صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۰۹:۰۰ | ۲۳ / ۰۲ /۱۴۰۵
| |
بمناسبت حرکت امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو

نقشه راه رضوی؛ پیوند اخلاق، عقلانیت و حکمرانی رحمانی

در مجموع، سیره امام رضا (ع) را می‌توان مکتبی دانست که در آن، سیاست از اخلاق جدا نیست، توحید از ولایت جدا نیست، گفت‌و‌گو از کرامت جدا نیست و عبادت از مسئولیت اجتماعی جدا نیست. خورشید خراسان در تبعید، در حقیقت خاموش نشد؛ بلکه افق تازه‌ای برای انسان مسلمان گشود.
کد خبر : 1055703

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، رضا معممی مقدم، مدیرکل فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه در مطلبی نوشت: سیره امام رضا (ع) فقط یک فصل از تاریخ نیست؛ نقشه‌ای است برای فهم نسبت دین با انسان، قدرت، جامعه و تمدن. آنچه از زندگی حضرت در حافظه تاریخ مانده، مجموعه‌ای از رفتار‌ها و مواضع است که هرکدام به‌تنهایی یک درس بزرگ‌اند و در کنار هم، تصویری روشن از یک مکتب می‌سازند؛ مکتبی که بر محور عقلانیت، مدارا، کرامت و ولایت شکل گرفته است.

‌هجرت امام رضا (ع) از مدینه به خراسان، اگرچه در ظاهر به‌اجبار و در سایه سیاست مأمون بود، اما در باطن، نقطه عطفی در تاریخ تشیع و جهان اسلام شد. در این حرکت می‌خواستند ولایت را در غربت خاموش کنند، اما نورش از مدینه تا مرو، از نیشابور تا دل‌های امروز، گسترده‌تر شد. حضور امام در خراسان، جغرافیای سیاسی شیعه را تغییر داد و به آن عمقی تازه بخشید؛ عمقی که بعد‌ها در شکل‌گیری هویت فرهنگی و تمدنی ایران اسلامی نقشی ماندگار یافت.

‌در کنار این زیست سیاسی، امام رضا (ع) چهره‌ای از عقلانیت و دانش‌بنیانی را به نمایش گذاشت که در تاریخ ادیان کم‌نظیر است. لقب «عالم آل محمد» تنها یک عنوان احترام‌آمیز نیست، بلکه بیانگر حقیقتی است که در مناظرات و گفت‌و‌گو‌های حضرت با عالمان ادیان و مذاهب گوناگون آشکار شد. امام در برابر مخالفان، نه با هیاهو و خشونت، بلکه با برهان، آرامش و تسلط بر زبان مشترک گفت‌و‌گو می‌کرد. این همان «میراث گفت‌و‌گو»‌ی رضوی است؛ میراثی که امروز نیز در جهانی پر از سوءتفاهم، تعصب و نزاع، بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.

‌الگوی امام در مواجهه با مخالفان نیز از مهم‌ترین بخش‌های سیره اخلاقی ایشان است. آن حضرت نشان دادند که مدارا، ضعف نیست؛ بلکه شکلی از قدرت اخلاقی است. امام به ما می‌آموزد که می‌توان با اندیشه‌ای مخالف بود، اما با صاحب آن اندیشه با کرامت رفتار کرد. این منش، هم در مناظرات علمی و هم در رفتار اجتماعی حضرت دیده می‌شود و نشان می‌دهد که حقیقت، وقتی با اخلاق همراه شود، اثرگذارتر از هر ابزار تحمیلی است.

‌اوج این معنا در حدیث «سلسله‌الذهب» جلوه‌گر شد؛ حدیثی که پیوند توحید و ولایت را در روشن‌ترین و عمیق‌ترین شکل ممکن بیان می‌کند. امام رضا (ع) با آن کلام تاریخی نشان دادند که توحید، فقط یک گزاره ذهنی نیست، بلکه راهی است که بدون ولایتِ الهی کامل نمی‌شود. ولایت، در این نگاه، شرط ورود به حصن الهی است؛ شرطی که حقیقت توحید را از تحریف و سوءاستفاده حفظ می‌کند. این بیان، تنها یک آموزه اعتقادی نیست، بلکه بنیان یک جهان‌بینی کامل است که نسبت انسان با خدا، جامعه و رهبری را روشن می‌سازد.

این حقیقت توحیدی، در کالبد و معماری آستان قدس رضوی نیز بازتاب یافته است. اگر به حرم امام رضا (ع) نگاه کنیم، فقط با یک بنای مذهبی روبه‌رو نیستیم، بلکه با «هندسه بندگی» مواجهیم؛ هندسه‌ای که در آن، هر فضا، هر کاشی، هر گنبد و هر صحن، انسان را از کثرت به وحدت و از ظاهر به باطن هدایت می‌کند. معماری حرم، خود نوعی زبان معنوی است؛ زبانی که به زائر می‌گوید مسیر بندگی، فقط در گفتن نیست، در دیدن و زیستن نیز هست.

در همین فضای معنوی، روایت‌هایی مانند «ضامن آهو» نیز معنای عمیق‌تری پیدا می‌کنند. این داستان، تنها حکایت مهربانی با یک حیوان نیست، بلکه نشانه‌ای از رأفت در حکمرانی اسلامی است. امامی که ضامن امنیت آهویی می‌شود، در حقیقت الگویی از حاکمیت رحمانی را پیش چشم ما می‌گذارد؛ حاکمیتی که در آن، امنیت فقط برای انسان قدرتمند نیست، بلکه برای همه موجودات معنا دارد. از همین زاویه، فرهنگ زیارت و مهمان‌نوازی رضوی نیز به یک الگوی اجتماعی تبدیل می‌شود؛ سفره حضرت، سفره‌ای است که در آن تفاوت‌های طبقاتی رنگ می‌بازد و کرامت انسان بر هر مرزی مقدم می‌شود.

امروز مشهد الرضا (ع) فراتر از یک شهر زیارتی، به یک کانون تمدنی و معنوی بدل شده است؛ قطبی که دل‌های مسلمانان را، با وجود تفاوت‌های قومی و مذهبی، در یک نقطه گرد می‌آورد. این همان «قطب عالم‌تاب» است؛ جایی که همگرایی امت اسلامی نه در شعار، بلکه در تجربه زیسته زائران و مجاوران معنا پیدا می‌کند. مشهد، به‌واسطه حضور امام رضا (ع)، فقط مقصد سفر نیست؛ محل پیوند دوباره دل‌هاست.

در مجموع، سیره امام رضا (ع) را می‌توان مکتبی دانست که در آن، سیاست از اخلاق جدا نیست، توحید از ولایت جدا نیست، گفت‌و‌گو از کرامت جدا نیست و عبادت از مسئولیت اجتماعی جدا نیست. خورشید خراسان در تبعید، در حقیقت خاموش نشد؛ بلکه افق تازه‌ای برای انسان مسلمان گشود. امروز هم اگر بخواهیم از آن میراث بزرگ بهره بگیریم، باید عقلانیت را با معنویت، و محبت را با مسئولیت، و ایمان را با گفت‌و‌گو همراه کنیم. این همان راهی است که امام رضا (ع) به ما نشان دادند؛ راهی روشن، انسانی و تمدن‌ساز.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha