ساکس: جنگ آمریکا علیه ایران با عقبنشینی واشنگتن پایان مییابد
به گزارش خبرگزاری آنا؛ «جفری ساکس» اقتصاددان آمریکایی و «سیبل فارس» در یادداشتی اخصاصی برای الجزیره، معتقدند جنگی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ علیه ایران آغاز کردند، احتمالاً با عقبنشینی آمریکا پایان خواهد یافت.
به گفته نویسندگان، ادامه این جنگ میتواند پیامدهای فاجعهباری به همراه داشته باشد؛ چرا که تشدید درگیریها احتمالاً به تخریب زیرساختهای نفت، گاز و تأسیسات آبشیرینکن منطقه منجر میشود و بحران جهانی طولانیمدتی ایجاد خواهد کرد. به باور آنان، ایران قادر است هزینههایی بر آمریکا تحمیل کند که واشنگتن توان تحمل آن را ندارد و جهان نیز نباید آن را متحمل شود.
به نوشته ساکس و فارس، طرح اولیه جنگ آمریکا و اسرائیل مبتنی بر «ضربه مهلک» بود؛ طرحی که گفته میشود «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر اسرائیل و «دیوید بارنئا» رئیس موساد آن را به «دونالد ترامپ» پیشنهاد داده بودند. بر اساس این سناریو، یک کارزار گسترده بمباران مشترک میتوانست ساختار فرماندهی ایران، برنامه هستهای و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران را بهگونهای تضعیف کند که نظام سیاسی در تهران فروبپاشد و سپس دولتی همسو با واشنگتن و تلآویو در ایران روی کار آید.
نویسندگان میگویند ترامپ ظاهراً تصور میکرد ایران نیز مسیری مشابه ونزوئلا را طی خواهد کرد. در ژانویه ۲۰۲۶ عملیاتی در ونزوئلا به ربودن «نیکلاس مادورو» انجامید؛ اقدامی که به گفته آنان احتمالاً با هماهنگی میان سازمان سیا و برخی عناصر داخل دولت ونزوئلا صورت گرفت و در نهایت به روی کار آمدن دولتی نزدیکتر به آمریکا منجر شد.
با این حال، به اعتقاد ساکس و فارس، چنین سناریویی در ایران تحقق نیافت؛ زیرا ایران از نظر تاریخی، فرهنگی، فناوری، جغرافیا، توان نظامی، جمعیت و جایگاه ژئوپلیتیکی با ونزوئلا قابل مقایسه نیست.
در ادامه این یادداشت آمده است که دولت ایران نهتنها فرو نپاشید، بلکه سپاه پاسداران با انسجام بیشتر در ساختار امنیت ملی نقش پررنگتری پیدا کرد. دفتر رهبری نیز جایگاه خود را حفظ کرد، نهادهای مذهبی از آن حمایت کردند و بخشهایی از جامعه در برابر حمله خارجی همبستگی نشان دادند.
به گفته نویسندگان، پس از گذشت دو ماه از آغاز جنگ، دولت ترامپ و اسرائیل نه دولت جایگزینی در ایران در اختیار دارند، نه تسلیم تهران را به دست آوردهاند و نه مسیر نظامی روشنی برای پیروزی در اختیار دارند. از دید آنان، تنها سناریوی محتمل عقبنشینی آمریکا است؛ وضعیتی که در آن ایران کنترل عملی تنگه هرمز را در دست خواهد داشت، در حالی که بسیاری از اختلافات میان دو کشور حلنشده باقی میماند.
نویسندگان چند عامل را در محاسبات نادرست آمریکا مؤثر میدانند. نخست، به گفته آنان، رهبران آمریکا درک درستی از ایران نداشتند. ایران به عنوان کشوری با تمدنی چند هزار ساله، فرهنگ عمیق و حس قوی هویت ملی، بهسادگی در برابر فشار نظامی تسلیم نمیشود؛ بهویژه با توجه به خاطره تاریخی ایرانیان از کودتای سال ۱۹۵۳ که با حمایت آمریکا دولت منتخب را سرنگون کرد.
دومین عامل، به باور آنان، دستکم گرفتن توان فناوری ایران بوده است. آنان مینویسند ایران با وجود دههها تحریم توانسته پایه صنعتی دفاعی بومی ایجاد کند و در حوزههایی مانند موشکهای بالستیک، پهپادها و فناوریهای فضایی به توانمندیهای قابل توجهی دست یابد.
عامل سوم به تغییر ماهیت فناوریهای نظامی مربوط میشود. در این تحلیل آمده است که هزینه پایین موشکها و پهپادهای ایرانی در مقایسه با سامانههای دفاعی بسیار گرانقیمت آمریکا، موازنه اقتصادی جنگ را تغییر داده است. به عنوان نمونه، پهپادهای ایرانی حدود ۲۰ هزار دلار هزینه دارند، در حالی که موشکهای رهگیر آمریکایی ممکن است تا چهار میلیون دلار قیمت داشته باشند. همچنین موشکهای ضدکشتی ایران تهدیدی جدی برای ناوشکنهای بسیار گرانقیمت آمریکا به شمار میروند.
به گفته نویسندگان، شبکه دفاعی چندلایه ایران در خلیج فارس، توانایی ایجاد اشباع موشکی و پهپادی و همچنین ظرفیت بستن مسیرهای دریایی، هزینه عملیاتی تحمیل اراده آمریکا را به شدت افزایش داده است.
چهارمین عامل به فرایند تصمیمگیری در آمریکا مربوط میشود. ساکس و فارس ادعا میکنند تصمیم برای جنگ در حلقه کوچکی از نزدیکان ترامپ در اقامتگاه مارالاگو اتخاذ شد و روند رسمی تصمیمگیری در نهادهای امنیتی عملاً کنار گذاشته شد. آنان همچنین به استعفای «جو کنت» مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم آمریکا در مارس اشاره میکنند که در نامهای از وجود «اتاق پژواک» در روند تصمیمگیری انتقاد کرده بود.
در جمعبندی این تحلیل آمده است که احتمالاً نتیجه جنگ بازگشت نسبی به وضعیت پیش از آغاز درگیری خواهد بود، با چند تغییر مهم: نخست اینکه ایران کنترل عملی تنگه هرمز را در اختیار خواهد داشت؛ دوم اینکه توان بازدارندگی ایران تقویت میشود؛ و سوم اینکه حضور بلندمدت نظامی آمریکا در خلیج فارس کاهش خواهد یافت.
نویسندگان در عین حال معتقدند ایران احتمالاً از برتری بهدستآمده برای فشار بر همسایگان خود استفاده نخواهد کرد، زیرا تهران در بلندمدت به دنبال همکاری با کشورهای خلیج فارس است و همچنین چین و روسیه به عنوان شرکای مهم ایران از ثبات منطقه حمایت میکنند.
در پایان این یادداشت آمده است که اگرچه ترامپ ممکن است عقبنشینی احتمالی را به عنوان پیروزی معرفی کند، اما واقعیت این است که آمریکا نتوانسته اهداف خود را محقق کند و جنگ علیه ایران با هزینههای قابل قبول برای واشنگتن قابل پیروزی نیست. نویسندگان تأکید میکنند که راه معقول برای آمریکا پایان دادن به سیاستهای تغییر رژیم و بازگشت به دیپلماسی و حقوق بینالملل است.
انتهای پیام/