صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

در نشست «مبدأ نهضت» مطرح شد

قیام ۱۵ خرداد؛ طلیعه ظهور «اسلام سیاسی» در ایران معاصر / تنها ۴ پایان‌نامه و یک رساله دکتری درباره ۱۵ خرداد دفاع شده است!

نشست علمی ـ تخصصی با عنوان «مبدأ نهضت؛ تبیین ریشه‌ها و پیامد‌های قیام ۱۵ خرداد»  به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در محل خبرگزاری آنا برگزار شد.
کد خبر : 1060437

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به رهبری امام خمینی (ره)، از جمله برجسته‌ترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران به‌شمار می‌رود؛ رخدادی تعیین‌کننده که با عبور از رویکرد‌های محدود اصلاح‌گرایانه، مسیر مبارزه با رژیم پهلوی را به سوی تحولی بنیادین در ساختار سیاسی کشور سوق داد و سرآغازی برای شکل‌گیری نهضتی فراگیر شد که در نهایت به پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ انجامید. همزمان با فرارسیدن سالروز این قیام سرنوشت‌ساز، نشست علمی ـ تخصصی با عنوان «مبدأ نهضت؛ تبیین ریشه‌ها و پیامد‌های قیام ۱۵ خرداد»  به همت پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی در محل خبرگزاری آنا برگزار شد.

در این نشست، دکتر جواد منصوری، تاریخ‌نگار و از پیشکسوتان انقلاب اسلامی، حاج قاسم تبریزی، پژوهشگر تاریخ معاصر، دکتر یعقوب توکلی، دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، و دکتر مجتبی سلطانی احمدی، دانشیار دانشگاه پیام نور، به تبیین ابعاد تاریخی، فکری و سیاسی قیام ۱۵ خرداد و بررسی جایگاه آن در روند تحولات منتهی به انقلاب اسلامی پرداختند. این نشست به دبیری علمیِ محمدحسین ضمیریان برگزار شد. حاضران در این نشست همچنین با تأکید بر ضرورت بازخوانی عالمانه و دقیق قیام ۱۵ خرداد، این واقعه را از مهم‌ترین مبانی فکری و عملی نهضت اسلامی دانستند و بر نقش ماندگار آن در شکل‌دهی به گفتمان انقلاب اسلامی تأکید کردند.

آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح این نشست است.

۱۵ خرداد نخستین ظهور فراگیر نهضت اسلامی با محوریت مرجعیت دینی بود

دکتر جواد منصوری، تاریخ‌نگار و از پیشکسوتان انقلاب اسلامی، در ابتدای نشست «مبدأ نهضت» اظهار کرد: نهضت اسلامی از مهرماه ۱۳۴۱ به‌تدریج شکل گرفت و آرام‌آرام به حرکتی بی‌سابقه و غیرمنتظره تبدیل شد. برای نخستین‌بار پس از دهه‌ها فشار بر حوزه‌های علمیه و سرکوب نیرو‌های مذهبی، حوزه علمیه قم به‌صورت فعال وارد صحنه شد و مردم نیز حضوری گسترده و اثرگذار پیدا کردند. تفاوت اساسی این حرکت با جریان‌های سیاسی پیشین در آن بود که برخلاف جریان‌های ملی‌گرا، چپ‌گرا و سلطنت‌طلب، محور اصلی آن اسلام، رهبری دینی و مرجعیت بود. همین ویژگی سبب شد رژیم پهلوی و حتی ناظران خارجی با شگفتی و سردرگمی با این پدیده نوظهور مواجه شوند.

وی افزود: محرم سال ۱۳۴۲ نقطه عطف نهضت اسلامی بود. امام خمینی (ره) با صدور اعلامیه‌ای از وعاظ و خطبا خواستند مردم را نسبت به مسائل روز آگاه کنند؛ از همین‌رو، محتوای منبر‌ها و مجالس عزاداری رنگ‌وبویی متفاوت یافت و بیش از گذشته با مسائل سیاسی و اجتماعی روز پیوند خورد. پس از پایان مراسم نیز مردم با شعار‌های سیاسی و اسلامی به خیابان‌ها می‌آمدند و برای نخستین‌بار نام امام خمینی (ره) به‌صورت گسترده در شعار‌ها طنین‌انداز شد.

منصوری ادامه داد: هم‌زمان، سخنان تند و تحریک‌آمیز شاه و نیز خاطره تلخ حمله به مدرسه فیضیه، فضای جامعه را بیش از پیش ملتهب کرده بود و همین شرایط، زمینه‌ساز حوادث عاشورا و در نهایت قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ شد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های راهپیمایی عاشورای ۱۳۴۲، حضور گسترده و متنوع مردم و طرح شعار‌هایی بود که تا آن زمان در فضای سیاسی ایران سابقه نداشت. شعارهایی، چون «مرگ بر شاه» و «یا مرگ یا خمینی» برای نخستین‌بار در سطحی وسیع شنیده می‌شد.

این تاریخ‌نگار با اشاره به ترکیب اجتماعی معترضان گفت: در این حرکت، اقشار مختلف جامعه از بازاریان و کسبه گرفته تا دانشجویان، دانش‌آموزان، کارمندان و حتی برخی نیرو‌های ارتش حضور داشتند. از این منظر، ۱۵ خرداد نه یک حرکت حزبی و طبقاتی، بلکه قیامی فراگیر و مردمی با محوریت رهبری دینی بود؛ رخدادی که رژیم را با پدیده‌ای تازه، عمیق و پیش‌بینی‌ناپذیر روبه‌رو کرد. نکته مهم آن است که همین پیوند میان مرجعیت دینی و بدنه اجتماعی، بعد‌ها به یکی از ارکان اصلی تداوم نهضت و گسترش آن در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی تبدیل شد.

وی تصریح کرد: پس از سخنرانی تاریخی امام خمینی (ره) در عصر عاشورا و انتقاد‌های صریح ایشان از شاه، دولت به این جمع‌بندی رسید که با پایان یافتن مراسم محرم، موج اعتراضات نیز فروکش خواهد کرد و دیگر جریان‌های سیاسی نیز از امام حمایت نخواهند کرد. بر همین اساس، تصمیم به دستگیری امام گرفته شد.

منصوری خاطرنشان کرد:، اما برخلاف محاسبات رژیم، بازداشت امام در سحرگاه ۱۵ خرداد به انفجار خشم عمومی انجامید. به گفته برخی ناظران آن دوره، گستردگی واکنش مردم چنان غیرمنتظره بود که تنها توسل حکومت به سرکوب شدید و کشتار معترضان، رژیم را از سقوط فوری نجات داد.

مردم متدین، بار اصلی قیام ۱۵ خرداد را بر دوش داشتند

قاسم تبریزی، پژوهشگر تاریخ انقلاب، در ادامه این نشست اظهار کرد: ریشه‌های قیام ۱۵ خرداد را باید در مجموعه تحولاتی جست‌و‌جو کرد که از اوایل دهه ۱۳۴۰ آغاز شد. پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی و آیت‌الله کاشانی، حکومت با جدیت بیشتری اجرای برنامه‌های اصلاحی مورد حمایت آمریکا را دنبال کرد. نخستین گام مهم در این مسیر، تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و سپس اجرای «انقلاب سفید» بود؛ اقداماتی که با مخالفت گسترده مراجع و علما، به‌ویژه امام خمینی، روبه‌رو شد.

وی افزود: امام خمینی نه‌تنها این اقدامات را به چالش کشیدند، بلکه با تحریم رفراندوم، افشای سیاست‌های حکومت و هشدار نسبت به خطراتی که متوجه اسلام و استقلال کشور می‌دانستند، به محور اصلی مقاومت تبدیل شدند. نقطه اوج این تقابل، حمله نیرو‌های حکومتی به مدرسه فیضیه در دوم فروردین ۱۳۴۲ بود؛ حادثه‌ای که فضای کشور را بیش از پیش ملتهب کرد و زمینه را برای رویارویی نهایی فراهم ساخت.

تبریزی ادامه داد: این روند در محرم ۱۳۴۲ به اوج رسید. امام خمینی در سخنرانی تاریخی عاشورا، به‌طور مستقیم شاه را مسئول سیاست‌ها و اقدامات حکومت دانستند و سه محور اصلی سخنان خود را بر خطر متوجه اسلام، نفوذ اسرائیل و ضرورت حل مسئله حکومت شاه قرار دادند. پس از این سخنرانی، حکومت تصمیم به بازداشت ایشان گرفت؛ تصمیمی که برخلاف محاسبات رژیم، موجی گسترده از اعتراضات مردمی را در قم، تهران و شهر‌های دیگر برانگیخت.

این پژوهشگر تاریخ انقلاب خاطرنشان کرد: گستردگی واکنش‌ها به حدی بود که حتی گزارش‌های ساواک نیز از غافلگیری حکومت حکایت داشت. سرکوب شدید و خونین این اعتراضات توانست قیام را در کوتاه‌مدت مهار کند، اما ۱۵ خرداد به نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شد و مسیر نهضتی را گشود که سال‌ها بعد به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید. در واقع، این قیام اگرچه در ظاهر سرکوب شد، اما در عمل مشروعیت سیاسی و اجتماعی رژیم پهلوی را با چالشی جدی مواجه کرد و فصل تازه‌ای در مبارزات اسلامی مردم ایران گشود.

وی با اشاره به تفاوت‌های این قیام با حرکت‌های پیشین گفت: قیام ۱۵ خرداد از چند جهت با نهضت‌های پیش از خود تفاوت داشت. این نهضت دارای رهبری واحد و مشخصی بود و امام خمینی محور آن به‌شمار می‌رفتند. همچنین برخلاف بسیاری از جنبش‌های پیشین، جریان‌های ملی‌گرا، چپ‌گرا و بخش عمده روشنفکران نه‌تنها در آن مشارکت نداشتند، بلکه برخی از آنان این حرکت را محکوم کردند یا از آن اعلام برائت داشتند. در نتیجه، بار اصلی نهضت بر دوش مردم متدین و جریان اسلامی قرار گرفت و همین ویژگی، هویتی مستقل و متمایز به آن بخشید.

تبریزی تصریح کرد: اهمیت دیگر ۱۵ خرداد در آن بود که از تجربه شکست‌ها و انحراف‌های نهضت‌های پیشین بهره گرفته بود. در حالی که مشروطه، نهضت جنگل و نهضت ملی شدن نفت هر یک به دلایل مختلف با انحراف، اختلاف در رهبری یا دخالت قدرت‌های خارجی روبه‌رو شدند، نهضت ۱۵ خرداد با محوریت اسلام و رهبری واحد امام خمینی شکل گرفت. هرچند این نهضت در ظاهر با سرکوب رژیم مواجه شد و حتی برنامه حکومت بر حذف فیزیکی امام استوار بود، اما مقاومت علما، مراجع و نیرو‌های مذهبی مانع تحقق این هدف شد و مسیر نهضت را زنده نگه داشت؛ مسیری که تداوم آن در سال‌های بعد به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید.

قیام ۱۵ خرداد برآمده از اندیشه سیاسی امام و فرهنگ عاشورا بود

در ادامه این نشست، دکتر یعقوب توکلی، تاریخ‌پژوه و نویسنده آثار تاریخی، درباره ریشه‌ها و پیامد‌های قیام ۱۵ خرداد اظهار کرد: برای فهم دقیق این قیام، باید آن را در بستری تاریخی و ممتد تحلیل کرد. بر پایه این نگاه، ایران از دوره پس از جنگ‌های ایران و روس، به‌تدریج در معرض سلطه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قدرت‌های خارجی قرار گرفت و بسیاری از نهضت‌های اصلاحی و استقلال‌طلبانه، از نهضت تنباکو و مشروطه تا حرکت شهید مدرس و نهضت ملی شدن نفت، نتوانستند این چرخه را به‌طور کامل متوقف کنند.

وی افزود: بر اساس این تحلیل، ساختار سلطنت به مهم‌ترین ابزار تداوم این سلطه تبدیل شده بود؛ ازاین‌رو، مسئله اصلی صرفاً تغییر دولت‌ها یا اجرای اصلاحات مقطعی نبود، بلکه باید با ریشه‌های این ساختار مواجه می‌شد.

توکلی با بیان اینکه قیام ۱۵ خرداد صرفاً محصول حوادث سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ نبود، تصریح کرد: این قیام ریشه در اندیشه سیاسی امام خمینی داشت؛ اندیشه‌ای که سال‌ها پیش‌تر شکل گرفته بود. امام به این جمع‌بندی رسیده بودند که تجربه‌های گذشته نشان داده است مبارزه پارلمانی یا اصلاحات درون ساختار سلطنت، نمی‌تواند کشور را از وابستگی و سلطه نجات دهد. از همین رو، ایشان مسئله تغییر بنیادین نظام سیاسی و احیای نقش ولایت فقیه و رهبری دینی در اداره جامعه را مطرح کردند؛ موضوعی که به گفته وی، سال‌ها پیش از ۱۵ خرداد نیز در فضای فکری شاگردان و نزدیکان امام مورد بحث قرار داشت.

این پژوهشگر تاریخ معاصر ادامه داد: امام خمینی برای پیشبرد این تحول، بر ظرفیت جامعه شیعی و فرهنگ عاشورا تکیه داشتند. ایشان معتقد بودند مردمی که پیوندی عمیق و تاریخی با قیام امام حسین (ع) دارند، می‌توانند حامل یک نهضت بزرگ سیاسی و اجتماعی باشند. ازاین‌رو، نهضت اسلامی بر پایه مرجعیت دینی، آگاهی تاریخی و فرهنگ عاشورا شکل گرفت و قیام ۱۵ خرداد، نخستین ظهور گسترده و عینی این راهبرد در عرصه سیاسی و اجتماعی ایران بود.

توکلی یکی از نکات قابل تأمل در سیره امام خمینی را نگاه عاشورایی ایشان به مقوله مبارزه دانست و گفت: در یکی از دیدار‌های علما در نجف، هنگامی که از تجربه تلخ تنها ماندن علما در نهضت‌های گذشته سخن به میان آمد و این نگرانی مطرح شد که مردم ممکن است در این مسیر نیز رهبر نهضت را تنها بگذارند، امام تنها به یک نکته اشاره کردند: «امام حسین (ع) را هم تنها گذاشتند.» وی افزود: هنگامی که در پاسخ گفته شد «مگر شما حسین بن علی هستید؟»، امام سکوت کردند و جلسه نیز در همان سکوت پایان یافت. این روایت نشان می‌دهد که در ذهن امام، مبارزه پیش از آنکه صرفاً یک محاسبه سیاسی باشد، ریشه در تکلیفی تاریخی و عاشورایی داشت.

وی در ادامه با اشاره به ماجرای طیب حاج‌رضایی اظهار کرد: زمانی که برخی نگران بودند او در راهپیمایی عاشورا مانع حرکت مردم شود، امام درباره او فرمودند: «طیب عاشق امام حسین (ع) است؛ کسی که یک سال منتظر می‌ماند تا برای سیدالشهدا عزاداری کند، در برابر این حرکت نمی‌ایستد.» توکلی افزود: هنگامی که این پیام به طیب رسید، به‌شدت منقلب شد و اشک ریخت. این ماجرا صرفاً یک خاطره نیست، بلکه نشان‌دهنده قدرت کم‌نظیر امام در شناخت انسان‌ها و توجه به لایه‌های عمیق اعتقادی جامعه است؛ شناختی که در کنار آگاهی تاریخی گسترده، به یکی از عوامل مهم در کامیابی نهضت اسلامی تبدیل شد.

پیوند مراکز تاریخ‌نگاری و دانشگاه‌ها، به مطالعات قیام ۱۵ خرداد تعمیق می‌بخشد

در پایان این نشست، مجتبی سلطانی‌احمدی، تاریخ‌پژوه و دانشیار دانشگاه پیام نور، گفت: پیش از پرداختن به نسبتِ میان مطالعات دانشگاهی و قیام پانزده خرداد، باید بر یک نکته بنیادین تأکید کنم؛ پانزده خرداد صرفاً یک روز در تقویم ایران نیست. این رخداد را باید طلیعه‌ی ظهور «اسلام سیاسی» در ایران معاصر دانست. به باور من، پانزده خرداد ۱۳۴۲ لحظه‌ای بود که خشم تاریخی ایرانیان در برابر سلطنتِ برآمده از کودتا به ثمر نشست و مسیری تازه گشوده شد؛ مسیری که در آن، «اراده»، «هزینه‌دادن» و «خطر کردن» در پرتو ایمان دینی، به افق کنش سیاسیِ جامعه مسلمان ایران تبدیل شد.

این  تاریخ‌پژوه اظهار کرد: از این منظر، قیام پانزده خرداد سرحلقه‌ی پیوند مستحکمِ مردم ایران با اسلام سیاسی و نقطه آغاز روندی بود که ایران را از جایگاهِ «پیرامونی» در نسبت با غرب، به بازیگری مؤثر در مرکز تحولات جهان اسلام نزدیک کرد؛ روندی که در دوران رهبری امام خمینی (ره) تداوم یافت و در دوره زعامت رهبر شهید تثبیت شد. در واقع، قیام ۱۵ خرداد پشتوانه‌ای اخلاقی، اعتقادی و هویتی داشت و به سرمایه‌ای معنوی برای استقلال کشور بدل شد.

سلطانی‌احمدی ادامه داد: از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا قیام ۱۵ خرداد، استبداد پهلوی با پشتوانه خارجی، به‌ویژه حمایت آمریکا، چنان استحکام یافته بود که مقابله با آن در نگاه بسیاری دشوار و حتی ناممکن می‌نمود. در چنین فضایی، قیام پانزده خرداد با طرح هم‌زمانِ دو مؤلفه اسلام و استقلال ایران، فضای عمومی را دگرگون کرد و نشان داد که امکان مقاومت در برابر نظم سیاسی مستقر وجود دارد.

وی در ادامه، درباره نسبت میان مطالعات دانشگاهی و قیام پانزده خرداد اظهار کرد: مقصود از طرح این بحث، نه انحصار علم در دانشگاه است و نه کم اهمیت دانستن پژوهش‌هایی که در بیرون از دانشگاه و در مراکز تخصصی، اسنادی و تاریخ‌نگاری انجام می‌شود. تردیدی نیست که بخشی از پژوهش‌های ارزشمند و دقیق درباره تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی، در همین مراکز تخصصی تولید شده است. با این حال، برای آن‌که یک مسئله تاریخی در فضای نخبگانی و در لایه‌های میانی جامعه به‌طور گسترده‌تر محل بحث، آموزش و تحلیل قرار گیرد، حضور آن در دانشگاه اهمیتی تعیین‌کننده دارد. دانشگاه یکی از مهم‌ترین عرصه‌های صورت‌بندی مفاهیم، طرح پرسش‌های جدید، تربیت پژوهشگر و تولید ادبیات روشمند درباره مسائل تاریخی است، هرچند این جایگاه مطلق و انحصاری نیست.

وی با اشاره به وضعیت پژوهش‌های دانشگاهی درباره قیام ۱۵ خرداد گفت: بررسی‌ها نشان می‌دهد که از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۸۸، با وجود ۶۳۵ پایان‌نامه و رساله درباره امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی، تنها یک پایان‌نامه به‌طور اختصاصی به قیام ۱۵ خرداد پرداخته است. از آن زمان تا امروز نیز، بر اساس مستندات موجود در ایرانداک، فقط سه پایان‌نامه و یک رساله دکتری دیگر به این موضوع اختصاص یافته است. این آمار نشان می‌دهد که قیام ۱۵ خرداد، با همه اهمیت تاریخی‌اش، هنوز سهمی متناسب با جایگاه خود در پژوهش‌های مستقل دانشگاهی پیدا نکرده است.

سلطانی‌احمدی افزود: همچنین بخش عمده مقالات مرتبط با قیام ۱۵ خرداد در مجلات و مجموعه‌های وابسته به مراکز تخصصی تاریخ‌نگاری انقلاب منتشر شده و این موضوع در بسیاری از مجلات معتبر دانشگاهی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این وضعیت، نه به معنای بی‌اعتباری پژوهش‌های خارج از دانشگاه است و نه لزوماً به معنای برتری همه تولیدات دانشگاهی؛ بلکه نشان‌دهنده نوعی گسست یا کم‌ارتباطی میان دو حوزه دانشگاه و مراکز تخصصی تاریخ‌نگاری است؛ گسستی که می‌تواند مانع از شکل‌گیری ادبیات علمی گسترده‌تر درباره قیام ۱۵ خرداد شود.

وی تأکید کرد: در این زمینه، هم مراکز تاریخ‌نگاری و هم دانشگاه‌ها نیازمند بازنگری در شیوه تعامل خود هستند. حل این مسئله صرفاً با انتقال چند پژوهشگر از این‌سو به آن‌سو ممکن نیست. موضوع قیام ۱۵ خرداد باید به‌صورت جدی در گروه‌های تاریخ، علوم سیاسی، جامعه‌شناسی و مطالعات انقلاب اسلامی دانشگاه‌ها وارد شود و از سوی دیگر، مراکز تاریخ‌نگاری نیز با حفظ ظرفیت‌های تخصصی خود، زمینه پیوند بیشتر با دانشگاه را فراهم کنند.

او در پایان گفت: حمایت از پایان‌نامه‌ها و رساله‌های مرتبط، تعریف پروژه‌های مشترک، تسهیل دسترسی پژوهشگران به اسناد، برگزاری نشست‌های علمی مشترک و انتشار دستاورد‌ها در مجلات دانشگاهی و تخصصی، می‌تواند به تقویت این پیوند کمک کند. تا زمانی که ارتباطی مؤثر و نهادینه میان مراکز تاریخ‌نگاری و دانشگاه‌ها شکل نگیرد، بازخوانی علمی و چندسویه قیام ۱۵ خرداد به اندازه شایسته خود گسترش نخواهد یافت.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha