دریاچه ارومیه، میراث فراموششده یا فرصتی برای سیاستگذاری هوشمند؟ (نگاهی به نقش مردم شهرستان شبستر و بندر شرفخانه)
به گزارش خبرگزاری آنا، در مسیر احیای دریاچه ارومیه، هر حرکت خالصانهای ارزش ستایش دارد. بیتردید، مردم دلسوز و پرتلاش شهرستان شبستر، بهویژه اهالی شریف بندر شرفخانه، بیادعاترین و خستگیناپذیرترین مدافعان این تالاب بینالمللی بودهاند. حضور آنها در ساحل، تلاش برای بهبود وضعیت آب و حس مسئولیتپذیری نسبت به آینده دریاچه، نمونهای از سرمایه اجتماعی ناب این منطقه است، و با عنایت به اینکه بر اساس اعلام کارشناسان بیشترین مقدار خط ساحلی این دریاچه در حوزه شهرستان شبستر در آذربایجان شرقی است، این موضوع نمود بیشتری نیز مییابد.
اما پرسش اینجاست: آیا غیرت و تلاش مردمی بهتنهایی برای نجات دریاچه کافی است؟
بدون تردید، پاسخ منفی است. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته، گذار از اقدامات مقطعی و احساسی به سیاستگذاری دائمی، برنامهریزی تخصصی و مدیریت مستمر است. در غیر این صورت، حتی خالصانهترین تلاشها نیز در گرداب روزمرگی و فراموشی گم خواهد شد.
گردشگری پایدار، فراتر از ساحل دریاچه
برای حفظ پویایی اقتصادی بندر شرفخانه و شهرستان شبستر، نباید همه امیدها را به حضور آب دریاچه گره زد. لازم است زیرساختهای گردشگری مکمل – مانند گردشگری کشاورزی، طبیعتگردی در دامنههای میشو، بومگردی روستایی، و مسیرهای پیادهروی و دوچرخهسواری – به طور جدی توسعه یابد. تقویت این ظرفیتها، اشتغال پایدار و مقاومتری را رقم میزند و وابستگی به نوسانات سطح آب دریاچه را کاهش میدهد.
مدیریت آبهای سطحی: از باغات تا دریاچه
یکی از چالشهای اساسی که کمتر به آن پرداخته شده، تغییر مسیر آبهای سطحی ناشی از بارندگی است. متأسفانه امروزه حجم قابل توجهی از این آبها، به جای تغذیه دریاچه، به استخرهای ذخیره باغات هدایت میشوند. در حالی که در گذشته، روانآبها به طور طبیعی به سمت دریاچه جاری بودند.
اینجا یک مسئله فنی و سیاستگذاری مهم مطرح است: چگونه میتوان توازن بین حقآبه دریاچه و نیاز کشاورزان منطقه را برقرار کرد؟
پاسخ، طراحی سامانههای هوشمند جمعآوری و هدایت آب، ترویج آبیاری تحت فشار، و بازتعریف الگوی کشت متناسب با اقلیم منطقه است.
از تلاشهای مقطعی تا برنامه راهبردی
بسیاری از اقدامات مسئولان محلی و برخی افراد خیّر، هرچند ارزشمند، متأسفانه مقطعی و کوتاهمدت بوده و پس از مدتی به فراموشی سپرده میشود. احیای دریاچه ارومیه در حوزه شهرستان شبستر و بندر شرفخانه نیازمند یک برنامه جامع کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت در سطح شهرستان است. برنامهای که شاخصهای دقیق، بودجه شفاف، نهاد مسئول مشخص و سازوکار نظارت همگانی داشته باشد. بدون چنین چارچوبی، هر حرکتی صرفاً اتلاف انرژی و اعتماد عمومی خواهد بود.
پرهیز از عوامگرایی و برنامهریزی غیرتخصصی
اگر واقعاً دلمان برای رونق دریاچه و گردشگری شبستر و شرفخانه میسوزد، باید شجاعت نه گفتن به راهحلهای شعاری و عوامانه را داشته باشیم. احیای دریاچه یک مسئله کاملاً فنی، هیدرولوژیکی، حقوقی و اقتصادی است نه میدان آزمون و خطای سیاسی. هر طرح غیرکارشناسی همچون احداث پل میان گذر تبریز-ارومیه، هر قرارداد عجولانه، و هر اقدام احساسیِ فاقد پشتوانه علمی، میتواند لطمات جبرانناپذیری به روند احیا وارد کند.
الگویی موفق: سیاستگذاری مستمر استاندار آذربایجان غربی
خوشبختانه نمونه امیدوارکنندهای از رویکرد تخصصی و مستمر را در مدیریت دکتر رحمانی، استاندار فعلی آذربایجان غربی، شاهد هستیم. انصافاً باید گفت برنامهریزیهای ایشان برای تداوم روند افزایش سطح آب دریاچه ارومیه، مبتنی بر داده، واقعیتهای میدانی و پیگیری بیوقفه بوده است. این رویکرد نشان میدهد اگر اراده سیاسی با دانش فنی و استمرار همراه شود، نتایج پایدار حاصل میشود.
سخن پایانی
دوستداران واقعی دریاچه ارومیه نه آنهاییاند که فقط در تب مقطعی احیا، شعار میدهند، بلکه کسانیاند که برای دههها، خستگیناپذیر و هوشمندانه، بر اجرای یک «نظام برنامهریزی مستمر» پافشاری میکنند. امید که با چنین رویکردی، هم شاهد احیای پایدار دریاچه باشیم و هم بندر شرفخانه بار دیگر به روزهای اوج گردشگری خود بازگردد؛ روزهایی که نه خیالی، که حاصل سیاستی درست و همت همگانی است.
مهدی گوزلی وایقان/ دانشگاه آزاد اسلامی شبستر
انتهای پیام/