بمباران شیمیایی سردشت؛ فاجعهای که نباید فراموش شود/ یازده نفر از بستگانم شهید شدند، اما فرصت تشییع نداشتم
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، هفتم تیرماه، یادآور یکی از تلخترین جنایتهای جنگ تحمیلی علیه مردم غیرنظامی ایران است؛ روزی که در سال ۱۳۶۶، شهر سردشت به عنوان نخستین شهر جهان پس از جنگ جهانی دوم هدف حمله گسترده با سلاحهای شیمیایی قرار گرفت. رژیم بعث عراق با بمباران چهار نقطه از این شهر، صدها نفر را به شهادت رساند و هزاران نفر را با عوارض ماندگار گاز خردل برای همیشه درگیر بیماری، درد و رنج کرد. با وجود گذشت نزدیک به چهار دهه از این فاجعه، بسیاری از قربانیان هنوز با پیامدهای جسمی و روانی آن دستوپنجه نرم میکنند و بخشی از آنان نیز همچنان از نظر قانونی به عنوان مصدوم شیمیایی شناسایی نشدهاند. سالگرد این حادثه، فرصتی است برای بازخوانی ابعاد انسانی، حقوقی و بینالمللی این جنایت و یادآوری مسئولیتهایی که همچنان بر عهده نهادهای داخلی و مجامع جهانی قرار دارد.
به همین مناسبت، با عبدالرحیم کریمی واحد، دبیر انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی سردشت و از بازماندگان حمله شیمیایی هفتم تیر ۱۳۶۶، درباره خاطرات آن روز، وضعیت قربانیان، چالشهای شناسایی مصدومان، پیگیری حقوقی این پرونده و ضرورت زنده نگه داشتن یاد قربانیان و معرفی ابعاد این فاجعه در سطح بینالمللی گفتوگو کردهایم.
لطفاً خودتان را معرفی کنید و درباره فعالیتهای انجمن توضیح دهید.
عبدالرحیم کریمی واحد، دبیر انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی سردشت هستم. در زمان بمباران شیمیایی سردشت، ۲۲ سال داشتم. آن روز مسیر زندگی من و خانوادهام برای همیشه تغییر کرد.
عمده فعالیتهای انجمن در زمینه احقاق حقوق قربانیان سلاحهای شیمیایی، هم در سطح ملی و هم در سطح بینالمللی، متمرکز است. همچنین در نخستین همایش «نفسهای سوخته» که آبان ماه سال گذشته با هدف پرداختن به مسائل قربانیان سلاحهای شیمیایی در تهران برگزار شد، مسئولیت دبیری اجرایی همایش را بر عهده داشتم
در هفتم تیرماه سال ۱۳۶۶، زمانی که شهر سردشت در چهار نقطه هدف بمباران شیمیایی رژیم بعث عراق قرار گرفت، یکی از این نقاط منزل مسکونی ما بود. در آن فاجعه، یازده نفر از اعضای خانوادهام به شهادت رسیدند و دیگر اعضای خانواده نیز یا مصدوم شیمیایی هستند یا به عنوان جانباز شیمیایی شناخته شدهاند.
منظور از مصدوم شیمیایی، افرادی هستند که در اثر بمباران شیمیایی آسیب دیدهاند، اما بر اساس قوانین و ضوابط موجود، به عنوان جانباز شیمیایی شناسایی نشدهاند. این موضوع یکی از مشکلات اساسی قربانیان سردشت است.
آمار واقعی قربانیان حمله شیمیایی سردشت چه تعداد است؟
براساس اسناد موجود در سازمان ملل، تعداد قربانیان سلاحهای شیمیایی در سردشت حدود ۴ هزار و پانصد نفر اعلام شده است؛ اما در اسناد ارائهشده در دادگاه «فرانسوا آنراد» که به صورت مکتوب در پرونده دادگاه موجود است، این تعداد ۸ هزار و بیست و چهار نفر ذکر شده است. همچنین خطیب وقت نماز جمعه تهران نیز همان زمان آمار هشت هزار و بیست و چهار نفر را اعلام کرد و در کتاب دکتر عباس فروتن نیز این رقم حدود هشت هزار و بیست و پنج نفر ذکر شده است.
با این حال، تاکنون تنها حدود هزار و ششصد نفر به صورت رسمی شناسایی شدهاند؛ یعنی بیش از هفتاد درصد قربانیان هنوز شناسایی نشدهاند. هرچند کمیسیونهای پزشکی همچنان فعال هستند، اما در شناسایی مصدومان شیمیایی با مشکلات و محدودیتهای جدی مواجهاند.
دلیل این مسئله را چه میدانید؟
تعاریف و معیارهایی که برای شناسایی مصدومان شیمیایی در نظر گرفته شده، نیازمند بازنگری است. برای نمونه، افرادی که پیش از سال ۱۳۸۳ در کمیسیونهای پزشکی بررسی میشدند، ممکن بود حدود ۳۵ درصد جانبازی دریافت کنند؛ اما پس از تغییر ضوابط در سال ۱۳۸۳، همان افراد با معیارهای سختگیرانهتر، گاه تنها پنج تا ده درصد جانبازی دریافت میکردند.
این در حالی است که عامل شیمیایی استفادهشده در سردشت، گاز خردل بوده است؛ گازی که در منابع علمی نیز به عنوان یک عامل ناتوانکننده شناخته میشود. آثار این گاز با افزایش سن نهتنها کاهش پیدا نمیکند، بلکه تشدید میشود؛ بنابراین انتظار میرفت معیارهای کمیسیونهای پزشکی با گذشت زمان تسهیل شود، نه اینکه سختگیرانهتر شود.
برای حل این مشکل چه اقداماتی انجام دادهاید؟
راهکارهای مناسبی برای حل این معضل وجود دارد، اما متأسفانه تاکنون اجرایی نشدهاند. یکی از مهمترین اقدامات ما، رایزنی با مجلس شورای اسلامی برای رفع خلأهای قانونی بود. در دهه هشتاد، با پیشنهاد انجمن و پیگیری نماینده وقت سردشت و پیرانشهر، قانونی با عنوان «الزام دولت به شناسایی مصدومان شیمیایی» در مجلس به تصویب رسید.متأسفانه این قانون در دولت وقت از سوی رئیسجمهور ابلاغ نشد. هرچند رئیس مجلس آن را ابلاغ کرد، اما تاکنون به طور کامل اجرایی نشده و همچنان در میان قوانین مغفول باقی مانده است.
اکنون هدف شما احیای همین قانون است؟
بله، البته امیدواریم علاوه بر اجرای آن، قوانین جامعتر و مؤثرتری نیز تدوین شود. بخش قابل توجهی از قربانیان سلاحهای شیمیایی امروز دیگر در میان ما نیستند و بسیاری از آنان بدون آنکه نامی از آنها برده شود، جان خود را از دست دادهاند. ما خود را موظف میدانیم دستکم نام و یاد آنان حفظ شود و از حافظه تاریخی مردم ایران حذف نشوند.
فعالیتهای بینالمللی انجمن بر چه موضوعاتی متمرکز است؟
نگاه ما تنها محدود به مسائل داخلی نیست. جایگاه بینالمللی فاجعه بمباران شیمیایی سردشت و مسئولیتی که سازمانهای بینالمللی در قبال آن دارند، برای ما اهمیت فراوانی دارد. اکنون با گذشت نزدیک به چهار دهه از این جنایت، احساس میکنیم این فاجعه آنگونه که شایسته بوده، در سطح جهان معرفی نشده و به تدریج در حال فراموشی است.
سازمان منع گسترش سلاحهای شیمیایی (OPCW) که مقر آن در لاهه هلند قرار دارد، بر پایه پروتکل ۱۹۲۵ منع استفاده از سلاحهای شیمیایی و میکروبی فعالیت میکند. اعتقاد ما این است که حمله شیمیایی به سردشت در هفتم تیر ۱۳۶۶ و سپس حمله به حلبچه در ۲۵ اسفند همان سال، نقش مهمی در توجه جهانی به ضرورت اجرای این پروتکل داشت.
نکته قابل تأمل این است که حمله به حلبچه حدود هشت ماه پس از بمباران شیمیایی سردشت رخ داد، اما در افکار عمومی جهان، حلبچه بسیار پررنگتر شناخته شده است. این موضوع همواره برای ما پرسشبرانگیز بوده است. باور داریم اگر فاجعه سردشت در همان زمان جایگاه واقعی خود را در افکار عمومی و مجامع بینالمللی پیدا میکرد، شاید امکان پیشگیری از فجایع بعدی نیز فراهم میشد.
درباره همایش «نفسهای سوخته» بیشتر توضیح دهید.
همایش بینالمللی «نفسهای سوخته» با محوریت جانبازان و مصدومان شیمیایی برگزار شد. هدف ما این است که این همایش جنبه بینالمللی پیدا کند و به صورت سالانه یا هر دو سال یکبار برگزار شود. همچنین تلاش داریم دبیرخانه دائمی این همایش را راهاندازی کنیم تا فعالیتها استمرار داشته باشد.
البته برنامهریزی اولیه ما بسیار گستردهتر بود. قصد داشتیم از مسئولان عالیرتبه برخی سازمانهای بینالمللی نیز دعوت کنیم. از آنجا که ارتباطات بینالمللی انجمن حتی از ارتباطات داخلی آن گستردهتر است، مقدمات این کار فراهم شده بود؛ اما به دلیل شرایط سیاسی و تحولات اخیر، امکان حضور بسیاری از مهمانان فراهم نشد و به دریافت پیامهای ویدئویی آنان بسنده کردیم.
در این همایش، علاوه بر قربانیان سلاحهای شیمیایی، از مسئولان دولتی، نمایندگان سازمانهای بینالمللی مستقر در ایران و همچنین سفیران کشورهای مختلف دعوت شدند. همچنین از مسئولان حوزه ایثارگران نیز برای حضور و حمایت دعوت به عمل آمده است. در اینجا لازم میدانم از مهندس اوحدی، سردار سلیمانی و دکتر ریمانی که در برگزاری این برنامه همکاری و پیگیری مؤثری داشتند، صمیمانه قدردانی کنم. امیدواریم بتوانیم پایهای درست برای برگزاری مستمر این همایش بگذاریم تا به تدریج به یک رویداد علمی و تخصصی تبدیل شود.
مهمترین مطالبات شما برای جانبازان و مصدومان شیمیایی چیست؟
به اعتقاد من، مشکلات جانبازان شیمیایی تنها از دو مسیر قابل پیگیری است. نخست، کاهش درد و رنج آنان از طریق بهرهگیری از پیشرفتهای علمی و پزشکی جهان و تأمین داروهای مورد نیاز، حتی با وجود محدودیتها و تحریمها. دوم، احقاق حقوق قربانیان و پیگیری پرونده عاملان این جنایت در دادگاههای بینالمللی تا هیچ جنایتکاری بدون مجازات باقی نماند.
در اواخر قرن بیستم، زمانی که جهان از حقوق بشر سخن میگفت، مردم و کودکان ما با یکی از مرگبارترین سلاحهای شیمیایی هدف قرار گرفتند و جان باختند. این پروندهها باید در مراجع بینالمللی به نتیجه برسند.
من همیشه از خبرنگاران گلایه میکنم که چرا تنها در مناسبتها به سراغ قربانیان شیمیایی میآیند. مگر رنج یک جانباز شیمیایی فقط در هفتم تیر است؟ من به عنوان یک جانباز شیمیایی، هر لحظه با مشکل تنفس و عوارض ناشی از گاز خردل زندگی میکنم. این درد محدود به یک روز یا یک مناسبت نیست.
شما در ساخت فیلم «درخت گردو» نیز همکاری داشتهاید. درباره این تجربه بگویید.
بله، در فیلم «درخت گردو» مشاور آقای محمدحسین مهدویان بودم. فردی که محور اصلی پرونده انجمن بود یعنی «کاک قادر»، توسط ما در روستای رشهرمه پیدا شد و برای ادای شهادت به دادگاه در هلند منتقل شد. چندین جلسه با او برگزار شد و این پرونده به نتایج مهمی رسید.
من همواره معتقدم سینما نقش بسیار مهمی در معرفی این جنایتها دارد. همانگونه که برخی کشورها توانستهاند از طریق سینما روایت تاریخی خود را در جهان مطرح کنند، ما نیز باید از این ظرفیت استفاده کنیم.
سال گذشته فیلمی سی دقیقهای در هلند نمایش دادیم. بسیاری میگفتند دیپلماتها حاضر نیستند سی دقیقه برای تماشای چنین فیلمی وقت بگذارند، اما برخلاف تصور، آنان تا پایان فیلم نشستند، سپس حدود پانزده دقیقه نیز توضیحات ما را شنیدند و بعد از آن بیش از بیست دقیقه در صف ایستادند تا یادداشتها و اطلاعات مربوط به این موضوع را دریافت کنند. این نشان میدهد اگر روایت درست ارائه شود، مخاطب جهانی نیز آن را دنبال خواهد کرد.
زندگی ما از فیلم «درخت گردو» هم تلختر است. من یازده نفر از اعضای خانوادهام را از دست دادهام؛ اما حتی فرصت تشییع پیکر هیچیک از آنان را نداشتم. پدر، مادر، خواهران، برادران و برادرزادههایم را از دست دادم. خواهرم همین دیروز نیز تحت عمل جراحی قرار گرفت و هنوز در بیمارستان بستری است.واقعیت این است که از سال ۱۳۶۶ تاکنون، تقریباً هیچ زمانی نبوده که یکی از اعضای خانواده ما در بیمارستان بستری نباشد. این واقعیتی است که بسیاری از خانوادههای قربانیان شیمیایی با آن زندگی میکنند.
انتهای پیام/