روایت زنان لبنانی از یک فاجعه انسانی/تلاش برای کشف جهان فکری حزبالله
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در ابتدای نشست جنایت نقد و بررسی کتاب های «دشواری مبارک» و «فندق السفیر»، مرتضی قاضی ضمن قدردانی از مسئولان باغ کتاب و مجمع ناشران انقلاب اسلامی، به شرایط خاص امسال و تعطیلی نمایشگاه حضوری کتاب به علت جنگ اشاره کرد و گفت: امسال از دورهمیها و نشستهایی که در نمایشگاه حضوری کتاب برگزار میشد محروم هستیم، اما باغ کتاب با فضای فرهنگی و برنامههای خود توانسته این خلأ را تا حدی جبران کند.
وی همچنین از تلاشهای برگزارکنندگان این برنامه و حمایتهای صورتگرفته برای تداوم نشستهای فرهنگی تقدیر کرد و افزود: دفتر هنر و ادبیات بیداری حوزه هنری که بنده افتخار همکاری با آن را دارم، در حوزه روایتهای بینالمللی فعالیت میکند؛ روایتهایی از لبنان، نیجریه، افغانستان، پاکستان و دیگر کشورها برای مخاطب ایرانی. یکی از مهمترین اولویتهای ما پرداختن به موضوع لبنان و حزبالله است.
قاضی با اشاره به کتاب «دشواری مبارک» توضیح داد: این کتاب درباره جانبازان حادثه انفجار پیجرها در لبنان است؛ جانبازانی که برای درمان به ایران منتقل شده بودند و در هتل لاله اقامت داشتند. همین مسئله بهانهای شد برای شکلگیری این پروژه روایی.
فائضه غفارحدادی در ادامه نشست، درباره شکلگیری کتاب «دشواری مبارک» توضیح داد: در هفتهها و ماههای ابتدایی پس از انفجار پیجرها در لبنان، ایده این کتاب از سوی آقای قاضی و دفتر بیداری حوزه هنری مطرح شد. گفته شد تعدادی از مجروحان برای درمان در ایران هستند و خانوادههایشان نیز همراه آنان در هتل اقامت دارند. پیشنهاد شد که بتوانیم وارد فضای زندگی این خانوادهها شویم و روایتهایی از این ماجرا ثبت کنیم.
وی افزود: در ابتدا تصور میکردم شاید این تجربه نهایتاً به چند یادداشت کوتاه ختم شود، چون هنوز التهاب حادثه فروکش نکرده بود و معمولاً روایتهای اولیه در چنین شرایطی ممکن است شعاری یا شبیه به هم باشند. اما وقتی وارد فضای گفتوگو با خانوادهها شدم، متوجه شدم که روایت زنان، مادران، همسران و دختران این جانبازان ظرفیت انسانی بسیار عمیقی دارد.
غفارحدادی تأکید کرد: برای من مهم بود که این روایتها برای مخاطب جهانی هم قابل لمس باشد. اگرچه ممکن است مخاطب خارجی با یک رزمنده حزبالله ارتباط مستقیمی برقرار نکند، اما احساس مادرانه، رابطه دختر با پدر یا نگرانی همسر برای شوهر، مفاهیمی جهانیاند و نیاز به ترجمه فرهنگی ندارند.
او حادثه انفجار پیجرها را «جنایتی بیسابقه» توصیف کرد و گفت: این اتفاق فقط یک عملیات نظامی نبود. وسیلهای غیرنظامی در فضایی غیرنظامی و در کنار زن و بچه مردم منفجر شد. این یک جنایت تازه در تاریخ معاصر بود که میتوانست جهان را وارد مرحله جدیدی از جنگ و ناامنی کند.
غفارحدادی درباره انتخاب ۴۰ روایت در کتاب توضیح داد: بعضی دوستان میپرسند چرا ۴۰ روایت؟ مگر با ۱۰ روایت موضوع منتقل نمیشد؟ پاسخ من این است که این فقط ۴۰ روایت از میان حدود ۴۰۰۰ انفجار است. هر کدام از این افراد یک خانواده، آرزو، آینده و زندگی داشتند. وقتی از خانوادهها حرف میزنیم، در واقع نشان میدهیم که یک انفجار چگونه یک شبکه انسانی کامل را تحت تأثیر قرار داده است.
وی افزود: ما میخواستیم مخاطب احساس کند اینها عدد نیستند. هر کدام انساناند، با روابط عاطفی، ترسها، امیدها و جهان ذهنی خاص خودشان.
در بخش دیگری از نشست، شبنم غفاری حسینی درباره کتاب «فندق السفیر» سخن گفت و توضیح داد: پس از شهادت سید حسن نصرالله و در جریان جنگ، گروهی از خانوادههای لبنانی و جانبازان حادثه پیجرها به سوریه منتقل شدند. بسیاری از آنها در هتلی به نام «فندق السفیر» اسکان داده شده بودند. این کتاب روایت حضور همین خانوادهها، جانبازان و نیروهای جهادی ایرانی در آن فضاست.
وی با اشاره به شرایط دشوار حضور تیم روایت در سوریه گفت: ما در شرایط کاملاً جنگی وارد سوریه شدیم. جنوب لبنان زیر آتش بود و هزاران خانواده لبنانی به سوریه پناه آورده بودند. از نظر امنیتی شرایط فوقالعاده سختی وجود داشت. بسیاری از مکانها هر لحظه احتمال هدف قرار گرفتن توسط اسرائیل را داشتند.
غفاری حسینی ادامه داد: دو هفته اول تقریباً هیچ جا اجازه کار نمیدادند. حتی محل اقامت مناسبی هم نداشتیم. در سرمای شدید و با حداقل امکانات زندگی میکردیم و مدام احتمال حمله وجود داشت.
او درباره روند مصاحبهها نیز توضیح داد: شرایط حفاظتی به قدری شدید بود که حتی گاهی اجازه ضبط صدا هم نداشتیم. مترجم نداشتیم یا مترجمها مدام تغییر میکردند. با این حال تلاش کردیم به جهانبینی این آدمها نزدیک شویم؛ اینکه مقاومت را چگونه میبینند و چطور با جنگ زندگی میکنند.
نویسنده «فندق السفیر» تأکید کرد: ما فقط دنبال ثبت خاطرات نبودیم. میخواستیم بفهمیم این آدمهایی که هر روز با جنگ زندگی میکنند، چگونه فکر میکنند، چه نگاهی به شهادت، مقاومت و امداد الهی دارند و جهان ذهنیشان چگونه شکل گرفته است.
او افزود: در این کتاب خوابها، نشانهها، امدادهای غیبی و نگاه معنوی رزمندگان حزبالله کاملاً جدی است. آنها با این مفاهیم زندگی میکنند و برنامهریزی میکنند.
غفاری حسینی درباره نگاه نسل جدید لبنان به ایران نیز گفت: نسل قدیمی شیعیان لبنان رابطه عاطفی عمیقی با ایران دارد؛ از امام موسی صدر و شهید چمران تا جنگ ۳۳ روزه. اما نسل جدید، بهویژه متولدین دهههای اخیر، دچار تردیدهایی نسبت به ایران شدهاند. این مسئله را از نزدیک حس کردیم و به نظرم برای فعالان حوزه روایت و رسانه بسیار مهم است که به آن توجه کنند.
حسین کیانی، مستندساز و پژوهشگر تاریخ انقلاب، نیز در این نشست با اشاره به ظرفیتهای سینمایی و رسانهای این روایتها گفت: این اتفاق یک اقیانوس روایت برای خلق آثار تصویری و سینمایی است. حادثه انفجار پیجرها صرفاً یک رخداد امنیتی نیست؛ یک فاجعه انسانی و تمدنی است که میتواند چهره واقعی اسرائیل را برای جهان آشکار کند.
وی افزود: حزبالله امروز نیاز دارد از دل این حادثه روایت تولید کند؛ روایتهایی که به بازگشت این جانبازان به زندگی، مقاومت و مبارزه معنا بدهد.
کیانی ادامه داد: در لبنان این نگاه وجود داشت که جانبازان پیجر، کسانی هستند که سریعترین لبیک را به فرمان مقاومت گفتهاند. آنها در لحظه تردید نکردند و همین لبیک، آنها را به این سرنوشت رساند.
در پایان نشست، نویسندگان و کارشناسان حاضر بر اهمیت ثبت روایتهای مقاومت و انتقال تجربه زیسته مردم لبنان تأکید کردند.
فائضه غفارحدادی در سخنان پایانی خود گفت: اگر این کتاب توانسته تصویری واقعی از خانوادههای حزبالله ارائه بدهد، نتیجه یک کار گروهی بوده است.
شبنم غفاری حسینی نیز با اشاره به همکاری اعضای تیم روایت افزود: این پروژه حاصل تلاش جمعی بود و همه اعضای گروه در شکلگیری آن سهم جدی داشتند.
انتهای پیام/