صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۱۶ | ۰۸ / ۰۳ /۱۴۰۵
| |

حمایت از کودکان ایران در جنگ

حمایت از کودکان، صرفاً یک تعهد بین‌المللی نیست، بلکه یک وظیفه ملی نیز به‌شمار می‌آید. تقویت نظام‌های حمایتی داخلی، افزایش تاب‌آوری اجتماعی و فراهم‌سازی بستر‌های لازم برای تداوم خدمات اساسی، می‌تواند تا حدی از آثار منفی مخاصمات بر کودکان بکاهد و خلأ‌های موجود در سطح بین‌المللی را جبران کند.
کد خبر : 1059327

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا،  محمدمهدی سیدناصری حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان در یادداشتی نوشت: پرسش اساسی آن است که چرا با وجود این حجم از قواعد و تعهدات، حمایت ویژه از کودکان، آن‌گونه که باید، تحقق نیافته است؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند نگاهی چندلایه و تحلیلی است که هم به ساختار نظام حقوق بین‌الملل توجه داشته باشد و هم به شرایط خاص مخاصمات معاصر.

در سطح نخست، باید به ماهیت نظام حقوق بین‌الملل اشاره کرد؛ نظامی که برخلاف نظام‌های حقوقی داخلی، فاقد یک مرجع مرکزی مقتدر برای تضمین اجرای قواعد است. در چنین ساختاری، اجرای تعهدات، تا حد زیادی به اراده و رفتار دولت‌ها وابسته است. به بیان دیگر، هرچند قواعد حمایتی از کودکان به‌روشنی تدوین شده‌اند، اما ضمانت اجرای آنها، در بسیاری موارد، با ضعف و محدودیت مواجه است. این ویژگی ساختاری، یکی از مهم‌ترین دلایلی است که می‌تواند به نادیده‌گرفته‌شدن حمایت‌های ویژه از کودکان در عمل منجر شود.

در سطح دوم، باید به تأثیر ملاحظات سیاسی و توازن قدرت در عرصه بین‌المللی توجه داشت. در بسیاری از موارد، واکنش جامعه بین‌المللی به نقض حقوق بشر و حقوق کودک، نه صرفاً بر اساس معیار‌های حقوقی، بلکه در پرتو منافع و ملاحظات سیاسی شکل می‌گیرد. این امر، می‌تواند به بروز نوعی «ناهمسانی در اجرا» بینجامد؛ به‌گونه‌ای که برخی نقض‌ها با واکنش‌های شدید و فوری مواجه شوند، در حالی که برخی دیگر، با سکوت یا واکنش‌های محدود روبه‌رو گردند. چنین وضعیتی، این پرسش را تقویت می‌کند که آیا حمایت از کودکان، در عمل، تابعی از معیار‌های واحد و بی‌طرفانه است یا خیر.

در سطح سوم، پیچیدگی‌های مخاصمات معاصر نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند. جنگ‌های امروز، اغلب با ویژگی‌هایی همچون پراکندگی جغرافیایی، استفاده از فناوری‌های نوین و درهم‌تنیدگی با حوزه‌های غیرنظامی همراه‌اند. این پیچیدگی‌ها، تشخیص دقیق موارد نقض، انتساب مسئولیت و حتی دسترسی به اطلاعات را دشوارتر می‌سازند.

در چنین شرایطی، کودکان، که بیش از دیگران به حمایت نیاز دارند، ممکن است در عمل از دید نظام‌های نظارتی و حمایتی دور بمانند.

با این حال، این عوامل، هرچند توضیح‌دهنده بخشی از واقعیت‌اند، نمی‌توانند توجیهی برای نادیده‌گرفتن تعهدات حقوقی باشند. حقوق بین‌الملل، به‌ویژه در حوزه حمایت از کودکان، بر اصولی استوار است که هدف آنها، کاهش رنج انسانی حتی در سخت‌ترین شرایط است. از این‌رو، هرگونه فاصله میان این اصول و واقعیت‌های میدانی، باید به‌عنوان یک مسئله جدی مورد توجه قرار گیرد و برای رفع آن، راهکار‌های عملی جست‌و‌جو شود.

در این میان، یکی از نکات مهم، نحوه طرح و پیگیری نقض‌هاست. در بسیاری از موارد، عدم مستندسازی دقیق و نظام‌مند، موجب می‌شود که نقض‌های رخ‌داده، به‌درستی در سطح بین‌المللی بازتاب نیابند. بدون داده‌ها و شواهد معتبر، امکان جلب توجه نهاد‌های بین‌المللی و پیگیری حقوقی به‌شدت کاهش می‌یابد. از این‌رو، تقویت ظرفیت‌های مستندسازی، به‌عنوان یکی از پیش‌شرط‌های تحقق حمایت مؤثر، اهمیت ویژه‌ای دارد.

افزون بر این، نقش گفتمان‌سازی نیز نباید نادیده گرفته شود. آنچه در سطح بین‌المللی به‌عنوان یک «مسئله» شناخته می‌شود، غالباً نتیجه تلاش‌های مستمر برای برجسته‌سازی آن است. در صورتی که نقض حقوق کودکان ایرانی، به‌صورت مستند، مستمر و حرفه‌ای در عرصه‌های علمی، رسانه‌ای و دیپلماتیک مطرح شود، احتمال واکنش و توجه بیشتر نیز افزایش خواهد یافت.

از سوی دیگر، باید به ضرورت بازخوانی و تقویت سازوکار‌های موجود نیز توجه داشت. نهاد‌های بین‌المللی، اگرچه در زمینه نظارت و گزارش‌گری فعال‌اند، اما در بسیاری موارد، ابزار‌های کافی برای اعمال فشار مؤثر در اختیار ندارند. این وضعیت، لزوم اصلاح و به‌روزرسانی این سازوکار‌ها را برجسته می‌سازد؛ به‌گونه‌ای که بتوانند در مواجهه با نقض‌های گسترده، واکنش‌های سریع‌تر و مؤثرتری نشان دهند.

در کنار این اقدامات، مسئولیت داخلی نیز اهمیت دارد. حمایت از کودکان، صرفاً یک تعهد بین‌المللی نیست، بلکه یک وظیفه ملی نیز به‌شمار می‌آید. تقویت نظام‌های حمایتی داخلی، افزایش تاب‌آوری اجتماعی و فراهم‌سازی بستر‌های لازم برای تداوم خدمات اساسی، می‌تواند تا حدی از آثار منفی مخاصمات بر کودکان بکاهد و خلأ‌های موجود در سطح بین‌المللی را جبران کند. در نهایت، باید اذعان کرد که پرسش از چرایی نادیده‌گرفتن حمایت ویژه از کودکان ایرانی، صرفاً یک پرسش انتقادی نیست، بلکه دعوتی به بازاندیشی در کارآمدی نظام حقوق بین‌الملل است. اگر این نظام، بخواهد همچنان مدعی حمایت از آسیب‌پذیرترین افراد باشد، باید بتواند در عمل نیز این حمایت را محقق سازد.

در غیر این صورت، خطر آن وجود دارد که قواعد حقوقی، از جایگاه خود به‌عنوان ابزار‌های مؤثر حمایت، به مجموعه‌ای از اصول غیرالزام‌آور تقلیل یابند. کودکان ایران، به‌عنوان دارندگان حقوقی که به رسمیت شناخته شده‌اند، شایسته آن‌اند که حمایت‌های وعده‌داده‌شده، در عمل نیز برای آنان تحقق یابد.

پاسخ به این مطالبه، نه‌تنها به سود این کودکان، بلکه به نفع اعتبار و مشروعیت کل نظام حقوق بین‌الملل خواهد بود. زیرا در نهایت، ارزش هر نظام حقوقی، نه در متن قواعد آن، بلکه در میزان تحقق آنها در زندگی واقعی انسان‌ها سنجیده می‌شود.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha