صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۵۸ | ۲۶ / ۰۲ /۱۴۰۵
| |

بازگشت مینی‌سریال به قاب تلویزیون / فرصت‌سازی برای روایت‌های تازه و استعداد‌های جوان

پخش مجموعه هفت‌قسمتی «صدای قلب من» از شبکه دو سیما را نباید فقط آغاز یک سریال جدید در جدول پخش تلویزیون دانست. این اثر در عین حال نشانه‌ای از توجه دوباره به قالب مینی‌سریال، میدان دادن به فیلمسازان جوان و نقش‌آفرینی هدفمند خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ در کشف و پرورش استعداد‌های تازه است.
کد خبر : 1056457

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، پخش مجموعه هفت‌قسمتی «صدای قلب من» از شبکه دو سیما را نباید فقط آغاز یک سریال جدید در جدول پخش تلویزیون دانست. این اثر در عین حال نشانه‌ای از توجه دوباره به قالب مینی‌سریال، میدان دادن به فیلمسازان جوان و نقش‌آفرینی هدفمند خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ در کشف و پرورش استعداد‌های تازه است. در شرایطی که تلویزیون بیش از هر زمان دیگری به تنوع در روایت، چابکی در تولید و ورود نگاه‌های نو نیاز دارد، ساخت آثاری از این دست می‌تواند نویدبخش احیای مسیری باشد که هم به نفع مخاطب است و هم به سود آینده تولیدات نمایشی رسانه ملی.

مجموعه «صدای قلب من» محصول خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ (آرمان) است. مجموعه‌ای هفت‌قسمتی که به نویسندگی و کارگردانی محمدمهدی چوپانی و تهیه‌کنندگی رسول آذرسرا تولید و پخش آن از شنبه ۱۹ اردیبهشت ساعت ۲۱:۱۵ از شبکه دو سیما آغاز شده است. همین چند گزاره، در ظاهر صرفا اطلاعاتی درباره یک اثر نمایشی تازه به دست می‌دهد، اما در بخش‌های عمیق‌تر، از یک رویکرد قابل توجه در سیاست تولیدی رسانه ملی خبر می‌دهد. توجه به قالب‌های جمع‌وجور، اما مؤثر، اعتماد به نیرو‌های جوان و باز کردن میدان برای تجربه‌های تازه در روایت‌های تلویزیونی.

«صدای قلب من» از حیث داستانی نیز واجد ظرفیتی است که می‌تواند نشان دهد مینی‌سریال، برخلاف تصور برخی، الزاما قالبی محدود یا کم‌اثر نیست. این مجموعه، قصه دختری به نام سارا را روایت می‌کند. دختری که مادرش هنگام زایمان از دنیا رفته و اکنون پس از حدود ۳۰ سال به ایران بازمی‌گردد. بازگشتی که نه صرفا یک سفر عاطفی و خانوادگی، بلکه سرآغاز موقعیتی معمایی و پرتعلیق می‌شود. زیرا همین دوری چند دهه‌ای از وطن، در بدو ورود نگاه‌هایی را متوجه او می‌کند و پرسش‌هایی را درباره نیت و گذشته‌اش پیش می‌کشد. این بستر روایی، وقتی با ساختار دو زمانه اثر، یکی در سال ۵۷ و دیگری در زمان حال، یعنی ۱۴۰۰ همراه می‌شود، نشان می‌دهد با داستانی طرف هستیم که تلاش دارد عناصر درام، عشق، راز و تعلیق را در کنار هم قرار دهد و از دل پیوند دو مقطع تاریخی، قصه‌ای منسجم و جذاب بسازد.

اما اهمیت «صدای قلب من» فقط در داستان آن خلاصه نمی‌شود. آنچه این مجموعه را در سطحی جلوتر از یک محصول نمایشی معمول قرار می‌دهد، جایگاهی است که در منظومه تولیدات تلویزیونی امروز پیدا می‌کند. تلویزیون در سال‌های اخیر، برای حفظ ارتباط مؤثر با مخاطب، بیش از گذشته به قالب‌هایی نیاز دارد که هم از نظر تولید مقرون‌به‌صرفه‌تر باشند، هم از حیث روایت، ضرباهنگ مناسب‌تری داشته باشند و هم امکان ریسک‌های خلاقانه‌تری را فراهم کنند. مینی‌سریال دقیقا یکی از همین قالب‌هاست. قالبی که می‌تواند بدون گرفتار شدن در کش‌دار شدن قصه، شخصیت‌ها و موقعیت‌ها را در زمانی معقول به سرانجام برساند و برای مخاطب نیز تجربه‌ای فشرده، روشن و پیگیرانه فراهم کند.

احیای مینی‌سریال در تلویزیون، از این منظر، یک انتخاب فنی یا تولیدی نیست بلکه یک تصمیم هوشمندانه در نسبت با تحولات ذائقه مخاطب است. مخاطب امروز، به‌ویژه در رقابت شدید میان پلتفرم‌ها، شبکه‌های اجتماعی و محصولات متنوع تصویری، حوصله و تمرکز گذشته را برای دنبال کردن مجموعه‌های طولانی و بعضا فرسایشی ندارد. او از یک سو به قصه خوب نیاز دارد و از سوی دیگر، انتظار دارد روایت با ریتمی درست، فشرده و بدون اتلاف پیش برود. مینی‌سریال می‌تواند این نیاز را پاسخ دهد، به شرط آنکه تولیدکننده، این قالب را نه به‌عنوان نسخه کوچک‌شده یک سریال بلند، بلکه به‌عنوان فرمی مستقل با اقتضائات خاص خود بشناسد. از این جهت، تولید «صدای قلب من» را می‌توان بخشی از بازگشت تدریجی تلویزیون به این درک مهم دانست.

در این میان، خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ جایگاهی کلیدی دارد. اگر بخواهیم از آینده تولیدات نمایشی در رسانه ملی سخن بگوییم، ناگزیر باید به سازوکار‌هایی توجه کنیم که امکان ورود نیرو‌های تازه، نگاه‌های نو و تجربه‌های متفاوت را فراهم می‌کنند. خانه تولیدات جوان، در چنین چهارچوبی، صرفا یک عنوان سازمانی نیست بلکه می‌تواند به‌عنوان یک بستر راهبردی برای شناسایی، حمایت و پرورش استعداد‌ها عمل کند. اهمیت این خانه تولیدی در آن است که میان انرژی و جسارت نسل جدید با نیاز‌های واقعی آنتن تلویزیون پیوند برقرار می‌کند. بدون چنین واسطه‌ای، بسیاری از استعداد‌های جوان یا مجال بروز پیدا نمی‌کنند یا در همان مراحل اولیه، به دلیل نبود ساختار حمایتی، از مسیر حرفه‌ای بازمی‌مانند.

تولید «صدای قلب من» به نویسندگی و کارگردانی محمدمهدی چوپانی نیز از همین منظر قابل تأمل است. ورود یک کارگردان جوان به ساخت مجموعه‌ای در گونه درام عاشقانه و معمایی، آن هم با ساختاری دو زمانه، به خودی خود نشانه‌ای از اعتماد به نسل تازه فیلمسازان است. چنین تجربه‌ای، اگر در بستر درست شکل بگیرد، هم برای سازنده فرصت آزمون و تثبیت فراهم می‌کند و هم برای تلویزیون امکان بهره‌گیری از نگاه‌های تازه را به همراه دارد. رسانه‌ای که فقط به چهره‌های تثبیت‌شده تکیه کند، در بلندمدت از طراوت، تنوع و امکان نوسازی فاصله می‌گیرد. برعکس، رسانه‌ای که به شکل هدفمند برای ورود نسل جوان برنامه داشته باشد، می‌تواند ضمن حفظ استانداردها، جریان تولید را زنده و رو به آینده نگه دارد.

این نکته نیز مهم است که میدان دادن به فیلمسازان جوان، به معنای ساده‌سازی کار یا کاهش سطح انتظار نیست. اتفاقا ارزش چنین اقداماتی در این است که استعداد تازه، در چهارچوبی حرفه‌ای، با مسئولیت کامل و در معرض قضاوت واقعی مخاطب قرار می‌گیرد. «صدای قلب من» از این جهت نمونه‌ای است از اینکه می‌توان به نیرو‌های جوان اعتماد کرد و در عین حال، از آنان انتظار داشت که با قصه، اجرا، انتخاب بازیگر و مدیریت روایت، پاسخ درخوری به این اعتماد بدهند. حضور بازیگرانی، چون سوگل طهماسبی، مرتضی امینی‌تبار، مینا شفیعی، اعظم کبودیان و آرزو تهرانی با حضور علیرضا جلالی‌تبار، علی اوسیوند و نسرین نکیسا نیز نشان می‌دهد که این اثر تلاش کرده از ترکیب ظرفیت‌های جوان و تجربه بازیگران شناخته‌شده بهره بگیرد. ترکیبی که برای یک مینی‌سریال می‌تواند پشتوانه‌ای مهم در ایجاد باورپذیری و کشش نمایشی باشد.

خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ (آرمان)، در صورت تداوم این مسیر، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین مراکز پرورش نیروی خلاق در تلویزیون بدل شود. امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که آینده رسانه، فقط با توسعه تجهیزات یا تغییرات ساختاری تضمین نمی‌شود. آینده را نیروی انسانی خلاق، آموزش‌پذیر، باانگیزه و دارای فرصت تجربه می‌سازد. از این منظر، هر پروژه موفقی که از دل خانه تولیدات جوان بیرون بیاید، فقط یک اثر مستقل نیست، بلکه سندی است بر درستی سرمایه‌گذاری روی استعدادها. تلویزیون اگر بخواهد در حوزه نمایش همچنان صاحب اثر و جریان‌ساز باقی بماند، باید چنین مسیر‌هایی را جدی‌تر از گذشته دنبال کند.

رونق دوباره مینی‌سریال نیز دقیقا در همین نقطه معنا پیدا می‌کند. این قالب، برای تلویزیون مزایای متعددی دارد. امکان تولید با زمان‌بندی روشن‌تر، کنترل بهتر کیفیت، کاهش فرسایش روایی، امکان تنوع بیشتر در جدول پخش و حتی فرصت تجربه در ژانر‌هایی که شاید در قالب‌های بلندتر با تردید بیشتری به آنها پرداخته شود. از سوی دیگر، برای مخاطب هم مینی‌سریال قالبی خوش‌اقبال است، زیرا تعهد زمانی کمتری می‌طلبد و در عین حال، در صورت برخورداری از قصه و اجرای درست، می‌تواند اثرگذاری بالایی داشته باشد. بنابراین، هر اثر موفق در این حوزه می‌تواند تلویزیون را یک گام به تثبیت دوباره این فرم نزدیک‌تر کند.

«صدای قلب من» در چنین فضایی، فقط یک مجموعه هفت‌قسمتی نیست. نشانه‌ای است از اینکه تلویزیون می‌تواند با اتکا به ساختار‌هایی مانند خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ، از ظرفیت نسل جدید بهره بگیرد و همزمان به قالب‌هایی بازگردد که با نیاز امروز مخاطب سازگارترند. اگر این تجربه‌ها استمرار پیدا کنند، می‌توان انتظار داشت که در آینده نزدیک، مینی‌سریال نه به‌عنوان یک استثنا، بلکه به‌عنوان یکی از قالب‌های اصلی و مؤثر در تولیدات نمایشی رسانه ملی شناخته شود.

پخش «صدای قلب من» را باید مستقل از آغاز یک سریال تازه ارزیابی کرد. این مجموعه، از یک سو نشانه‌ای از توجه به مینی‌سریال به‌عنوان قالبی کارآمد و متناسب با ذائقه امروز مخاطب است و از سوی دیگر، نمونه‌ای از نقش‌آفرینی خانه تولیدات جوان مرکز سیمرغ در کشف و میدان دادن به استعداد‌های تازه. اعتماد به یک کارگردان جوان برای ساخت اثری در گونه‌ای پیچیده‌تر از روایت‌های ساده و روزمره، نشان می‌دهد که اگر بستر مناسب فراهم شود، می‌توان هم به جوان‌ها فرصت داد و هم از این فرصت، نتیجه‌ای قابل اعتنا برای آنتن گرفت. ادامه این مسیر، می‌تواند هم به تنوع و پویایی تولیدات تلویزیونی کمک کند و هم افق تازه‌ای پیش روی نسل جدید فیلمسازان بگشاید.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha