از فیلمبرداری مخفی تا پیشنهاد خانههای لوکس/ دانشمند شهیدی که تهدید و تطمیع را به بهای عزت ایران نپذیرفت
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا،«دکتر سیداصغر هاشمیتبار» از دانشمندان برجسته کشور بود که در حوزه علوم دفاعی و راهبردی، نمونهای درخشان از پیوند میان دانش، ایمان و ایثار به شمار میرفت.
او سال ۱۳۵۳ در روستای «کهنه» از توابع سبزوار متولد شد و از همان کودکی، عشق به علم و شعر در وجودش ریشه دوانده بود. پس از طی موفقیتآمیز مراحل تحصیلی، در دانشگاه عالی دفاع ملی به ادامه تحصیل پرداخت و تا مقطع دکتری در رشته علوم دفاعی و راهبردی پیش رفت.
دکتر هاشمیتبار پس از فراغت از تحصیل، به عنوان استاد و پژوهشگر در همان دانشگاه به تربیت نسل تازهای از اندیشمندان حوزه دفاعی پرداخت.
زندگی در خانواده یک دانشمند هستهای در هر جایی جز کشورهای استعمارگر، احتمالاً شبیه هم است؛ تهدید، تطمیع، آزار و اذیت، و اگر هیچکدام مؤثر نیفتاد، ترور! درباره خانواده شهید هاشمیتبار هم وضع بر همین منوال بود. تهدیدات تلفنی زیاد بود. از پنجره، از داخل خانهشان فیلم میگرفتند و برایشان میفرستادند که نشان دهند «ما تا این حد نزدیک هستیم و از داخل خانهتان خبر داریم!». تهدید میکردند «ما با خودت کاری نداریم، میرویم سراغ زن و بچهات». حتی میگفتند «آنها را نمیکشیم که راحت شوند، بلکه کاری میکنیم که زجر و درد زیادی بکشند.»
میخواستند این دانشمند هستهای را مجبور به استعفا کنند. اصراری هم نداشتند که حتماً از کشور خارج شود. دردشان این بود که در آن نقطهٔ اثرگذاری که بود، نباشد! روش دیگرشان تطمیع بود، با وعدههایی کاملاً شفاف و از نگاه خودشان وسوسهکننده؛ عکسهایی از خانههای لوکس و زیبا برایشان میفرستادند و میگفتند خانه دلخواهشان را انتخاب کنند.
قول حقوق بالا و امکانات فراوان و فرصت تحصیل دخترش در بهترین دانشگاهها را میدادند. اما شهید هاشمیتبار مسخرهشان میکرد و میگفت: «ماشین چطور؟ چه ماشینی به ما میدهید؟!» با این حال، خانواده هاشمیتبار محکم ایستادند. نه تهدیدها ترساندشان، نه وعدهها وسوسهشان کرد.
دختر این دانشمند در ادامه میگوید من شخصاً اصلاً نمیترسیدم. مادرم هم همیشه از پدرم حمایت میکرد. کلاً زندگی ترسناکی نداشتیم. حتی بعد از اینکه شهرک را زدند، با اینکه میدانستیم تحت تهدید هستیم، اما خیلی نمیترسیدیم.
شهید هاشمیتبار جوانی روستایی بود که بعد از ازدواج، برای ادامهٔ تحصیل از سبزوار به تهران آمد. دخر او فهیمه هاشمی تبارنیز در تهران به دنیا آمد. اوایل مستأجر بودند. بعد خانهای کوچک در نارمک خریدند. مدتی بعد هم شهید «داریوش رضایینژاد» ترور شد و برای حفظ امنیت، خانوادهٔ هاشمیتبار را به شهرک منتقل کردند. خط قرمز شهید هاشمیتبار، رهبر انقلاب بود. هر جای دنیا که بود باید اخبار ۲۰:۳۰ و البته اخبار ساعتهای مختلف شبانگاهی را میدید، با اینکه بیشتر آنها تکراری بودند. آنها عاشق هیات و مراسمهای مذهبی بودند و همیشه آمار هیاتهای خوب و مداحان برجسته را داشتند.
فهیمه دختر شهید به یاد میآورد که پدرش در بازیها طوری حرفهای تقلب میکرد که هیچکسی متوجه نمیشد. خودش هم آخر بازی اعتراف میکرد و میگفت «حلال کنید!»
شهید سیداصغر هاشمی تبار به همراه ۱۳ نفر دیگر در سال ۱۳۹۸ توسط وزارت خزانه داری آمریکا به بهانه فعالیتهای مرتبط با تحقیق و توسعه هستهای و موشکی در فهرست تحریمهای آمریکا قرار گرفته بود.
این دانشمند متعهد در کنار همسر فداکارش شهیده طاهره طاهری، زندگیای سرشار از ایمان، صمیمیت و تلاش برای تعالی ایران اسلامی داشت. سرانجام، این دو همراه و همدل، بامداد سیام خرداد ۱۴۰۴، در حمله موشکی رژیم صهیونیستی به مناطق مسکونی تهران به شهادت رسیدند.
داماد شهید هاشمی تبار از شب ترور ناجوانمردانه این استاد دانشمند میگوید: همسر من که تنها فرزند این خانواده بود، شب حادثه در منزل پدرشان بودند و پس از آن حادثه متأسفانه ما شهید هاشمیتبار و همسر عزیزشان را از دست دادیم. همسرم نیز در کما بود و به خاطر شدت جراحات وارده همچنان شرایط خوبی ندارد و ما از مردم التماس دعای ویژه برای بهبودی او داریم.
به گفته اعضای این خانواده، شهید هاشمی تبار در طول عمر خود و پس از ترور همکارانش همچون شهید علیمحمدی، شهریاری، احمدی روشن، فخری زاده و ... برای آنها اشعاری سروده بود که برای انتشار در اختیار یک خبرگزاری داخلی گذاشتند. در ادامه شعری که وی برای این شهدای هستهای سروده بودند را میخوانید:
یاد و نام این زوج شهید، بهویژه دکتر هاشمیتبار، همچون چراغی فروزان در مسیر علم، مقاومت و وفاداری به وطن جاودانه خواهد ماند.
انتهای پیام/