صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۷:۵۰ | ۲۰ / ۰۳ /۱۴۰۵
| |
عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی:

بقای مؤسسات آموزشی در ایران مستلزم بهره‌وری از فناوری‌های جدید است

محمد حسینی‌مقدم، عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، در جلسه‌ای که در پژوهشگاه فضای مجازی برگزار شد، از اهمیت هوش‌مصنوعی در آموزش گفت و اشاره کرد که برای پیشرفت هر چه بیشتر، افرادی که در این حیطه فعالیت می‌کنند باید خود را با فناوری‌های روز آشنا کنند تا بتوانند به خوبی و نفع خود از آن بهره ببرند.
کد خبر : 1062142

پژوهشگاه فضای مجازی در سی‌امین نشست از سلسله‌نشست‌های «کربن»، با موضوع «هوش‌مصنوعی چگونه آینده آموزش را متحول می‌کند؟» میزبان علاقه‌مندان و فعالان حوزه آموزش و فناوری بود. در این نشست، محمد حسینی‌مقدم، عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، به بررسی نقش هوش مصنوعی در تغییر شیوه‌های یادگیری و آموزش، فرصت‌ها و چالش‌های پیش‌روی نظام‌های آموزشی، تأثیر ابزار‌های هوشمند بر فرآیند تدریس و یادگیری، و چشم‌انداز آینده آموزش در عصر هوش‌مصنوعی پرداخت.

 

حسینی مقدم درباره هوش‌مصنوعی و تاثیر آن در مشاوره‌های تحصیلی گفت: «هوش مصنوعی می‌تواند به افراد مشاوره تحصیلی بدهد. هوش‌مصنوعی با بررسی و تحلیل داده‌ها و گزارش‌هایی که شخص در اختیار آن قرار داده است، می‌تواند بگوید که آن فرد ممکن است صنعتگر خوبی باشد و استعداد زیادی در صنعت دارد. اگر می‌خواهد صنعتگر موفقی و کسب‌وکار خوبی داشته باشد، بهتر است مهارت‌های مرتبط را فرا بگیرد. بنابراین، هوش مصنوعی می‌تواند به مثابه یک مشاور تحصیلی، در کنار من قرار بگیرد و مرا هدایت کند که چه درس‌ها و آموزش‌هایی را بگذرانم تا در آینده شغل بهتری را تجربه کنم.»

 

وی درباره طرح سوال به کمک هوش‌مصنوعی گفت: «ماشین می‌تواند به‌ راحتی سؤالات چهارگزینه‌ای، سؤالات تشریحی و سؤالات مفهومی تولید کند. اگر محتوای درسی را در اختیار ماشین قرار دهند، ماشین می‌تواند سؤالات خلاقانه را در اختیار آنها بگذارد؛ سؤالاتی که هر ترم با ترم قبلی متفاوت باشد. همچنین می‌توان از آن خواست سؤالاتی طراحی کند که استعداد دانشجو، خلاقیت دانشجو و میزان یادگیری او را محک بزند. بنابراین، ماشین‌ها می‌توانند در زمان بسیاری از کادر آموزشی صرفه‌جویی و ذخیره‌سازی ایجاد کنند تا فرایند آموزش به شکلی مؤثرتر پیش برود.»

 

این پژوهشگر درباره عملکرد هوش‌مصنوعی گفت: «در سال ۲۰۲۲، ماشین‌ها قادر بودند ده به توان هجده داده را در یک ثانیه پردازش کنند و بدون تردید تا سال ۲۰۲۶ این توانایی‌ها به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. برای درک بهتر این موضوع، اگر انسان بخواهد با توان پردازشی مغز خود همان کاری را انجام دهد که ماشین در یک ثانیه انجام می‌دهد، حدود ۳۱ میلیارد و ۶۸۸ میلیون و ۷۶۵ هزار سال زمان نیاز خواهد داشت. با این حال، ما اغلب نسبت به هوش‌مصنوعی صرفاً هیجان‌زده می‌شویم؛ زیرا برای ما فیلم تولید می‌کند، تصاویر زیبا می‌سازد یا متون جذاب می‌نویسد، اما واقعیت این است که هوش‌مصنوعی فراتر از این کاربردهاست.»

 

حسینی مقدم درباره بقای آموزش عالی در دوران هوش‌مصنوعی گفت: «به عنوان پژوهشگری که تمرکز اصلی‌اش بر آموزش عالی است، معتقدم بقای دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی، چه در ایران و چه در جهان، مستلزم بهره‌گیری از این فناوری‌های نوین است. دانشگاه در ایران حدود ۹۰ سال پیش و متناسب با نیازهای عصر صنعتی شکل گرفت. اولویت‌های آن دوران با شرایط امروز تفاوت اساسی داشته و جهان تجربه‌های متعددی را پشت سر گذاشته است. بنابراین، دانشگاه‌ها نمی‌توانند بدون توجه به این تحولات و بدون بهره‌گیری از ظرفیت‌های هوش‌مصنوعی، به بقای خود ادامه دهند.»

 

او درباره تفاوت فرآیند تحقیق در عصر هوش‌مصنوعی گفت: «در دنیا بررسی کرده‌اند که یک دانشمند (Scientist) در شرایط ایده‌آل می‌تواند حدود ۲۵۰ مقاله در سال بخواند. سپس این پرسش مطرح شد که اگر این دانشمند در حوزه زیست‌شناسی فعالیت کند، با توجه به حجم عظیم تولید دانش در این حوزه، چگونه می‌تواند از تمامی پژوهش‌های مرتبط آگاه شود؟ برای مثال، آمارها نشان می‌دهد که تنها در سال ۲۰۱۵، حدود ۲۶ میلیون مقاله در حوزه زیست‌شناسی منتشر شده است. بنابراین، حتی اگر آن دانشمند تمام عمر خود را صرف مطالعه کند، امکان خواندن همه این منابع را نخواهد داشت.»

حسینی مقدم ادامه داد: «امروزه می‌توان از هوش‌مصنوعی پرسید که از میان این حجم عظیم منابع، چه آثاری دارای اصالت، نوآوری و ارزش پژوهشی بیشتری هستند. هوش‌مصنوعی می‌تواند این منابع را بررسی کند و مشخص سازد که پژوهشگران درباره چه موضوعاتی صحبت کرده‌اند. همچنین اگر هدف، بررسی روش‌های پژوهش باشد، می‌تواند نشان دهد که مقالات عمدتاً از چه روش‌های پژوهشی استفاده کرده‌اند، جامعه آماری آنها چه بوده و سایر ویژگی‌های مرتبط را نیز تحلیل کند.»

 

وی افزود: «می‌توان حجم وسیعی از مقالات را در اختیار این ابزارها قرار داد و از آنها خواست که این منابع را بررسی کنند. در نتیجه، به‌ جای آنکه روزانه تنها یک مقاله مطالعه شود، می‌توان خلاصه و تحلیل حدود ۱۵۰ مقاله را در اختیار داشت. سپس با مطالعه این خلاصه‌ها، تشخیص داد که کدام مقالات بیشترین ارتباط را با موضوع پژوهش دارند و در ادامه، بر تعداد محدودی از مقالات کلیدی تمرکز بیشتری کرد.»

 

این پژوهشگر درباره تغییر فرهنگ مرجعیت در دوره‌ای که هوش‌مصنوعی گسترش پیدا کرده است گفت: «این فرآیند پیامدها و تبعاتی نیز به همراه دارد. برای مثال، فرهنگ مرجعیت در علم در حال تحول است. پیش از این، تصور می‌شد افرادی که تعداد بیشتری مقاله منتشر کرده‌اند یا سایتیشن‌های بیشتری دریافت کرده‌اند، مرجع علمی محسوب می‌شوند. اما ابزارها و فناوری‌های هوش‌مصنوعی ممکن است این الگو را تغییر دهند. ممکن است یک جوان ۲۲ یا ۲۳ ساله بتواند اثری منتشر کند که دنیا را متحول سازد؛ زیرا به دلیل هوش، استعداد و توانایی استفاده از حجم وسیعی از داده‌ها، قادر است کارهایی انجام دهد که یک دانشمند بسیار برجسته و دارای سایتیشن‌های علمی بالا نتواند انجام دهد.»

 

حسینی مقدم درباره آموزش اقتضایی گفت: «یک جنبه بسیار جذاب هوش‌مصنوعی آموزش اقتضایی است. ممکن است فرزند من استعدادهایی داشته باشد که حتی برای پدر و مادر نیز قابل درک و تشخیص نباشد. درک تفاوت‌های فردی و توانایی‌های ذاتی برای ما به سادگی امکان‌پذیر نیست، مگر آنکه از سازوکارها و ابزارهای ویژه‌ای استفاده شود. در این زمینه، ماشین و هوش‌مصنوعی می‌توانند کمک شایانی به ما کنند.»

 

وی ادامه داد: «برای مثال، در دوران کرونا حجم وسیعی از داده‌ها تولید شد. داده‌هایی که از دانش‌آموزان در این پلتفرم‌ها جمع‌آوری شد، هیچ‌گاه به شکل مؤثری در نظام آموزش و پرورش کشور مورد استفاده قرار نگرفت. در حالی که می‌شد از این اطلاعات برای شناخت بهتر دانش‌آموزان استفاده کرد؛ برای مثال، مشخص شود که هوش هیجانی یک دانش‌آموز چگونه است، هوش اجتماعی او در چه سطحی قرار دارد و کدام یک از انواع هوش او قوی‌تر است. همچنین نقاشی‌ها، تکالیف کلاسی، رفتارها و حتی نحوه حضور او در کلاس درس، که بسیاری از آنها در قالب فایل‌های تصویری ثبت شده بودند، می‌توانستند اطلاعات ارزشمندی درباره ویژگی‌ها و توانمندی‌های دانش‌آموزان در اختیار نظام آموزشی قرار دهند.»

 

او افزود: «هوش‌مصنوعی توانایی تحلیل این تفاوت‌ها را به خوبی دارد و هم‌اکنون نیز در بسیاری از مدارس کشورهای توسعه‌یافته مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای مثال، در کلاس ریاضی، معلم می‌تواند محتوای آموزشی را متناسب با نیازهای هر دانش‌آموز شخصی‌سازی کند. دانش‌آموزی که علاقه و استعداد بیشتری دارد، می‌تواند در سطح پیشرفته‌تری آموزش ببیند. دانش‌آموزی که علاقه کمتری دارد، می‌تواند در سطح متناسب با نیازهای خود آموزش دریافت کند. همچنین برای دانش‌آموزانی که دارای محدودیت‌های ذهنی هستند و به هر دلیل یادگیری برایشان دشوارتر است، بسته‌های آموزشی ویژه و متناسب طراحی شود.»

 

حسینی مقدم درباره استفاده درست از هوش‌مصنوعی در فرآیند آموزش گفت: «هوش‌مصنوعی می‌تواند تفاوت‌های دانش‌آموزان را شناسایی و در فرایند آموزش لحاظ کند. امروزه بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان به این نتیجه رسیده‌اند که اگر دانشگاه‌ها و اعضای هیئت علمی می‌خواهند به فعالیت مؤثر خود ادامه دهند، باید به سمت استفاده از هوش‌مصنوعی حرکت کنند و آن را در فرایندهای آموزشی و پژوهشی به کار گیرند. حتی دانشگاه‌هایی مانند هاروارد دستورالعمل‌هایی مشخص برای استفاده استادان از هوش‌مصنوعی تدوین کرده‌اند و این موضوع نشان می‌دهد که بهره‌گیری از این فناوری، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی برای آینده آموزش محسوب می‌شود.»

 

 

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha