صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۰۱ | ۲۸ / ۰۲ /۱۴۰۵
| |
یک کارشناس هوش مصنوعی در گفت‌و‌گو با آناتک:

مشاغل آینده، ترکیبی از توان انسانی و ماشینی خواهند بود

نخستین نشانه‌های دگرگونی در بازار کار، نگرانی درباره این مسئله است که هوش‌مصنوعی چگونه می‌تواند ارزش، هویت و آینده شغلی افراد را بازتعریف کند. در این گفت‌وگو کارشناس هوش مصنوعی تلاش می‌کند تصویری روشن از این تغییرات ارائه دهد؛ تصویری که در آن بهره‌وری، ترس، مهارت‌های انسانی و سیاست‌گذاری، همگی در کنار هم آینده کار را شکل می‌دهند.
کد خبر : 1056898

در تاریخ تحولات فناوری، هر دوره با پرسشی بنیادین آغاز شده است؛ پرسشی درباره اینکه انسان در برابر ابزار جدید چه جایگاهی خواهد داشت. از انقلاب صنعتی تا ظهور رایانه، همیشه این نگرانی وجود داشته که ماشین‌ها نقش انسان را کمرنگ کنند. اما در هر دوره، انسان با بازتعریف مهارت‌ها و نقش‌ها، توانسته است جایگاه خود را حفظ کند و حتی آن را گسترش دهد.

ورود هوش‌مصنوعی، اما مرحله‌ای متفاوت است. این بار ابزار جدید تنها نیروی فیزیکی انسان را جایگزین نمی‌کند، بلکه بخشی از توان شناختی او را نیز در اختیار می‌گیرد. این تحول، پرسش‌های تازه‌ای درباره هویت شغلی، ارزش کار انسانی و آینده روابط کاری ایجاد کرده است. پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد که اثرات روانی و اجتماعی این فناوری به اندازه اثرات اقتصادی آن اهمیت دارد.

محمدرضا زمانی، پژوهشگر هوش‌مصنوعی و مدیرعامل یکی از شرکت‌های فعال در این حوزه، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آناتک، به پیامد‌های هوش‌مصنوعی بر هویت شغلی، سلامت روان کارکنان، مهارت‌های مورد نیاز آینده، تغییرات ماهوی مشاغل و سیاست‌هایی که می‌تواند به سازگاری نیروی کار کمک کند، پرداخته است.

هوش‌مصنوعی چگونه می‌تواند هویت شغلی افراد را تحت‌تاثیر قرار دهد یا دگرگون کند؟

واقعیت این است که هوش‌مصنوعی می‌تواند هم به شکل مثبت و هم به شکل منفی هویت شغلی افراد را تحت‌تاثیر قرار دهد. در وجه مثبت، این فناوری بهره‌وری افراد را افزایش می‌دهد. اگر از مزیت‌های هوش‌مصنوعی استفاده کنیم، می‌توانیم در مقایسه با زمانی که چنین ابزاری وجود نداشت، کار را با کیفیت بهتر و سرعت بالاتر انجام دهیم. کافی است بخش‌هایی از کار که در آن ضعف داریم با کمک هوش‌مصنوعی تکمیل شود تا خروجی نهایی کامل‌تر باشد.

مشاغل آینده، مشاغل هیبریدی خواهند بود؛ یعنی ترکیبی از توانایی انسانی و توان ابزار‌های هوشمند. اما اگر در استفاده از هوش‌مصنوعی افراط شود و کل فرایند کار، از ابتدا تا انتها، به این فناوری سپرده شود، چه از سوی سازمان و چه از سوی فرد، این روند می‌تواند هویت شغلی را به شکل منفی تحت‌تاثیر قرار دهد. در چنین حالتی ارزش و اهمیت کار انسانی کاهش پیدا می‌کند و نقش فرد در شغل کمرنگ می‌شود.

آیا ترس از جایگزینی توسط هوش‌مصنوعی می‌تواند بر سلامت روان و انگیزه شغلی کارکنان اثر بگذارد؟

هرچه استفاده از هوش‌مصنوعی گسترده‌تر شود، شرکت‌ها به سمت جایگزینی مدل‌های آن به جای نیروی انسانی حرکت می‌کنند. در این مرحله، سیاست‌گذار باید وارد عمل شود. برای نمونه، در چین قانونی تصویب شده که برای شرکت‌هایی که نیرو‌های خود را به دلیل استفاده از هوش‌مصنوعی تعدیل نکنند، پاداش در نظر گرفته است

این موضوع یکی از چالش‌های جدی محیط‌های کاری امروز است. ابزار‌ها و ایجنت‌هایی که عرضه می‌شوند و بخشی از کار‌ها را انجام می‌دهند، در میان گروهی از کارکنان این نگرانی را ایجاد کرده‌اند که مهارت‌هایی که سال‌ها برای کسب آن تلاش کرده‌اند، ممکن است در آینده بی‌ارزش شود. همان‌طور که اشاره کردم، هوش‌مصنوعی کار را با ظاهری منظم‌تر و بدون برخی نقص‌های انسانی ارائه می‌دهد و همین موضوع ترس از جایگزینی را تشدید می‌کند.

از سوی دیگر، برخی سازمان‌ها علاقه زیادی نشان داده‌اند که ماشین را جایگزین نیروی انسانی کنند. سازمان وقتی می‌بیند می‌تواند با چند کلیک ساده کاری را انجام دهد که پیش‌تر نیازمند استخدام نیرو، پرداخت هزینه و تحمل مسائل انسانی بود، طبیعی است که به سمت ابزار‌های هوشمند گرایش پیدا کند.

این روند می‌تواند در کارکنان ترس ایجاد کند و نتیجه آن افزایش مقاومت‌های آشکار و پنهان در برابر فرهنگ جدید سازمانی است. کارکنان ممکن است تلاش کنند ابزار جدید کارآمد نباشد تا سازمان از به‌کارگیری آن منصرف شود. پیامد دیگر این وضعیت، ایجاد حس ناامیدی، سکون و خمودگی روانی است؛ زیرا فرد احساس می‌کند به‌زودی جایگزین ماشین خواهد شد و زحماتش بی‌نتیجه می‌ماند.

کدام مهارت‌های انسانی در آینده نزدیک بیشترین اهمیت را در کنار هوش‌مصنوعی خواهند داشت؟

مهارت‌های انسانی و مهارت‌های فنی هر دو در حال دگرگونی هستند. در حوزه مهارت‌های انسانی، ما نیازمند بازنگری در ماهیت روابط میان افراد هستیم. چون موضوع گفت‌و‌گو درباره کار و سازمان است، این بحث را در همین چارچوب مطرح می‌کنم. ورود ابزار‌های هوش‌مصنوعی به محیط‌های کاری، روابط انسانی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و ممکن است تحمل افراد نسبت به یکدیگر کاهش پیدا کند؛ بنابراین باید در دوره‌های آموزشی به کارکنان آگاهی داده شود که روابط انسانی تحت‌الشعاع رابطه انسان و ماشین قرار نگیرد.

این موضوع پیش‌تر نیز در مواجهه با فناوری‌های دیگر دیده شده است. برای مثال، شبکه‌های اجتماعی روابط سنتی میان افراد را تغییر دادند. حتی در یک خانه، دو نفر که در اتاق‌های مجزا بودند، به جای گفت‌وگوی مستقیم، پیام خود را از طریق شبکه‌های اجتماعی منتقل می‌کردند. فناوری همیشه روابط انسانی را دگرگون کرده و هوش‌مصنوعی نیز این روند را تشدید خواهد کرد.

در حوزه مهارت‌های غیرانسانی، افراد باید یاد بگیرند چگونه با ابزار‌های جدید کار کنند. در هر حوزه، دستیار‌های هوشمند در کنار انسان قرار خواهند گرفت. برنامه‌نویس با دستیار برنامه‌نویسی کار می‌کند، آشپز با دستیار آشپزی، مدیر با دستیار‌های تصمیم‌یار. نحوه استفاده درست از این ابزارها، مهارت فنی شاخص آینده خواهد بود.

آیا اتوماسیون هوشمند می‌تواند به شکل‌گیری مشاغل کاملا جدید منجر شود یا بیشتر نقش‌های موجود را تغییر می‌دهد؟

هر دو اتفاق رخ خواهد داد. در مرحله نخست، نقش‌های فعلی تغییر می‌کنند و حالت هیبریدی پیدا می‌کنند؛ یعنی ترکیبی از ویژگی‌های انسانی و ماشینی. سازمان‌ها انتظار دارند کارکنان از ابزار‌های هوش‌مصنوعی استفاده کنند و، چون این استفاده در حال وقوع است، سطح انتظارات از کیفیت کار افزایش می‌یابد.

مشاغل آینده بهره‌وری بالاتری خواهند داشت و کیفیت خروجی می‌تواند بهتر شود، اما ممکن است برخی ویژگی‌های انسانی مانند خلاقیت کمرنگ‌تر شود. برای نمونه، در حوزه جنریتیو‌ای‌آی (Generative AI)، خروجی‌های نوشتاری، تصویری و ویدیویی در نگاه اول جذاب هستند، اما وقتی تعداد زیادی از آنها کنار هم قرار می‌گیرد، حس و عمق آثار انسانی را منتقل نمی‌کنند.

در ادامه این روند، برخی مشاغل حذف می‌شوند و کار به ماشین سپرده می‌شود. نقش عامل انسانی بیشتر نظارتی، همیارانه و پشتیبان خواهد بود. بسیاری از کار‌های تکراری که اکنون توسط کارشناسان انجام می‌شود، به ماشین واگذار خواهد شد و کارشناسان با تعداد کمتر، اما دانش بیشتر، بر فرایند و خروجی ماشین نظارت خواهند کرد.

چه سیاست‌هایی می‌تواند به افراد کمک کند تا در برابر تغییرات سریع بازار کار مقاوم‌تر و سازگارتر شوند؟

در نهایت، سیاست‌هایی که می‌تواند به افراد کمک کند، باید بر سازگاری متمرکز باشد. همان‌طور که در دوره‌های قبلی اقتباس فناوری دیده‌ایم، مقاومت در برابر فناوری نتیجه‌ای ندارد. این ابزار‌ها عرضه می‌شوند و شرکت‌ها، به‌ویژه شرکت‌های خصوصی، به دلیل نقش این فناوری‌ها در افزایش بهره‌وری، در استفاده از آنها تردید نخواهند کرد؛ بنابراین افراد باید خود را با این روند وفق دهند و مهارت استفاده از ابزار‌های هوش‌مصنوعی را بیاموزند. اگر این اتفاق بیفتد، کیفیت کار آنها حتی می‌تواند از خروجی هوش‌مصنوعی نیز بالاتر باشد؛ زیرا ترکیبی از توان انسانی و توان ماشین خواهد بود.

اما واقعیت این است که هرچه استفاده از هوش‌مصنوعی گسترده‌تر شود، شرکت‌ها به سمت جایگزینی ایجنت‌های هوشمند به جای نیروی انسانی حرکت می‌کنند. در این مرحله، سیاست‌گذار باید وارد عمل شود. برای نمونه، در چین قانونی تصویب شده که برای شرکت‌هایی که نیرو‌های خود را به دلیل استفاده از هوش‌مصنوعی تعدیل نکنند، پاداش در نظر گرفته است.

در کشور ما نیز دیر یا زود چنین سیاست‌هایی ضروری خواهد شد. ابزار‌هایی وارد بازار می‌شود که کار عامل انسانی را انجام می‌دهد و شرکت‌ها آنها را تهیه می‌کنند. سیاست‌گذار باید با ارائه مشوق‌ها تلاش کند عامل انسانی حفظ شود تا وضعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه دچار اختلال نشود.

این سیاست‌ها باید در دو سطح اجرا شود؛ در سطح حاکمیت، حمایت لازم باید وجود داشته باشد و در سطح شرکت‌ها، پشتیبانی از نیروی انسانی باید ادامه پیدا کند. بسیاری از کشور‌هایی که در مرز فناوری هوش‌مصنوعی قرار دارند، اکنون در این مرحله هستند. ما به عنوان کشور در حال توسعه باید تجربه‌های آنها را با دقت بررسی کنیم تا وقتی این جریان در چند سال آینده، شاید کمتر از پنج سال، به کشور ما رسید، بتوانیم از تجربه‌های آنها بهره ببریم.

ارسال نظر
captcha