از تخته و گچ تا فضای باز و پارک؛ عشقِ معلمی که هیچ مانعی نتوانست آن را خاموش کند
به گزارش خبرگزاری آنا، در روزگاری که شرایط جنگ میتواند حتی سادهترین ارتباطهای انسانی را تحتتأثیر قرار دهد، معلمان این سرزمین کهن رسالت خود را فراتر از دیوارهای کلاس درس میبینند؛ معلمانی که آموزش را نه یک شغل، بلکه یک عهد مقدس با آینده میدانند.
آزاده صفری یکی از همین معلمان است؛ بانویی که عشق به دانشآموزانش، مرزهای کلاس، مدرسه و حتی شرایط دشوار را درنوردیده و او را به الگویی از تعهد، فداکاری و امید بدل کرده است.
او که دل در گرو آموزش و پرورش کودکان کلاس اولی مدرسه پسرانه سمای آباده دارد، در شرایطی که محدودیتهای ناشی از وضعیت جنگ تحمیلی، حضور عادی در کلاس را دشوار کرده بود، هرگز اجازه نداد فاصله، میان او و شاگردان کوچکش دیواری بلندتر از گچ و تخته بسازد.
اگرمدرسه به خاطر حفظ امنیت شاگردانش تعطیل شد، آموزش در دل فضای باز ادامه یافت، پارک و هر گوشه امنی به کلاس بدل شد.
آزاده صفری در این مسیر، تنها به انتقال درسهای کتابی اکتفا نکرده؛ او با قلبی سرشار از مهر، تلاش کرده تا به کودکانش بیاموزد که امید، پشتکار و آرامش را حتی در روزهای سخت میتوان زنده نگه داشت.
حضور او در کنار دانشآموزان، بیش از آنکه یک برنامه آموزشی باشد، نشانی از ایستادگی است؛ ایستادگی معلمی که باور دارد آینده از همین لحظههای کوچک، اما سرنوشتساز ساخته میشود.
این معلم دلسوز، با عشق و اشتیاقی ستودنی، پیگیر آموزش دانشآموزان کلاس اولی است و در راه خدمت به آنان، از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند.
او بهخوبی میداند که در سالهای نخست آموزش، هر واژه، هر تمرین و هر لبخند میتواند بر جان و ذهن کودک، اثری ماندگار بگذارد. از همین رو، آموزش برای او تنها خواندن و نوشتن نیست؛ بلکه ساختن اعتماد، امنیت، انگیزه و روشنایی در دلهای کوچک دانشآموزان است.
داستان آزاده صفری روایت هزاران معلم این سرزمین است که در این شرایط جنگ تحمیلی، از عشق به شاگردانشان پلی ساختهاند برای عبور از دشواریها؛ معلمانی که نشان دادند حتی در سختترین وضعیت نیز میتوان چراغ آموزش را روشن نگه داشت.
معلمان ایران زمین با صبر، مهر و مسئولیتپذیری، معنای واقعی «معلم بودن» را به تصویر کشیدند وسراسر این کشور پهناور را تبدیل به مدرسه شجره طیبه میناب کردند.
انتهای پیام/