صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

موشک عمل نکرده در میدان انقلاب چگونه خارج شد؟/ روایتی از ۵ ساعت ایثار در مرکز تهران+ فیلم

موشک ۲ متری که یک اجتماع مردمی را در تهران هدف گرفت، عمل نکرد و در عمق ۴ متری میدان انقلاب فرو رفت. موشکی که طی ۵ ساعت عملیات نفسگیر موفقیت آمیز خارج شد و حماسه دیگری از سوی جهادگران رقم زد.
کد خبر : 1058440

به گزارش خبرگزاری آنا، ساعت از ۳ بامداد ۲۵ اسفندماه گذشته بود؛ شبی که میدان انقلاب، به واسطه برگزاری اجتماعات گسترده مردمی در فاصله میان افطار تا سحر، همچون شب‌های پیشین مملو از جمعیت بود. مردم تهران در اوضاع جنگی علیرغم شرایط سخت خیابان را رها نکرده بودند و در میانه اجتماعات شبانه حضور داشتند. ناگهان سایه شومی بر قلب پایتخت سنگینی کرد و جنگنده‌های دشمن چندین نقطه تهران را هدف قرار دادند.

در این میان موشکی، آسمان را در نوردید و در ضلع جنوب‌شرقی میدان انقلاب، حوالی خیابان کارگر جنوبی، به دل زمین اصابت کرد. ضربه اولیه به‌قدری سنگین بود که زمین را سوراخ کرد، اما در چرخشی معجزه‌آسا، عمل نکرد، در حالی که آمده بود در میان آن جمعیت انبوه، فاجعه‌ای انسانی به بار آورد ولی همچون قطعه‌سنگی سنگین در عمق زمین مدفون شد.

مجتبی حسینعلی‌بیگی، شهردار ناحیه ۲ منطقه ۶ تهران از جمله کسانی است که از نزدیک شاهد این ماجرا بوده، وی جزئیات برخورد موشک و ساعات نفسگیر پس از آن را اینچنین شرح می‌دهد: ابتدا دقیق مشخص نبود، چه اتفاقی افتاده فقط می‌دانستیم اصابت بوده حالا با موشک یا پهپاد و ... را خبر نداشتیم. شکر خدا آن سمتی که حادثه رخ داد جمعیت کمتری بود و کثرت جمعیت سمت مقابل آن در کارگر شمالی، میدان انقلاب بود.

صدای مهیبی بود، زیر پای همه که آن محدوده بودند، تکان خورد. ما کمی فاصله داشتیم. نیرو‌های خدمات شهری همچون سایر موارد مشابه از اولین کسانی بودند که در محل حضور می‌یافتند. ابتدا گمان کردند موشکی به زمین برخورد کرده و منفجر شده البته صدای انفجارش متفاوت به نظر آمد ولی نزدیک‌تر که آمدیم با ابعاد دیگری مواجه شدیم. عمق زمین گویای واقعه دیگری بود.

یک موشک به قلب میدان انقلاب سمت جنوب شرقی آن، نزدیک کارگر جنوبی برخورد کرده بود ولی منفجر نشده بود اینکه تا کجای زمین فرو رفته و خطرانفجارش چگونه است را کسی نمی‌دانست.

تیم‌های تخصصی چک و خنثی بلافاصله در محل حضور یافتند. محیط اطراف با نوار‌های زرد خطر محصور و عملیات نفس‌گیر جست‌و‌جو و ایمن‌سازی آغاز شد. در ابتدا، همه تصور می‌کردند با یک قطعه مواجه‌اند، اما هرچه بیل‌های مکانیکی با احتیاط تمام زمین را می‌شکافتند، ابعاد هولناک ماجرا آشکارتر شد.

نیرو‌های جان‌برکف خدمات شهری و رانندگان بیل مکانیکی و چک و خنثی با اشراف کامل به اینکه هر لرزش کوچک می‌تواند چاشنی مرگباری را فعال کند، داوطلبانه و بی‌پروا دست به کار شدند. حفاری تا عمق ۴ متری زمین پیش رفت و آنجا بود که مشخص شد موشک ۲ متری، در واقع از دو قطعه مجزا تشکیل شده است. بخش دوم که حامل کلاهک انفجاری بود، در عمق بسیار بیشتری پنهان شده بود؛ جایی که کوچک‌ترین خطایی می‌توانست میدان انقلاب و ساختمان‌های اطراف را به آتش بکشد.

در آن ساعات پر اضطراب، حضور مستقیم شهردار منطقه در کنار نیرو‌های اجرایی، قوت قلب تیم بود و به عملیات سرعتی دوچندان بخشید. ۱۰ تا ۱۵ نفر از کارکنان شهرداری که با آگاهی کامل از مخاطرات جانی، پای وطن ایستاده بودند، بی‌وقفه تلاش کردند تا این تهدید را از قلب شهر خارج کنند.

ابوالفضل نوری راننده بیل مکانیکی از دیگر راویان این ماجرا است، خانه اش نازی آباد است، اما می‌گوید هر شب با همسر و پسرش حتی در جنگ به میدان انقلاب می‌آمدند و در اجتماعات مردمی حضور داشتند. حتی شبی که موشک برخورد کرد با خانواده اش آنجا بودند، اما ساعاتی قبل به خانه رفته بودند.

آقای نوری درباره جزئیات حادثه می‌گوید: آن شب هنوز ساعتی از بازگشت ما نگذشته بود. همراه مردم تهران میدان انقلاب رفته بودیم. تلفن همراهم زنگ خورد به من اعلام کردند موشکی عمل نکرده آنجا است و باید زمین آن محدوده را حفاری و موشک را جابجا کنیم.

از سال ۸۸ با شهرداری همکاری دارم ولی روز‌های جنگ این نوع همکاری از جنس دیگری بود. داوطلبانه؛ در این روز‌ها که نیاز به حضور بیشتر بود، به میدان رفتم. حقیقتا دلم می‌خواهد شهید شوم تا به مرگ طبیعی بمیرم. همسرم هم از این ماجرا آگاه هست همان روز‌های جنگ وصیتم را به او گفتم هر چند به ظاهر آرام بود ولی در چشمانش اضطراب را حس می‌کردم. آن شب پسرم در خواب ناز بود قبل رفتن به ماموریت سری به او زدم و به خدا سپردمش.

در ۴ عملیات ویژه در جنگ اخیر حضور داشتم و کار آوار برداری را انجام دادم از حادثه در بیمارستان گاندی و خیابان فلسطین گرفته تا میدان انقلاب و کنیسه که در همه این موارد با جمله «الهی به امید تو» کار را شروع کردم و با «شکر خدا» آن را به پایان رساندم.

وطن و هموطنان در اولویت‌اند و تا پای جان برای آنها خواهم ایستاد. آن شب که موشک عمل نکرده در میدان انقلاب بود، حس عجیبی داشتم ماموریت نفس‌گیری برای تیم حاضر در محل بود. به غیر از من راننده لودر دیگری هم بود و با هم کار را پیش بردیم. برخی گمان می‌کردند پول زیادی برای این کار گرفته‌ایم برخی هم می‌گفتند که اینها نمی‌دانستند موشک آنجااست و در عمل انجام شده قرار گرفته‌ایم.

از این حرف‌ها و حدیث‌ها که بگذریم سرانجام، پس از ۵ ساعت عملیات فشرده، درست در ساعت ۸:۳۰ صبح، زمانی که شهر در حال آغاز روزی دیگر بود، این تهدید عمل‌نکرده با موفقیت از دل زمین خارج و به مکان امنی منتقل شد. در میان آن همه هیاهو و خطر، نه تنها کسی مصدوم نشد، بلکه خوشبختانه تاسیسات حیاتی شهر از جمله شبکه آب نیز از این برخورد مهیب در امان ماندند.

روایت ابوالفضل نوری و حسینعلی‌بیگی حکایت از این داشت که آن شب، میدان انقلاب نه تنها شاهد یک عملیات مهندسی پیچیده، بلکه میدان تجلی شجاعت کارکنانی بود که در میان جمعیت شب‌زنده‌داران، بی‌ادعا و با جان‌فشانی، حریمی از امنیت برای شهروندان ساختند؛ موشک از زمین خارج شد، اما خاطره آن ایستادگی جانانه، تا ابد در حافظه تهران باقی خواهد ماند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha