صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۲:۰۰ | ۱۵ / ۰۳ /۱۴۰۵
| |
آنا گزارش می‌دهد

۱۵ خرداد؛ بعثت یک ملت در برابر سلطه/ مردمی که تصمیم گرفتند از حاشیه تاریخ خارج و سرنوشت خود را رقم بزند

در نیمه خرداد ۱۳۴۲، خیابان‌های قم، تهران و ورامین تنها صحنه یک اعتراض سیاسی نبود؛ ۱۵ خرداد لحظه بیداری ملتی بود که پس از سال‌ها استبداد و وابستگی، تصمیم گرفت در برابر سلطه داخلی و خارجی بایستد و سرنوشت خود را با دستان خویش رقم بزند؛ قیامی که با خون مردم آغاز شد و به تولد گفتمان استقلال، مقاومت و خودباوری در ایران انجامید.
کد خبر : 1060806

به گزلرش گروه سیاسی آنا، پانزدهم خرداد در تاریخ معاصر ایران تنها یک واقعه سیاسی یا یک اعتراض خیابانی نبود؛ ۱۵ خرداد نقطه آغاز «بعثت مردم ایران» بود. روزی که جامعه ایرانی از وضعیت رخوت، ترس و انفعال تاریخی عبور کرد و به یک خودآگاهی تازه رسید؛ خودآگاهی‌ای که بعد‌ها به انقلاب اسلامی، مقاومت منطقه‌ای و شکل‌گیری گفتمان استقلال‌خواهی در ایران انجامید.

 اگر بعثت پیامبران برای بیدار کردن انسان‌ها از غفلت و بازگرداندن آنان به مسیر حق بود، قیام ۱۵ خرداد نیز در مقیاس اجتماعی، بعثت یک ملت به شمار می‌رفت؛ ملتی که سال‌ها زیر سایه استبداد داخلی و سلطه خارجی، هویت و اراده تاریخی خود را از دست داده بود.

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، رژیم پهلوی بیش از هر زمان دیگری به آمریکا وابسته شد. ساختار سیاسی کشور عملاً در مدار منافع غرب تعریف می‌شد و حکومت تلاش می‌کرد با اجرای پروژه‌ای گسترده از غرب‌گرایی، هویت دینی و فرهنگی جامعه ایرانی را دگرگون کند. اصلاحات موسوم به «انقلاب سفید» نیز در همین چارچوب طراحی شد؛ طرحی که در ظاهر با شعار توسعه و مدرن‌سازی پیش می‌رفت، اما در واقع، مسیر وابسته‌سازی عمیق‌تر ایران به بلوک غرب را هموار می‌کرد.

در چنین شرایطی، اعتراضات علما و نیرو‌های مذهبی به رهبری امام خمینی (ره) شکل تازه‌ای به خود گرفت. تفاوت اصلی امام با بسیاری از جریان‌های سیاسی آن دوره در این بود که مسئله را صرفاً در سطح اختلاف با یک دولت یا یک شاه نمی‌دید، بلکه معتقد بود ریشه بحران در وابستگی ساختاری رژیم به نظام سلطه جهانی است. از همین رو، مبارزه او صرفاً یک نزاع سیاسی نبود بلکه تلاشی برای احیای هویت دینی، استقلال ملی و کرامت تاریخی مردم ایران محسوب می‌شد.

دستگیری امام در سحرگاه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ پس از سخنرانی تاریخی عاشورا، جرقه انفجاری بزرگ در جامعه شد. مردم در تهران، قم، ورامین، مشهد و شهر‌های دیگر به خیابان‌ها آمدند؛ نه با سازماندهی حزبی و تشکیلاتی، بلکه با یک احساس مشترک از دفاع از دین، عزت و هویت ملی. همین مسئله بود که ۱۵ خرداد را از بسیاری از جنبش‌های سیاسی متمایز کرد. در آن روز مردم تنها برای آزادی یک رهبر اعتراض نکردند؛ آنها احساس کردند که اصل موجودیت و هویتشان هدف قرار گرفته است.

رژیم شاه با خشونتی کم‌سابقه به سرکوب مردم پرداخت. خیابان‌های تهران و قم به خاک و خون کشیده شد و صد‌ها نفر به شهادت رسیدند. اما خون شهدای ۱۵ خرداد نه‌تنها اعتراضات را خاموش نکرد بلکه بذر یک آگاهی تاریخی را در جامعه کاشت؛ آگاهی‌ای که طی سال‌های بعد آرام‌آرام به یک جریان فراگیر تبدیل شد.

اهمیت ۱۵ خرداد در این است که این واقعه، مردم ایران را از «رعیت سیاسی» به «ملت تاریخی» تبدیل کرد. پیش از آن، بسیاری تصور می‌کردند قدرت شاه و حمایت آمریکا از او، هرگونه تغییر را ناممکن کرده است. فضای اختناق پس از کودتای ۲۸ مرداد نیز این حس ناتوانی را تشدید کرده بود. اما قیام ۱۵ خرداد این دیوار ترس را شکست. مردم دریافتند که می‌توان در برابر قدرت مسلط ایستاد و هزینه مقاومت را پذیرفت.

در واقع، ۱۵ خرداد آغاز شکل‌گیری همان روحیه‌ای بود که سال‌ها بعد در انقلاب اسلامی به اوج رسید؛ روحیه «ما می‌توانیم». این تحول ذهنی شاید مهم‌تر از هر دستاورد سیاسی دیگری بود. ملت ایران در ۱۵ خرداد به این باور رسید که می‌تواند سرنوشت خود را تغییر دهد و در برابر اراده قدرت‌های جهانی بایستد.

از همین منظر است که می‌توان ۱۵ خرداد را «بعثت مردم ایران» نامید. همان‌گونه که بعثت پیامبر اسلام انسان‌ها را از جاهلیت به آگاهی و مسئولیت رساند، قیام ۱۵ خرداد نیز جامعه ایران را از انفعال تاریخی به مرحله کنشگری سیاسی و اجتماعی وارد کرد. این قیام نوعی تولد دوباره برای ملت ایران بود؛ تولدی که بر پایه ایمان دینی، استقلال‌خواهی و عدالت‌طلبی شکل گرفت.

یکی از ویژگی‌های مهم ۱۵ خرداد، پیوند عمیق دین و مردم بود. برخلاف بسیاری از جنبش‌های سیاسی قرن بیستم که بر ایدئولوژی‌های صرفاً مادی تکیه داشتند، موتور محرک قیام ۱۵ خرداد باور‌های دینی مردم بود. مسجد، هیات، منبر و روحانیت به شبکه اصلی انتقال پیام تبدیل شدند و همین مسئله موجب شد که نهضت امام ریشه‌ای اجتماعی و مردمی پیدا کند. این پیوند میان دین و مردم بعد‌ها به مهم‌ترین سرمایه انقلاب اسلامی تبدیل شد.

۱۵ خرداد همچنین آغاز تقابل علنی ملت ایران با پروژه سلطه فرهنگی غرب بود. رژیم پهلوی تلاش می‌کرد الگوی پیشرفت را صرفاً در تقلید از غرب تعریف کند و جامعه ایرانی را از هویت اسلامی و تاریخی خود جدا سازد. اما قیام مردم نشان داد که جامعه ایران حاضر نیست در برابر چنین پروژه‌ای تسلیم شود. مردم در واقع از حق خود برای حفظ هویت، فرهنگ و استقلال دفاع کردند.

از سوی دیگر، ۱۵ خرداد نشان داد که عنصر شهادت چگونه می‌تواند موتور حرکت یک ملت شود. خون شهدای آن روز حافظه تاریخی جامعه ایران را دگرگون کرد. خانواده‌هایی که عزیزان خود را از دست دادند، به روایتگران یک حقیقت بزرگ تبدیل شدند و همین روایت‌ها نسل‌های بعد را به ادامه مسیر مقاومت ترغیب کرد. فرهنگ ایثار و شهادتی که بعد‌ها در دفاع مقدس به اوج رسید، ریشه‌های مهمی در ۱۵ خرداد داشت.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگر ۱۵ خرداد رخ نمی‌داد، انقلاب اسلامی نیز به شکل کنونی شکل نمی‌گرفت. این قیام، نخستین مواجهه مستقیم مردم با رژیم پهلوی در ابعادی گسترده بود و نشان داد که ظرفیت اجتماعی عظیمی برای تحول در کشور وجود دارد. همچنین امام خمینی پس از ۱۵ خرداد به رهبر بی‌بدیل جریان مبارزه تبدیل شد و نهضت اسلامی وارد مرحله‌ای تازه شد.

اما تأثیر ۱۵ خرداد تنها محدود به سقوط رژیم پهلوی نبود. این قیام در واقع نقطه آغاز شکل‌گیری گفتمان جدیدی در جهان اسلام شد؛ گفتمانی که بر استقلال، عزت و مقابله با سلطه تأکید داشت. پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ نیز ادامه منطقی همان مسیری بود که در ۱۵ خرداد آغاز شد. به همین دلیل، بسیاری از ملت‌های منطقه انقلاب اسلامی را صرفاً یک تغییر حکومت نمی‌دانستند بلکه آن را احیای دوباره اراده ملت‌ها در برابر قدرت‌های جهانی تلقی می‌کردند.

امروز نیز پس از گذشت دهه‌ها، بازخوانی ۱۵ خرداد صرفاً مرور یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه بازگشت به ریشه‌های هویت معاصر ایران است. نسلی که امروز در برابر فشار‌های خارجی، تحریم‌ها و جنگ ترکیبی دشمن ایستادگی می‌کند، ادامه همان مسیری است که در ۱۵ خرداد آغاز شد. روحیه مقاومت، استقلال‌خواهی و اعتماد به نفس ملی، میراث مستقیم آن قیام تاریخی است.

۱۵ خرداد به ملت ایران آموخت که قدرت حقیقی در اتکا به مردم و ایمان نهفته است، نه در وابستگی به قدرت‌های خارجی. همین باور بود که بعد‌ها ایران را در عبور از بحران‌های بزرگ یاری کرد؛ از دوران انقلاب و دفاع مقدس گرفته تا مواجهه با فشار‌های سیاسی و اقتصادی و جنگ تحمیلی سوم.

در نهایت، ۱۵ خرداد را باید نه صرفاً یک قیام سیاسی، بلکه آغاز یک تحول تمدنی دانست؛ تحولی که انسان ایرانی را دوباره به هویت تاریخی و دینی خود متصل کرد. این روز، نقطه آغاز بعثت ملتی بود که تصمیم گرفت از حاشیه تاریخ خارج شود و خود، سرنوشتش را رقم بزند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha