید بر حفظ حقّ نقد و نقادی از عملکرد تیم ملی در زمان و مکان مناسب اما هم اکنون عده ای خصوصاً در فضای مجازی با برّنده ترین واژگان و تیزترین نقدها به استقبال کاروان تیم ملی فوتبال کشور عزیزمان ایران رفته هر چند نمی شود این ناقدانِ زمان ناشناس را یکسره با عنوانِ «اصحاب نِق» بخوانم که در آن صورت خود نیز دچار معصیتِ قبیحِ برچسب زنی شده ام اما می توانم ادّعا کنم که یافتنِ اصحاب نِق در میان آنان کار چندان دشواری نیست.

 پُر واضح است حالِ کسانی که با سوء نیت و عُدواناً در زمینِ نکوهشِ دیگران گام برمی‌دارند و در طریقِ خصومت، به مذمّت و بدگوییِ مداوم مشغول می‌شوند  بررسی موقعیتِ انتقادگریِ افراد اخیر، خصوصا در قلمروِ مسائل اخلاقیِ فوتبال، کمتر مورد توجه قرار گرفته است، هرچند می‌توان با قطعیّت مدّعی شد که ردپایِ این گروه، نه تنها در حیطه‌ ورزش فوتبال بلکه در گستره‌ی گوناگون اجتماعی و فرهنگی قابل رویت است لکن نقشِ این اثر، با وضوحِ بیشتری بر لوحِ فوتبال ایران نشسته است، خصوصاً در دهه‌های اخیر،همزمان با گسترش شبکه‌های مجازی.

موضوع نقد دارای ابعاد گوناگونی است و از آن با عنوانِ هنر نقد و انتقادگری یاد می‌شود. گاهی عدم توانایی فرد در برخورداری از این شرایط، صلاحیتِ انتقادگری را از وی سلب می‌کند؛ فرقی نمی‌کند این شخص یک کارشناس فنی باشد یا پیشکسوتی دلسوز، یا یک خبرنگار باشد یا حتی هواداری نگران؛ اما آن‌چه از اهمیت برخوردار است دارا بودن شرایط انتقادگری مانند: دانشِ تخصصی، انصافِ اخلاقی، مسئولیت پذیری، پرهیز از شخصی‌سازی مسائل و بینشِ تحلیلی جامع نگرانه است؛ در کنار این‌ها منتقِد باید از آموزش‌های لازم در خصوص کسب مهارت‌های انتقادگری هم برخوردار شود. از منظر فلسفی، نقد در ذاتِ خودش تا حدودی گزنده است، به همین خاطر توصیه می‌شود که با بیان نکات مثبت یا تمجیدِ اولیه، کمی از میزانِ این گزندگی بکاهیم؛ این موضوع آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد، ساده نیست و می‌تواند در صورت تصنّعی بودن، اوضاع را وخیم‌تر کند! لذا توجه به آموزشِ این مهارت‌ها ما را به هنرِ نقد و نقّادی آراسته می‌سازد.

نکته‌ اساسی و کمتر بیان شده درباره‌ نقدِ سازنده، این است که ما نباید فردی را (صرفا) به واسطه‌ تصمیماتش مورد مواخذه قرار دهیم، بلکه تنها در صورتِ آگاهی از شرایطِ اتّخاذ ِتصمیمِ افراد است که می‌توانیم از شایستگی لازم جهتِ نقدِ وی برخوردار شویم؛ اینکه برخی در مهارت‌های عملیِ نقد، متذکر می‌شوند: (که منتقد باید پس از هر نقد، سوال را برای خودش مجددا تکرار کند و اینبار سعی کند خود را به جای انتقاد شونده و در مقام پاسخ‌گویی قرار دهد)، هم ناشی از همین معناست؛ تجربه نشان داده با رعایت همین تکنیک ساده، بسیاری از اوقات رویکرد منتقد، همدلانه‌تر از پیش می‌گردد؛ این‌که انتقادکننده خود را موظف بداند تا در خصوص کشفِ ابعاد پیدا و پنهان یک موضوع، بیشتر به موقعیت و شرایطِ خاصِ انتقاد شونده توجه کند و به تعبیر فنّی‌تر، از چگونگیِ وقایع به چرایی آن‌ها برسد.

 

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha