نترسیدم، اما از تنهایی به خدا پناه بردم!/ ایستاده چون سرو در لانه کفتاران +فیلم
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، رهبر شهید انقلاب حضرت آیتالله خامنهای از مبارزان مطرح و تاثیرگذار دوران انقلاب اسلامی محسوب میشدند و دوران پهلوی طعم دستگاه سرکوب را چشیده بودند؛ دستگاهی که آویخته به نمادهای فیزیکی سلطه و خشونت سعی میکرد تا مشروعیت نداشته رژیم پهلوی را جبران کند، اما در نهایت همین سیستم معیوب به عامل دیگری برای مشروعیتزدایی از پهلوی بدل شد. طی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحلیلهای متفاوتی از دستگاه سرکوب رژیم پهلوی ارائه شده که تحلیل مبارزانی با سابقه، چون رهبر شهید و فرزانه انقلاب به دلیل تجربه مستقیم و عینی سالهای زندان، شکنجه و سرکوب به واقعیت نزدیکتر ومستندتر است.
انتقاد از رژیم سرکوب
پرداختن به دستگاه سرکوب پهلوی بدون ترسیم مختصات آن حکومت میسر نیست. آیتالله خامنهای نیز بارها ضمن پرداختن به مشخصات حکومت پهلوی، از خفقان و دستگاه سرکوب این رژیم یاد میکردند. ایشان یکی از گرفتاریهای ملت ایران را طی سالیان متمادی، «فِقدان آزادی» و وجود خفقان در حکومتهای دیکتاتوری بهخصوص در رژیم پهلوی دانسته و میفرمودند: «[رژیم پهلوی]صدای هر معترض و آزادیخواهی را در گلو شکسته بود... کمترین انتقادی از رژیم ظالم و سفاک با برخوردهای خشن و خونین روبهرو میشد.»۱
کلیدواژه ایشان در اشاره به ماهیت رژیم پهلوی «دیکتاتوری» بود، حکومتی که «در بیکفایتی و فساد و سرسپردگی به بیگانگان در میان حکومتهای فاسد این منطقه از همه روسیاهتر بود و در طول دهها سال حکومت خود بزرگترین ضربهها را بر ملّت و کشور ایران وارد آورده بود» ۲ در این میان، ایشان به وجه دیگری از این حکومت دیکتاتوری میپرداخت که آن هم «خشونت» بود. خشونتی که شاه به وسیله آن، «ملّت را از صحنهی سیاسی کشور بیرون رانده ومنافع کشور را قربانی بندوبست با قدرتهای مداخلهگر و کمپانیهای غارتگر کرده، جوانان را با رواج ابتذال و شهوترانی از اندیشیدن به سرنوشت کشور بازداشته و صدای هر معترض و آزادیخواهی را در گلو شکسته بود.»۳
علاوه براینها، رهبر شهید انقلاب به ویژگی دیگری از این حکومت نیز اشاره داشتند که آن هم «تحمیلی و کودتایی» بودن است. حکومتی که بصورت قانونی و آرای مردمی سرکار آمده باشد نیازی به سیستم سرکوب و ساواک ندارد، اما از نظر رهبری پهلویها با کودتا سرِکار آمده بودند و حکومت کودتایی هم معلوم است چطور حکومتی است. ایشان معتقد هستند این رژیم برمردم تحمیل شده بودند و از آراء، عقاید، دلبستگیها، فرهنگ مردم و درخواست و اراده آنها هیچ نشانی نبود. آنها برای مردم ارزشی قایل نبودند و هیچ رابطه صمیمی و دوستانهای هم با مردم نداشتند. آیتالله خامنهای رابطه حکومت پهلوی و مردم را، رابطهای خصمانه برمیشمرد که رابطه ارباب و رعیّتی بود؛ «رابطه آقایی و نوکری بود؛ سلطنت بود دیگر! سلطنت و پادشاهی، معنایش همین است؛ یعنی حکومت مطلقهای که هیچ تعهّدی در مقابل مردم ندارد.»۴ چنین حکومتی برای اعمال سلطه نیازمند ابزار سخت قدرت بود که تنها بخشی از آن در ساواک عینیت مییافت.
اختناق همسایه سرکوب
شهید آیتالله خامنهای در بیان ماهیت رژیم پهلوی و خاطرات روزگار مبارزهاش از اختناق آن روزها نیز یاد کرده است و گفته «افرادی که بودند، میدانند اختناق چه بود؛ اصلاً قابل تصویر نیست.» ایشان در یکی از بیانات خود برای تبیین اختناق پهلوی به یکی از افرادی میپردازد که در تقویمش «با خط بدی یک بیت شعر غلطِ عوامانه نوشته شده بود: «یک جمله بگویید از برنا و پیر لعنت اللَّه رضا شاه کبیر» او نه شعار داده بود، نه این شعر را چاپ کرده بود، نه جایی آن را نقل کرده بود؛ فقط در تقویم جیبیاش این شعر عوامانه را نوشته بود. به همین جرم، او را شش ماه به زندان محکوم کردند!» ۵
در چنین فضای بسته و پر از اختناقی، جایی برای نمود مذهب نبود که به گفته ایشان «اولاً مراسم مذهبی که هیچ، حتی یک محیط کوچک هم برای نماز خواندن نداشتند. خودشان دُور هم جمع شدند و با پول شخصی جای کوچکی را بهعنوان نمازخانه درست کردند. مگر دستگاه اجازه میداد؟ آن روز همین دانشگاه -که عمدتاً محل اعیان و اشراف و بچهپولدارها بود- اینگونه بود؛ مرکز چه فجایع و فسادهایی! دانشگاههای دیگر هم همینگونه بود. واقعاً استاد و دانشجوی متدین در دانشگاه زیر فشار بودند.» ۶
رهبری اختناق آن زمان را عجیب میداند؛ اختناقی که از طرف هیچیک از دولتهای خارجی همچون آمریکا و فرانسه، بدان اعتراضی صورت نگرفت. ۷ علاوه براین، دوران پهلوی را دنیای جذّاب غربیها برمیشمرد؛ دنیایی که در آن به تعبیر شاه، حقوق بشر و آزادی و رأی وجود داشت، اما «خود امریکاییها، برای ایجاد وحشتگاههای ساواک و شکنجهگاهها و ابزارهای شکنجه و روشهای شکار جوانان مردم و سرکوب ملت، با رژیم پهلوی همکاری کردند! این آن لیبرال دمکراسیای است که امروز به مردم دنیا وعده میدهند و رادیوهایشان تبلیغ میکند که بشتابید به سوی این؛ای ملتهای جهان سوم! ...»۸
کوه مقاومت، زیر شکنجه ساواک
رهبر شهید انقلاب در بیان خاطراتشان چند بار از بازجویی و شکنجههای روانی در ساواک میگوید: «اذیت زبانی و تضییع و اهانتهای خیلی بد [کردند]، حرفهای خیلی زشت آنجا زدند که من یادم نمیرود. [جزئیات آن را]نمیخواهم... بگویم. برخورد خیلی تندی کردند... نه اینکه وحشت کنم بترسم، اما احساس تنهایی کردم؛ واقعا احساس کردم هیچ کس نیست که به من کمک کند و پناه بردم به خدا».۹
ایشان از انفرادی ساواک تعریف میکند؛ اتاقی کوچک به شکل مربع که «هر ضلع آن یک متر و نیم طول داشت. هیچ منفذ و روزنهای نداست. تاریکی مطلق بر همه جای آن سایه افکنده بود. ساکن آن از دیدن نور محروم بود، مگر در سلول باز میشد و یا نگهبان یا یکی از مسئولان زندان میخواست از پنجره کوچک روی در با زندانی صحبت کند.» ۱۰
افزون بر این، سیستم سرکوب پهلوی را چنین توصیف میکند: «این نبود که کسی در جایی شعار بدهد، حرفی بزند یا در تریبونی اظهارنظری بکند.» در ادامه نیز به دستگیری خود توسط ساواک اشاره میکند که ساواک دلیل آن را تفسیر سوره بنیاسرائیل عنوان میکند که «چرا شما راجع به بنیاسرائیل حرف میزنید؟ گفتم آیه قرآن است؛ من دارم آیه قرآن را معنا و تفسیر میکنم. گفتند نه، این اهانت به اسرائیل است! درس تفسیر بنده را به خاطر تفسیر آیات بنی اسرائیل -، چون اسم اسرائیل در آن بود - تعطیل کردند.» ۱۱
ایشان بار دیگر هم از هزینه دادن بابت بحث و درس تفسیر قرآن و نهجالبلاغه و مبانی نهضت اسلامی سخن گفته که «دستگاه جبارِ طاغوت، آن روز تحمل نمیکرد که یک طلبه با جمعی دانشجو بنشینند و از دین حرف بزنند؛ بخصوص که محفل دانشجویی ما آن روز، محفل گرمی هم بود؛ محفل پُرجمعیت و متراکمی بود.» ۱۲
رهبر انقلاب حتی در همان زمان شاه نیز نسبت به وضعیت شکنجه در زندانهای رژیم اعتراض کردند. چنانچه در یکی از بازجوییها که ظاهرا بازجو با لحن صمیمانهتری برخورد میکرد به اوگفتند: «برای شکنجه هرگز نظر به احضار این دفعه خود نداشتم ولی برای اینکه خاطر سرکار مستحضر باشد در همین مشهد آقای شیخعلی فصیحی را مثال میزنم که در یکی از کلانتریهای مشهد (فکر میکنم کلانتری۲) آقایان پاسبانها یکی دو ساعت به وسیله شلاق و باتوم از ایشان پذیرایی کرده بودند. آیا این هم بر طبق مقررات بوده است؟» ۱۳
ایشان با تشریح روزهای خود در زندان کمیتهی مشترک ضدخرابکاری در تهران از «شکنجهی روحی و جسمی» میگفتند که غذای روز و شبشان بود. رهبر انقلاب شیوهی شکنجهگران را بسیار حسابشده و ماهرانه میدانستند و میگفتند: «همهچیز در این زندان، خرد کردن روحیه و شخصیت زندانی را هدف گرفته بود.» ۱۴ از نظر آیتالله خامنهای عاملان ساواک، به دلیل عقده حقارت و پسماندگی یکدیگر را دکتر ومهندس خطاب میکردند. ۱۵ سیستم سرکوب از این عقده حقارت در راستای منافع خود بهره میبرد.
رهبر انقلاب بارها تاکید کردند که برخوردهای خشن حکومت توسط «ساواک جهنمی شاه» صورت میگرفت. از نظر ایشان ساواک که بوسیله سیای آمریکا و صهیونیستهای ضد بشر سازماندهی و تجهیز شده بود سختترین شکنجهها و مخوفترین زندانها را برای سرکوب کسانی که جرئت مقابله با آن رژیم را به خود میدادند، آماده داشت.» ۱۶
ایشان ساواک و دستگاه سرکوب پهلوی را زیر سایه امریکا میدانست که با کمک او بنا شده و جنایت میکند. از این رو، این نمودها را مصادیقی برای تناض میان شعارهای حقوق بشر امریکایی با واقعیت برمیشمردند که ما حقوق بشر آمریکایی را «اینجا دیدهایم - گوشه زندانها و در شکنجهگاهها - و با گوشت و پوستمان آن را لمس کردهایم. مگر ملت ایران این چیزها را فراموش میکند؟» ۱۷
فرجام بحث
چارچوب تحلیلی رهبر شهید انقلاب درباره سیستم سرکوب پهلوی و ساواک خارج از ماهیت رژیم پهلوی نیست و بر این مبنا شکل گرفته است. رژیم دیکتاتوری و استبدادی پهلوی از نظر ایشان دارای خصوصیاتی است که اختناق، خشونت و سرکوب وجه برجسته آن است. وجهی که بر خلاف ادعاهای شاه از رعایت حقوق بشر و آزادی است و حتی حکومتهای مدعی، چون آمریکا را به اعتراض وا نمیدارد. افزون بر این در روندی متناقض به ایجاد ساواک و سیستم سرکوب در رژیم پهلوی هم میپردازد و شاه را در تعبیه ابزار سرکوب و خشونت همراهی میکند.
منابع
۱. پیام به ملت ایران به مناسبت بیستمین سالگرد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷/۱۱/۲۱.
۲. همانجا.
۳. همانجا.
۴. بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه فجر (روز انقلاب اسلامی و جوانان)، ۱۳ بهمن ۱۳۷۷.
۵. در دیدار جمعی ازدانشجویان کرمان، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۴.
۶. جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه شهید بهشتی، ۱۳۸۲/۲/۲۲.
۷. همانجا.
۸. بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، ۲۴ شهریور ۸۱.
۹. هدایت الله بهبودی، شرح اسم، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ۱۳۹۲، ص ۱۷۶.
۱۰. همان، ص ۴۳۶.
۱۱. همانجا.
۱۲. بیانات در دیدار با دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۸۶/۲/۲۵.
۱۳. هدایت الله بهبودی، همان، ص ۳۷۳.
۱۴. همان، ص ۵۲.
۱۵. همان، صص ۵۳۳-۵۳۴.
۱۶. در دیدار جمعی ازدانشجویان کرمان، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۴.
۱۷. همانجا.
انتهای پیام/