نفوذ کلام حضرت روحالله در میان مردم / پیامهایی که از جان برآمد و بر دل ملت نشست
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، چهاردهم خرداد یادآور رحلت جانگداز رهبر کبیر انقلاب اسلامی است. شخصیتی بیبدیل که با رهبری قاطع خود بساط نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را در هم پیچید و آغازگر دورانی جدید شد. نفوذ کلام امام بر جان و دل مردم به ویژه در آستانه انقلاب اسلامی موضوعی است که در این نوشتار با تکیه بر بیانات ایشان مورد بررسی قرار می گیرد.
با هجرت تاریخی امام خمینی (ره) به پاریس در مهرماه سال ۱۳۵۷، روند مبارزات انقلاب که در تابستان همان سال شتاب بیشتری یافته بود وارد مرحله جدید شد. در حالی که شاه و دستگاه امنیتی رژیم پهلوی تصور میکرد که با دور شدن ایشان از محیط مذهبی نجف و بعد مسافت از ایران، به تدریج ارتباط امام با نیروهای مبارز داخلی و مردم قطع میشود، اما افزایش فعالیتهای انقلابی امام با ورود به فرانسه بر این پنداشتها خط بطلان کشید. حضور خبرنگاران خارجی و دسترسی به منابع تبلیغاتی و رسانهای، در کنار سفر مبازران داخلی و خارجی به پاریس سبب شد تا «نوفل لوشاتو» به قبله اپوزیسیون مخالف شاه تبدیل شود.
از سوی دیگر مبارزات مردم در قالب نهضت اسلامی نیز با حوادثی همچون آتش سوزی سینما رکس آبادان، کشتار ۱۷ شهریور، حوادث ۱۳ آبان و سرکوب تظاهرات مردمی در شهرهای مختلف کشور گستره و عمق بیشتری یافته بود. در چنین شرایطی نقش هدایت و امام خمینی که دیگر نزد ناظران داخلی و خارجی و انقلابیون به عنوان یگانه رهبر این جریان شناخته میشد حائز اهمیت بود.
رهبران و فرایند هدایت انقلاب
فرآیند رهبری در انقلابها عنصری محوری است. این عنصر به ویژه در مورد انقلاب ایران که مذهب و ایدئولوژی در آن نقشی بنیادین داشت نمود بیشتری دارد. نیاز به مفسر و هدایتگری که با آگاهی از عناصر و دقائق بیدارگر این ایدئولوژی بتواند شور انقلابی مردم را در مسیری درست قراردهد زمینه را برای اقدامات روشنگرانه امام خمینی در این ایام حساس فراهم کرد.
مهمترین کارکرد رهبر در انقلابها ایجاد یگانگی وسازماندهی است. رهبران انقلاب، اهداف جنبش را روشن میکنند. درباره شیوه برخورد با حکومت تصمیم میگیرند. وضع موجود را بر اساس ایدئولوژی بسیج تحلیل میکنند؛ تصویری از جامعه¬ای بهتر ترسیم مینمایند و هواداران خود را متقاعد میسازند که جنبش پیروز خواهد شد. بدون رهبری، نارضایتی اجتماعی تنها میتواند به شورشی نافرجام بیانجامد.
در پاییز سال ۵۷ و به موازات تعمیق بحران، شاهد اتخاذ سیاستی از سوی شاه هستیم که آمیزهای از سرکوب و انفعال است. «محسن میلانی» در تقسیم بندی هشت گانه خود از مراحل انقلاب ایران، این دوره را مرحله «عقب نشینی شاه» معرفی کرده است. در این مرحله عدم قاطعیت و سردرگمی شاه بیش از پیش آشکار شد. اکنون دیگر مخالفان میتوانستند علایم ضعف و ناتوانی شاه را به آسانی مشاهده کنند. تاکتیک «بزن در رو» مخالفان، جای خود را به مواجهه رو در رو با نیروهای امنیتی داده بود و با دستیابی {امام} خمینی به رسانههای غربی، نوعی جنگ روانی میان او و شاه آغاز شد که در جریان آن آیت الله خمینی کاردانی و تدبیر فوق العاده خود را به اثبات رساند.
یکی از راههای درک «کاردانی و تدبیر فوق العاده» رهبر انقلاب، بررسی مواضع ایشان در قالب سخنرانیها وبیاناتی است که در این دوره ایراد کردهاند. این نوشتار برآن است تا پیامهای صادر شده از جانب امام خمینی در بازه زمانی پاییز ۱۳۵۷ تا پیروزی انقلاب اسلامی را بررسی کرده و محورهای بنیادین حاکم بر آنها را مشخص نماید. روشن است که واکاوی مصاحبهها و سخنرانیهای ایشان خود مجالی فراختر و پژوهشی مستقل را میطلبد.
از ۱۴ مهرماه تا ۱۲ بهمن ماه سال ۱۳۵۷، در مجموع ۳۰ پیام مکتوب از جانب امام خمینی صادر شد. این پیامها عموماً خطاب به قاطبه مردم و یا با مشخص کردن گروه یا قشری همچون نیروهای نظامی، علما و طلاب، دانشگاهیان و دانش آموزان، روستائیان و عشایر، فعالان بازار و... بود. پیامهایی که غالباً در مناسبتهای خاص و یا در پی وقوع یک رویداد منتشر میشد. در این چهار ماه، انقلاب به شرایط تعیین کننده خود رسیده و از سوی دیگر اقدامات ترمیمی و بی حاصل رژیم هم نتوانست مانع از گسترش شرارههای آن شود. با مروری اجمالی بر پیامهای امام مشاهده میشود که با وجود استقلال معنایی هر کدام از این پیام ها، محورهایی مشترک در تمام آنها قابل استخراج است.
مردم به عنوان مخاطبان اصلی
به جز دو پیام که در آنها مخاطب خاص مدنظر امام بودند، سایر پیامهای ایشان خطاب به عموم ملت، اهالی یک شهر و یا بخش خاصی از مردم نظیر کارگران، سربازان و دانشگاهیان صادر شده است. «ملت شریف ایران» منادای مشترکی است که عموماً در پیام هایرهبر انقلاب مشاهده میشود.
از سوی دیگر ایشان تمام مواضع و برنامههای مدنظر خود را به صورتی شفاف و بدون پنهان کاریهای معمول نخبگان سیاسی، به اطلاع مردم میرساند. تلاش ایشان برای کاهش فاصله فکری با مردم به گونهای است که خواننده پیام، امام ساکن در پاریس را همچون فرماندهای در میان نیروهای چریکی و در بحبوحه جنگ و گریز میپندارد: «خبری موثق دریافت نمودم که لازم است شما را مطلع کنم. توطئهای در خارج از کشور و به دست نفع جویان در دست اجراست که باید ملت ایران با کمال هوشیاری و شجاعت آن را خنثی کنند. میخواهند به مجرد رفتن شاه، دستههایی از مزدوران و اشرار را وادار کنند که به اسم ملت مسلمان به ارتش، سربازها و شهربانیها و دیگر موسسات دولتی حمله کنند و با تبلیغاتی که برای نیروهای نظامی و انتظامی میکنند به عنوان دفاع آنان را به قتل عام مردم بی دفاع وادار نمایند». ایشان همچنین با رد هرگونه معامله سیاسی که از جانب فرستادگان رژیم و دولت بختیار انجام میگرفت، جزئیات این پیشنهادات را نیز به اطلاع عموم مردم میرساندند تا آنان هم از روند تحولات آگاه شوند: «من هرگز با دولتهای غیرقانونی مذاکره نکرده و نمیکنم. اینان عمال اجانب هستند که در زیر پوشش قانون اساسی خیانت خود را نهان میکنند و اگر به قانون اساسی و آراء عمومی ارج میگذاشتند، باید هرچه زودتر کنار میرفتند.»
سازش ناپذیری و تاکید بر تداوم مسیر
از ویژگیهای قابل توجه وتحسین پیامهای امام لحن و محتوای سازش ناپذیر و تاکید بر ادامه مسیر انقلاب با قوّت بیشتر است. در هیچ یک از این پیامها حتی واژهای که بتوان از آن به شکلی غیرمستقیم تفسیری سازش پذیر و تسلیم گرایانه داشت یافت نمیشود. عقب نشینی تاکتیکی که روشی معمول در مبازرات سیاسی و انقلابی است در این منظومه فکری جایی ندارد: «ملت ما باید. از موضع قاطعی که تاکنون داشتهاند که برچیده شدن رژیم منحط پهلوی و به دست آوردن استقلال و آزادی در سایه حکومت عدل اسلامی است یک قدم عقب نشینی نکنند که عقب نشینی، کشتار سفاکانه شاه را افزایش میدهد و سستی در این راه خون پاک جوانان ما را پایمال میگرداند». ایشان همچنینی اختلاف و افتراق کلمه را در حکم انتحار و به هدر دادن خون فرزندان اسلام دانسته و لحظهای غفلت درمبارزه را منجر به وارد شدن چنان ضربهای به ملت معرفی میکند که نفس هایشان را قطع و فریادهای حقشان را در گلو میشکند.
مشخص کردن اهداف عالی
امام خمینی با بینشی تاریخ و با تکیه بر تجارب تلخ گذشته همچون انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن نفت، داشتن هدفی مشخص و ثابت را عامل کامیابی نهضت میداند. هدفی که قابل تخفیف نبوده و راه را بر فرصت طلبان مرتجع که سودای احیاء رژیم را دارند ببندد: «هدف همان است که در سخنرانیها و اعلامیههای خود ذکر نمودم:سرنگونی سلطنت پهلوی و رژیم منحوس شاهنشاهی و به پا داشتن حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ضوابط اسلام و متکی به آراء ملت». درجایی دیگر با رد اظهار پشیمانی شاه پس از وقایع ۱۳ آبان میگوید: «عزیزان من! از این هیاهوی نظامی نهراسید. شما ملت شجاع ثابت کردید که این تانکها و مسلسلها و سرنیزهها زنگ زده است و با اراده آهنین ملت نمیتواند مقابله کند. از این نرمشهای شیطانی و توبه نامههای ابلیسی فریب نخورید و نمیخورید». این هدف چنان برای امام دست یافتنی است که در شرایطی که شاه هنوز در ایران بوده ونظام پهلوی پابرجاست، به دولتهای حامی شاه هشدار میدهد که در صورت ادامه این روند، پس از پیروزی انقلاب از نفت ایران محروم و قراردادهای ایران با آنان غیر رسمی اعلام میشود.
شیوه مبارزه و برخورد با حکومت
پیامهای امام علاوه بر تبیین اهداف و سلب مشروعیت از نظام حاکم حاوی نقشه راه ملت و انقلابیون برای ضربه زدن به رژیم نیز هست. این محور به ویژه در ماههای پایانی حکومت و پس از فرار شاه که ساختار اداری و سیاسی کشور دستخوش آشوب و بی ثباتی بود بیشتر خود را نشان میدهد. حمایت از اعتصاب کارگران شرکت نفت، تأکید برتولید نفت به اندازه رفع نیازهای داخلی، عدم حمایت مالی از دولت در حال سقوط از طریق پرداخت نکردن مالیات، توصیه به تجار و بازاریان برای تامین مایحتاج مردمی و حمایت از سربازانی که از سربازخانهها فرار کردهاند از جمله نکاتی است که از نگاه ایشان پنهان نمانده است. رهبر انقلاب، اعتصاب کارگران شرکت نفت را «با ارزش و کوبنده» میداند که از هدر رفتن ثروت پربرکت ملتی فقیر توسط خائنان جلوگیری میکند و از «ملت شریف ایران» میخواهد که از اعتصاب کنندگان پشتیبانی کرده و نگذارند که برادرانشان که در راه خدمت به اسلام و کشور به پا خاستهاند رنج ببینند.
دور اندیشی امام بدان حد است که در پیام دیگری از کشاورزان میخواهند که: «همت کنند و از اقدام برای کشت خصوصاً کشت دیمی غفلت نکنند. ممکن است مفسدین قحطی مصنوعی ایجاد کرده وکشور را در مضیقه قرار دهند.» پرداختن به این گونه جزئیات به ظاهر بی اهمیت و همچنین ارائه راهکارهای موقت برای تأمین نیازهای مردم در پیامهایی که مربوط به پس از فرار شاه از کشور است نمود بیشتری دارد.
۳ محور پیامهای امام خمینی برای مردم انقلابی
«تروتسکی» معتقد است بدون سازمان رهبری کننده، انرژی تودهها مانند بخاری که در جعبه پیستون نگه داشته نشده باشد، پراکنده میگردد. اما با این حال آنچه اشیاء را به جنبش در میآورد بخار است نه پیستون. اهیمت تودهها درفرایند انقلاب بر هیچ کس پوشیده نیست، امّا وجود رهبری مسلط و دوراندیش که خود را درکنار مردم ببیند شرط لازم برای کامیابی انقلاب است.
پیامهای امام خمینی خطاب به ملت ایران بر سه محور عمده قرار دارد: نخست تبیین جنایات و خیانتهای رژیم پهلوی و بی توجهی آن به ارزشهای اسلامی و انسانی و قانون اساسی. دوم: روشن کردن هدف مبارزه که همان برپایی نظام جمهوری اسلامی پس از براندازی رژیم طاغوت است و در نهایت ارائه برنامه عمل و شیوه برخورد با حکومت مستقر به انقلابیون و مردم. این سه محور با آنچه که در ابتدای یادداشت درباره کارکردهای رهبران انقلابی گفته شده متناظر است. پیامهای رهبر انقلاب در آن شرایط حساس و سرنوشت ساز، علاوه بر «چه خواهد شد؟» بیانگر «چه باید کرد؟» در قالب توصیههای کاربردی و اجرایی نیز بود. پیامهایی که نه از جانب یک نیروی فکری بیگانه از آرمانهای مردم و نه با زبان صرفاً انقلابی و چریکی بیان نشد بلکه از نگاه مرجعی مسلط به آموزههای دینی ارئه شد که هم دغدغههای مردمی داشت و هم برای جایگزینی نظام در حال زوال، ساختاری بدیع و مبتنی بر انگارههای سیاسی فقه شیعه آماده کرده بود.
انتهای پیام/