شمهای از شرارتهای شوالیه تاریکی
شهرام فتاحی رئیس دانشکده حکمرانی و سیاست دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمانشاه در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری آنا نوشت؛ رئیس جمهور تروریست ایالات متحده آمریکا در شرایطی ایران را کانون شرارت خوانده که خورشید خاموشیناپذیر خاوران جهان در هزارههای رفته میراثی نامیرا از مدنیت و انبوهی از مواریث ماندگار تمدنی را به جهان موحش پیرامونش عرضه داشته و نامآوران عالم و دانشور ایرانی سنگبنای بسیاری از علوم و دانشهای راقیه را گذاردهاند.
از منشور کوروش تا قناتهای حیرت آور کویر، از تخت جمشید تا بیستون، از خیام و رازی و ابن سینا و فارابی تا جمشید کاشانی، از رودکی تا حکیم طوس و از سلطان سخن تا لسان الغیب و از مولانا تا جامی و ... همه و همه بخشی از ستارگان آسمان درخشان و سرزمین درفشان ایران زمین بودهاند.
ایران ما عرصه جولان و اغواگری کاریکاتورگونهای از قهرمانان پوشالی هالیوودی نبوده، بلکه این کهن بوم و بر از پگاهان پیدایش بشر تا کنون عرصه نام آوری و بارآوری نام آوران و اساطیری بوده است که تجلی والاترین فضایل بشری بودهاند.
اما سوال اینجاست که اهریمنی که در پارانویای بیمارگونه خود کدخدای دهکده جهانی است و با تدلیس تمام، خود را نماینده و تجلی مسیح میخواند دستکم تا این لحظه ۵۲۰۰ فایل از او در اسناد مربوط به جزیره شیطانی اپستین یافت شده و در فرازی از دومینوی یاوه گوییهای پایان ناپذیرش ایران را کشوری شرور قلمداد کرده است؟!
لذا در گذاری کوتاه و فقط از باب یادآوری، شمهای از شرارت پیشگی سیستماتیک یانکیها را بازخوانی میکنیم تا هویدا شود که شرارت چیست و شرور کیست؟ و رسوا گردد هر که در او غش باشد.
از زمانی که کشتی میفلاور در ۱۶۲۳ در سواحل ویرجینیا پهلو گرفت و سپس اعلام استقلال از انگلستان در ژوئیه ۱۷۷۶ و تاکنون، بنیادگذاری این کشور بر جغرافیای جهان با سرخطی از باروت و خون و به تبع بهرهکشی، نسلکشی و استثمار و استعمار بر جریده عالم ثبت شده است.
در ابتدا به دلیل دوری فاحش جغرافیایی از دیگر نقاط جهان و سپس با روایت سازی و دروغ بافی، ستمکاریها و زشتخوییهای خویش را پنهان کردهاند؛ بنابراین برای پردهبرداری از نعل وارونه زدن مدعیان حقوق بشر تنها به برخی فجایع عجیب از جنایات این نجیب زادگان بی نجابت میپردازیم.
۱. کشتار و پاکسازی قومی سرخپوستان (۱۷۷۶ به بعد)
براساس منابع، دولت آمریکا از زمان استقلال، بیش از ۱۵۰۰ بار به قبایل بومی حمله کرد. سیاستهای نظاممند از جمله قانون «پوست سر» (۱۸۱۴) که برای هر جمجمه سرخپوست پاداش ۵۰ تا ۱۰۰ دلار تعیین میکرد، منجر به کاهش جمعیت بومیان از حدود ۵ میلیون نفر در قرن ۱۵ به تنها ۲۵۰ هزار نفر در اوایل قرن ۲۰ شد.
۲. بردهداری و بهرهکشی سیستماتیک از سیاهپوستان (۱۶۱۹-۱۸۶۵)
آمریکا بر پایه بردهداری بنا شد و بیش از ۱۲.۵ میلیون آفریقایی بین سالهای ۱۵۲۵ تا ۱۸۶۶ به اجبار به قاره آمریکا منتقل شدند. این سیستم، سیاهان را به کالا تبدیل کرده و زیر شکنجه و کار اجباری در مزارع پنبه نیروی کار رایگان برای شکوفایی اقتصادی آمریکا فراهم میکرد.
۳. قانون کوچاندازی سرخپوستان و «رد خون» (۱۸۳۰)
با امضای قانون کوچاندازی سرخپوستان توسط رئیسجمهور اندرو جکسون، حدود ۱۰۰ هزار نفر از قبایل بومی بهزور از شرق آمریکا به غرب رود میسیسیپی رانده شدند.
هزاران نفر در اثر گرسنگی، سرما و بیماری در این مسیر که به «رد خون» (Trail of Tears) معروف شد، جان باختند.
۴. کشتار «ساند کریک» (۱۸۶۴)
۲۹ نوامبر، سرهنگ جان چوینگتن با ۷۰۰ سرباز به یک روستای صلحآمیز از قبایل شاین و آراپاهو در کلرادو حمله کرد. نتیجه این یورش، کشتار فجیع بیش از ۱۶۰ نفر بود که دو سوم قربانیان را زنان و کودکان تشکیل میدادند. سربازان اعضای بدن قربانیان را به عنوان یادگاری با خود بردند.
۵. کشتار «زخم زانو» (۱۸۹۰)
در ۲۹ دسامبر در داکوتای جنوبی، ارتش آمریکا اقدام به خلع سلاح قبیله لاکوتا کرد و با شلیک یک گلوله، اوضاع از کنترل خارج شد و نظامیان با مسلسل به روی مردم آتش گشودند.
در این فاجعه، بیش از ۳۵۰ سرخپوست، عمدتاً غیرنظامی، قتلعام شدند. این کشتار، نماد پایان مقاومت مسلحانه بومیان آمریکا محسوب میشود.
۶. عقیمسازی اجباری زنان سرخپوست (دهه ۱۹۷۰)
در دهه ۱۹۷۰، سرویس بهداشت سرخپوستان (Indian Health Service) اقدام به عقیمسازی هزاران زن بومی کرد. گزارشها حاکی از آن است که بیش از ۴۲ درصد زنان سرخپوست در سن باروری، اغلب بدون رضایت کامل، عقیم شدند که به منزله نسلکشی سیستماتیک بود.
۷. بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی (۱۹۴۵)
آمریکا در اوت ۱۹۴۵ دو بمب اتمی بر شهرهای غیرنظامی ژاپن پرتاب کرد که منجر به کشته شدن بیش از ۲۰۰ هزار نفر، عمدتاً غیرنظامی، شد و این اقدام به عنوان بحثبرانگیزترین نمونه استفاده از سلاح کشتار جمعی در تاریخ مدرن، به عنوان جنایت جنگی فراموش ناشدنی توسط کارشناسان حقوق بینالملل ارزیابی میشود.
۸. کشتار «می لای» در ویتنام (۱۹۶۸)
در ۱۶ مارس ۱۹۶۸، سربازان آمریکایی به روستای «می لای» در ویتنام یورش برده و اقدام به قتلعام ساکنان کردند.
در این فاجعه، ۵۰۴ غیرنظامی غیرمسلح از جمله زنان، کودکان و کهنسالان کشته و بسیاری از زنان قبل از مرگ مورد تجاوز جنسی قرار گرفتند.
۹. استفاده از ماده شیمیایی «عامل نارنجی» (۱۹۶۱-۱۹۷۱)
در جریان جنگ ویتنام، ارتش آمریکا میلیونها لیتر ماده شیمیایی سمی «عامل نارنجی» (Agent Orange) را بر روی جنگلها پاشید تا پوشش گیاهی را از بین ببرد و این جنایت که بومکشی (Ecocide) خوانده میشود، تا دههها بعد باعث بیماریهای مادرزادی و سرطان در میان میلیونها ویتنامی شده است.
۱۰. شکنجه و آزار در زندانهای عراق و گوانتانامو (دهه ۲۰۰۰)
در جریان «جنگ با تروریسم»، شکنجه و بدرفتاری سیستماتیک با زندانیان در زندان ابوغریب (عراق) و بازداشتگاه خلیج گوانتانامو فاش شد. تکنیکهایی مانند «بوردینگ آبی» (شبیهسازی غرق شدن) و سایر رفتارهای تحقیرآمیز که طبق قوانین بینالمللی مصداق جنایت جنگی و شکنجه محسوب میشود.
۱۱. «کودتای آژاکس» با همکاری انگلستان که منجر به براندازی دولت مردمی مصدق و بازگردانیدن محمدرضا پهلوی به اریکه قدرت شد.
۱۲. تحمیل جنگ هشت ساله به ایران انقلابی با هزار میلیارد دلار خسارت وارده و۲۲۵ هزار شهید و سپس اعمال ۴۵ سال تهدید و تحریم برای مجاب سازی و براندازی نظام نوپایی که گناهی غیر از عدم تمکین از واشنگتن نداشته است و ...
خلاصه آنکه کشوری که طی ۲۵۰ سال اخیر آتش بیار ۲۲۱ جنگ خرد و کلان بوده و فقط در دوره جنگ سرد دستکم در ۷۰ کودتا و عملیات تغییر رژیم دخالت داشته، شایستهتر آن نیست تا بهدلیل انبوهی از اقدامات شیطانی بهجای مجسمه مشعل در دست آزادی در نیویورک همان بت خونریز و قربانی طلب بعل نصب گردد؟
فرجام کلام آنکه بی شک برازندهتر آن است که یانکیها را «شوالیههای شرور» سناریوی آنارشیک سیاست بین الملل قلمداد کنیم.
انتهای پیام/