«صفا با خانواده» ریسک شیرین خندیدن در دل بحران
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، تلویزیون سالهاست که در مواجهه با بحرانهای اجتماعی و ملی، بیش از هر چیز به سراغ روایتهای حماسی، تلخ و جدی رفته است؛ رویکردی که اگرچه در جای خود ضروری و ارزشمند است، اما گاه بخشی از واقعیت زندگی مردم را نادیده میگیرد.
واقعیت این است که حتی در سختترین روزها نیز زندگی متوقف نمیشود. خانوادهها همچنان دور یک سفره مینشینند، شوخی میکنند، نگران آینده هستند و برای عبور از دشواریها راهی پیدا میکنند. «صفا با خانواده» دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ از جایی که بحران وجود دارد، اما زندگی نیز جریان دارد.
جدیدترین ساخته منوچهر هادی را میتوان یکی از متفاوتترین تجربههای تلویزیون در سالهای اخیر دانست. نه فقط به این دلیل که سراغ یک سوژه حساس رفته، بلکه به این خاطر که تلاش کرده آن را از زاویهای کمتر دیدهشده روایت کند. تصمیم سازندگان برای روایت یک بحران ملی در قالب کمدی، تصمیمی محافظهکارانه نبود؛ بلکه ریسکی بود که میتوانست به سادگی به سوءبرداشت یا حتی شکست منجر شود؛ اما آنچه از خلال گفتوگوهای عوامل سریال برمیآید، نشان میدهد این انتخاب از ابتدا بر مبنای یک نگاه مشخص شکل گرفته است؛ اینکه طنز قرار نیست از اهمیت بحران بکاهد، بلکه قرار است چهره انسانی آن را آشکار کند.
یکی از مهمترین نقاط قوت «صفا با خانواده» در شخصیت اصلی آن نهفته است. «صفا» قهرمانی از جنس مردم عادی است؛ نه فردی خارقالعاده، نه انسانی بدون خطا و نه شخصیتی که از ابتدا برای نجات دیگران آماده شده باشد. او انسانی معمولی است که ناخواسته در موقعیتی غیرمعمول قرار میگیرد. این انتخاب هوشمندانه باعث میشود مخاطب بتواند خود را جای او بگذارد. در روزگاری که بسیاری از آثار نمایشی گرفتار قهرمانسازیهای اغراقآمیز هستند، بازگشت به شخصیتهایی که ترس دارند، اشتباه میکنند و در عین حال مسئولیت میپذیرند، اتفاقی ارزشمند محسوب میشود.
اظهارات مصطفی تنابنده نیز نشان میدهد که سازندگان از ابتدا نگران افتادن سریال به دام شعار بودهاند. همین دغدغه سبب شده «صفا با خانواده» به جای آنکه درباره مردم حرف بزند، تلاش کند از دل مردم و رفتارهای واقعی آنها روایت شود. اشاره تهیهکننده به اینکه نمونههای فراوانی از «صفا» را در میان مردم دیده است، نکته مهمی است. این سریال در پی ساختن یک قهرمان افسانهای نیست؛ بلکه میخواهد قهرمانی را در دل زندگی روزمره پیدا کند.
از سوی دیگر، سخنان پدرام کریمی به عنوان نویسنده سریال نشان میدهد که پشت فیلمنامه، نگاه مشخصی نسبت به کارکرد کمدی وجود دارد. کریمی به درستی تأکید میکند که طنز در این اثر نه ابزاری صرف برای خنداندن، بلکه راهی برای نمایش تابآوری انسان است. این نگاه یادآور بسیاری از آثار موفق جهان است که در دل تلخترین موقعیتها نیز روزنهای برای لبخند و امید باقی میگذارند. در چنین آثاری، خنده به معنای فراموشی رنج نیست؛ بلکه شکلی از مقاومت در برابر آن است.
نکته قابل توجه دیگر، تلاش نویسندگان برای پرهیز از شعارزدگی است. یکی از مشکلات رایج در آثار اجتماعی و ارزشی، تبدیل شدن شخصیتها به تریبون ایدهها و پیامهای مستقیم است، اما آنچه از توضیحات نویسنده برمیآید، این است که «صفا با خانواده» تلاش کرده ارزشهایی مانند مسئولیتپذیری، همدلی و تعلق اجتماعی را در رفتار شخصیتها متجلی کند، نه در دیالوگهای مستقیم و خطابهگونه. این رویکرد، اگر به درستی اجرا شده باشد، میتواند مهمترین عامل ارتباط مخاطب با اثر باشد.
بهرنگ علوی نیز در گفتوگوی خود به نکته مهمی اشاره میکند؛ اینکه جامعه ایرانی به شکلی تاریخی توانایی تبدیل بحران به طنز را دارد. کافی است به حافظه جمعی مردم در مواجهه با حوادث مختلف نگاه کنیم تا ببینیم چگونه شوخی، طنز و روایتهای روزمره به ابزاری برای تحمل فشارها تبدیل شدهاند. «صفا با خانواده» در واقع بر همین ویژگی فرهنگی تکیه کرده و از دل آن، موقعیتهای کمیک خلق کرده است.
یکی دیگر از امتیازهای سریال، ترکیب بازیگران باتجربه با چهرههای جوان است. حضور احمد مهرانفر در نقش اصلی انتخابی هوشمندانه به نظر میرسد. بازیگری که پیش از این نیز توانایی خود را در خلق شخصیتهای مردمی و باورپذیر نشان داده و این بار نیز با استفاده از لهجه کاشانی، تلاش کرده به شخصیت صفا هویت مستقل و ملموسی ببخشد. از سوی دیگر، آزادی عمل بازیگران در بداههپردازی، آنطور که علوی توضیح میدهد، میتواند به طبیعیتر شدن فضای کمدی کمک کرده باشد.
در عین حال نباید فراموش کرد که «صفا با خانواده» محصول شرایطی ویژه است. سریالی که بخشی از روند تولید آن همزمان با شرایط بحرانی و ناامن دنبال شده و عوامل آن ناچار بودهاند در فضایی متفاوت از شرایط معمول تولید تلویزیونی کار کنند. همین مسئله به خودی خود اهمیت پروژه را افزایش میدهد و نشان میدهد که سازندگان برای به سرانجام رساندن آن مسیر سادهای پیش رو نداشتهاند.
شاید مهمترین ویژگی «صفا با خانواده» این باشد که میخواهد به مخاطب یادآوری کند انسانها فقط در لحظات قهرمانی تعریف نمیشوند؛ بلکه در انتخابهای کوچک روزمره، در حمایت از خانواده، در حفظ امید و در کنار هم ماندن معنا پیدا میکنند. این همان مفهومی است که نویسنده از آن به عنوان «نور زندگی در دل تاریکی» یاد میکند.
در نهایت، قضاوت نهایی درباره موفقیت یا عدم موفقیت سریال را باید به مخاطبان سپرد؛ اما آنچه امروز میتوان با اطمینان گفت این است که «صفا با خانواده» دستکم یک جسارت ارزشمند را به نمایش گذاشته است؛ جسارت روایت بحران از زاویهای انسانی، مردمی و امیدوارانه. در دورانی که بسیاری از آثار ترجیح میدهند مسیرهای امتحانشده را تکرار کنند، همین جسارت میتواند مهمترین نقطه قوت این مجموعه باشد. اگر سریال بتواند میان خنده، تفکر و همدلی تعادل برقرار کند، بیتردید جایگاه ویژهای در میان کمدیهای اجتماعی تلویزیون به دست خواهد آورد.
انتهای پیام/