کلینیک رویا نگاهی مردانه به موضوعی زنانه با چاشنی طنز!
گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، سمیرا اردستانی - کلینیک رویا یک اثر اجتماعی - خانوادگی. مجموعهای از خرده داستانهای روزمره با چاشنی طنز نگاهی شیرین به پنج دهه فرزند آوری در ایران.
اتمسفر این سریال که فانتزی نوشتاری بصری فیزیکی و فی البداهه دارد از یک زایشگاه شروع میشود موضوعی کاملا زنانه که بستر آن را مردان راه اندازی کردهاند. مردانی که پزشکاند، اما کمی شیرین عقل. سجاد مهرگان با تمام آزادیهای کامل خود بسیار هوشمندانه طرحهای افزایش و کاهش جمعیت را در قصه هایش به نمایش میگذارد. چه در سکانسی که از طرح وازکتومی و کنترل جمعیت با فرزند کمتر رونمایی میکند و با در سکانسی دیگر که مادری که خود مادربزرگ است و حالا باردار شده و خانواده اش چقدر شیک برخورد میکنند.
پرداختن به موضوع بارداری و زایمان در چارچوب حیا و ملاحظات عرفی تلویزیون از مهمترین چالشهای کلینیک رویا بود بهویژه اینکه این موضوع قرار بود از سوی یک نویسنده مرد روایت شود و همین مسئله حساسیت کار را بالا برده است.
حتی فراتر از این آنتن شکستنها در سکانسی تلویزیون رابابت شعار فرزند کمتر نقد میکند! این جسارت و نقد از درون تا آنجایی ستودنی است که بیننده خوشش میآید و ماجرا را به رقم ریتم کند و سوژه دم دستی اش دنبال میکند. این اثر که سفارشی است در جهت تبلیغ سیاستهای کنترل جمعیت تمام تلاش خود را میکند تا با تجربه گرایی فانتزی خود از همه ساختارهای کلیشهای فاصله بگیرد و ساختاری دید و فانتزی تازهای را بسازد فلاش بکهای مکرر این سریال و رفت آمدهای دوربین در دهههای ۶۰، ۷۰ و حتی ۵۰ و غلغلک نوستالژیهای مخاطب بازخوانیهای شیرین از مرور شوخیهایش با شخصیتهایی، چون هرمز شجاعی مهر اقبال واحدی مسعود روشن پژوه با اینکه مخاطب میداند در انتهای نقطه اوج داستان قرار است چه ببیند و چه بشنود، باز شیرین است.
استراتژی موثری این داستان موضوع فرزند پروری است چالشی جدی که در دو سه دهه اخیر بحران ازدیاد و یا کاهش جمعیت را به رخ میکشاند! چیزی که کلینیک رویا را شاخص کرده است پرهیز از شعار زدایی است با اینکه حرفهایش شعاریست، اما تمام تلاشش را میکند از بدن بازیگر برای تلطیف روایت داستان بهره بگیرد ... اینجا خبری از پند و نصیحت و موعظه نیست انتخاب وحید رهبانی خود موحد این موضوع است. رهبانی با خانه ما وارد خانه هایمان شد. یک اثر خانوادگی و بسیار ملایم و شیرین.
این کاراکتر خیره کننده در گاندو به اوج شهرت خود رسید و در قالبی تعریف شد که ژست امنیتی اش حالا خوراک همه کارگردانان است، رهبانی حالا با حفظ همان قالب امنیتی وارد سریالی کمدی شده و الحق خوش درخشید یک پزشک که کمک حال رفیقش در بوفه بیمارستان شده و آمد تا شد رییس بیمارستان! انتخاب او برای کارگردان برگ برنده است هوش بالای کارگردان در تفکیک نقش دکتر پارسا از سایر نقشهایی که رهبانی در این هنر داشته است به خوبی نشان میدهد این کار با ظرافت انجام شده.
این بازیگر بخوبی از پس همه تضادها برآمده و بسیار روان نقش خود را ایفا میکند. ان هم کنار بابک افرا جواد خواجویی محمد نادری. انتخاب نقشها توسط کیومرث مرادی که خود ایفاگر نقش دکتر پارسای پدر هست بسیار خوش ظرافتانه بوده است.
انتخاب از سه دهه بازیگر ترکیبی از بازیگران آشنا و چهرههایی جوانتر برای آشتی بینندهها با آثار تلویزیونی. بهر ترتیب دوسال تحقیق و کار در شرایط جنگی کشور کار شسته رفتهای را تحویل مخاطب میدهد به نحوی که قصههای باور پذیر ما را به جهانی از روایتهای شیرین میکشاند انچنان که از تصنع و شعارزدایی فاصله گرفته شود. چی از این بهتر که مخاطب بگردد در بهترین ساعات تفریح شبانه اش جستجوگر یک سریال کمدی باشد آن هم از گیرنده رسانه ملی.
انتهای پیام/