سناریوی نظامی در تنگه هرمز توهمی دور از واقعیت است/ ایران و فرصت استفاده از شکاف فراآتلانتیک
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، همزمان با تشدید تنشها در منطقه خاورمیانه، گزارشهایی درباره تمایل برخی کشورهای اروپایی برای تعامل با ایران جهت تضمین عبور و مرور کشتیهای تجاری در تنگه هرمز منتشر شده است. این در حالی است که موج ناآرامی در منطقه وارد فاز جدیدی شده و پیامدهای امنیتی-اقتصادی آن، معادلات قدرت را دستخوش تغییرات قابلتوجهی کرده است؛ تحولاتی که در آن اروپا بهعنوان بازیگری وابسته به آمریکا، از یکسو نگران تأمین انرژی و امنیت خطوط کشتیرانی خود است و از سوی دیگر، در تنگنای همراهی با سیاستهای واشنگتن قرار دارد.
در چنین فضایی، پرسش اصلی اینجاست که آیا ایران میتواند از شکافهای موجود در روابط آمریکا و اروپا برای پیشبرد منافع ملی خود بهرهبرداری کند؟ و در نهایت ابتکارات امنیتی اروپا و آمریکا در خصوص تنگه هرمز تا چه حد واقعبینانه هستند؟
در همین رابطه خبرنگار آنا گفتوگویی با «مرتضی مکی» کارشناس مسائل بینالملل داشته است.
بازگشت اروپا به معادله ایران؛ بازخوانی یک رابطه
مکی در پاسخ به سوالی مبنی بر دلیل بازگشت اروپا به دایره محاسبات ایران آن هم بعد از سرد شدن روابط به واسطه ماجرای اسنپبک، مروری کوتاه بر تاریخچه رابطه تهران-بروکسل از منظر پرونده هستهای ایران داشت و اظهارکرد: اتحادیه اروپا و کشورهای شاخص آن شامل فرانسه، آلمان و انگلیس، از همان آغاز مناقشه هستهای ایران نقش فعالی داشتند که در سال ۱۳۸۲ به امضای توافقنامه سعدآباد انجامید.
وی با گفتن اینکه پس از آن، به دلیل عدم پایبندی اروپاییها به تعهداتشان، ایران فعالیتهای اصلی هستهای خود را از سر گرفت، ادامه داد: مذاکرات ایران و اروپا در قالب گروه ۵+۱ ادامه یافت و اگرچه طرف اروپایی نقشی جدی داشت، اما محور اصلی گفتوگوها میان ایران و آمریکا بود که از سال ۱۳۹۲ شدت گرفت و در نهایت به توافق برجام منجر شد.
این کارشناس مسائل بینالملل در باب خروج آمریکا از برجام افزود: پس از خروج یکجانبه ترامپ از این توافق، اروپاییها تلاش کردند با اقدامات اقتصادی و سیاسی، برجام را زنده نگه دارند؛ اگرچه از نظر اقتصادی عملاً هیچ کار مؤثری نتوانستند انجام دهند، اما از لحاظ سیاسی تلاش خود را ادامه دادند و حتی سعی کردند این توافق را به صورت نیمهجان حفظ کنند.
مکی با تأکید بر اینکه ایران در عمل نتوانست از منافع اقتصادی مورد انتظار برجام بهرهمند شود، تصریح کرد: ایران پس از خروج آمریکا، در پنج مرحله تعهدات خود را در چارچوب برجام به حالت تعلیق درآورد. با روی کار آمدن دولت بایدن، مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه نرسید و نقشآفرینی اتحادیه اروپا در پرونده هستهای ایران نیز عملاً تحتالشعاع گفتوگوهای دوجانبه تهران - واشنگتن قرار گرفت.
شکاف ترامپ-اروپا و فرصتهای ایران
وی در پاسخ به پرسشی درباره شکاف ایجادشده میان آمریکا و اروپا و امکان بهرهبرداری ایران از این فرصت، اظهارکرد: حمله روسیه به اوکراین و رویکرد یکجانبه آمریکا، بهویژه در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، شکاف میان دو سوی آتلانتیک را تعمیق کرد. اروپاییها در وضعیتی بلاتکلیف قرار گرفتند؛ چراکه از یک سو نمیتوانستند با رویکرد آمریکا در مذاکره با روسیه همراهی کنند و از سوی دیگر، منافع آنها در این تحولات نادیده گرفته میشد.
مکی با اشاره به وضعیت اقتصادی اروپا ادامه داد: اروپاییها در پرونده ایران نیز نمیتوانند همراهی کاملی با آمریکا داشته باشند، زیرا هیچ چشمانداز روشنی از منافع خود در تقابل با ایران نمیبینند و تاکنون زیانهای اقتصادی شدیدی متحمل شدهاند. وضعیت اقتصادی انگلیس، افزایش نرخ بیکاری و تغییرات سیاسی در انتخابات محلی، گواه خوبی بر این مدعاست که نارضایتیها در حال گسترش و گرایش به احزاب راستگرای اروپایی در حال افزایش است.
کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه هر شکافی میتواند برای ایران فرصتساز باشد، افزود: عدم همراهی کامل اروپا با آمریکا در تقابل با ایران، فرصتی برای گفتوگو، مذاکره و ترمیم روابط پرتنش چندساله اخیر فراهم میکند. در عین حال، ایران میتواند از فرصت توافق تهران-واشنگتن هم برای ترمیم روابط خود با اروپا بهره ببرد.
وی با اشاره به موفقیتهای دیپلماسی عمومی ایران خاطرنشان کرد: ما در مدت چهل روز گذشته توانستیم افکار عمومی اروپا و آمریکا را به سمت خود جلب کنیم و نسبت به گذشته موفقیت چشمگیری داشتهایم. از نظر اقتصادی و تجاری نیز فرصتهایی وجود دارد که در شرایط فعلی میتوانیم هم روابط گذشته را احیا کنیم و هم دیپلماسی منطقهای و جهانی ایران را ارتقا بخشیم.
اروپا؛ بازیگری بدون جایگاه قدرت در پایان جنگ؟
مکی در خصوص امکان سپردن نقش به اروپا در فرآیند پایانبخشی به جنگ و تحولات منطقهای، با گفتن اینکه ترمیم روابط ایران و اروپا که از حدود سال ۱۴۰۱ به شدت پرتنش شده، بهراحتی میسر نخواهد بود، اظهارکرد: سپردن نقش به اتحادیه اروپا در مذاکرات هستهای یا فرآیند پایان جنگ، مستلزم جایگاه و توانمندیای است که این اتحادیه در حال حاضر فاقد آن است.
وی با تأکید بر اینکه اروپاییها باید ابتدا بتوانند از نظر عملی وارد گفتوگو با ایران شوند، ادامه داد: تا زمانی که چالشهای ساختاری در روابط تهران و اروپا ترمیم نشود، نقشآفرینی مؤثری ممکن نخواهد بود. اروپاییها مدعی هستند که در حال تلاش برای حلوفصل موضوع خاورمیانه هستند، اما انگیزههای متفاوتی دارند؛ به عنوان مثال، فرانسویها در رقابتهای استعماری با بریتانیا قرار دارند، آلمان اهداف دیگری را دنبال میکند و بیشتر جنبههای منفی و امنیتی جنگ در منطقه، آنها را به سمت تثبیت وضعیت موجود سوق میدهد.
این کارشناس حوزه سیاست خارجی افزود: اروپا اکنون در جایگاهی نیست که بخواهد از موضع قدرت مذاکره کند. موضعگیریهای اروپاییها نشان میدهد که تا حدودی تحولات منطقه خلیج فارس پس از جنگ را پذیرفتهاند. شرایط کنونی به وضعیت پیش از جنگ باز نخواهد گشت و ایران میکوشد با حداکثر بهرهگیری از دستاوردهای این دوره، موقعیت ژئوپلیتیک خود را به عنوان یک بازیگر کلیدی منطقه تثبیت کند.
سناریوی نظامی در تنگه هرمز؛ توهمی دور از واقعیت
مکی در پایان و در پاسخ به پرسشی درباره احتمال اقدام نظامی ائتلاف آمریکایی-اروپایی برای بازگشایی تنگه هرمز، علیرغم پیشبینی وتوی روسیه و چین، با قاطعیت اظهارکرد: چنین اقدامی همواره به زیان منافع آمریکا و اروپاست و بعید است محقق شود. توجه به منافع و رویکردهای روسیه و چین در قبال این جنگ نشان میدهد که این دو کشور به پیشنویس قطعنامه احتمالی آمریکا رای منفی خواهند داد.
وی با اشاره به اظهارات مقامات فرانسوی درباره ماهیت دفاعی ابتکار امنیت هرمز ادامه داد: کاری که آمریکا در بازگشایی و تأمین امنیت تنگه نتوانست انجام دهد، قطعاً از عهده اروپاییها نیز خارج است.
کارشناس مسائل بینالملل با تشریح وضعیت دوگانه اروپاییها افزود: اروپاییها، بهویژه فرانسه و بریتانیا، خود را به کشورهای عربی متعهد میدانند. از یک سو باید تعهداتشان را به دولتهای خلیج فارس حفظ کنند و از سوی دیگر میکوشند کنشگریهایی نشان دهند تا ثابت کنند در قبال تحولات منطقه منفعل نیستند. اما هرگونه مشارکت نظامی یا همراهی با آمریکا و اسرائیل در این منطقه، هزینههای سنگین و غیرقابلتحملی برای آنها به همراه دارد.
مکی با اشاره به پیامدهای اقتصادی ناامنی در تنگه هرمز تصریح کرد: هماکنون تبعات اقتصادی این وضعیت بهوضوح در بریتانیا، آلمان و فرانسه احساس میشود و نارضایتیهای داخلی در حال گسترش است. این کشورها توان و تحمل پذیرش هزینههای کلان یا اقدامات یکجانبه را ندارند و در نتیجه، مجبور به بازیسازی سیاسی هستند که بیشتر جنبه تبلیغاتی و دیپلماتیک دارد تا نظامی و عملیاتی.
انتهای پیام/