خلیج فارس و فقه تمدنساز؛ از نفی سبیل تا عزت اسلامی
حجتالاسلام هادی عجمی استاد عالی حوزه علمیه در گفت وگو با خبرنگار آنا اظهار داشت: پیام حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت روز ملی خلیج فارس، جلوهای از یک بیان برخاسته از «فقه تمدنساز» بود؛ فقهی که در جهان معاصر تنها در مکتب امامین انقلاب به صورت عینی و عملی متبلور شده است. ادبیات، مبانی و افقهایی که در این پیام مشاهده میشود نشان میدهد که گوینده آن در همین مکتب فقهی تنفس و تفقه کرده است.
وی ادامه داد: رهبر معظم انقلاب در بخشی از این پیام با اشاره به تحولات اخیر منطقه میفرمایند: «ملتهای منطقه خلیج فارس که سالهای متمادی به سکوت و ذلّتپذیریِ حاکمان در برابر زورگویان و تجاوزکاران عادت کرده بودند، در شصت روز گذشته جلوههای زیبای صلابت، هوشیاری و مجاهدت دلاورمردان نیروهای دریایی ارتش و سپاه را در کنار غیرت و سلحشوری مردم و جوانان خطّهی جنوب ایران عزیز در نفی سلطهی بیگانگان به چشم خود دیدند.»
وی افزود: این تعبیر بیانگر تغییری در معادلات ذهنی و تاریخی ملتهای منطقه است. در ادامه نیز ایشان تصریح میکنند که امروز حتی برای حاکمان کشورهای منطقه نیز آشکار شده است که حضور آمریکاییها و لانهگزینی آنان در سرزمینهای خلیج فارس، مهمترین عامل ناامنی در منطقه است و پایگاههای پوشالی آمریکا حتی توان تأمین امنیت خود را نیز ندارند.
این استاد حوزه تصریح کرد: از منظر تحلیلی، آنچه در این پیام برجسته است، نگاه تمدنی به تحولات جاری منطقه است. جنگ و تقابل فعلی تنها یک درگیری نظامی یا رقابت ژئوپلیتیک نیست؛ بلکه در سطحی عمیقتر، یک جنگ تمدنی است. جنگی که به مسلمانان ـ حتی آنان که صرفاً ظاهری از اسلام دارند ـ یادآوری میکند که «الإسلامُ یعلو و لا یُعلی علیه». با این حال، تحقق عینی این حقیقت را تنها در مکتب فقهی و انقلابی امامین انقلاب میتوان مشاهده کرد؛ مکتبی که اسلام را در عرصه نظامسازی و تمدنسازی فهم و اجرا میکند. در این چارچوب، دو قاعده مهم فقهی یعنی قاعده نفی سبیل و قاعده عزت اسلامی نقش بنیادین دارند. درباره قاعده نفی سبیل در فقه اسلامی بحثهای فراوانی صورت گرفته است. بر اساس این قاعده، هر حکمی که موجب تسلط کافر بر مؤمن شود، از اعتبار ساقط میشود. اما قاعده عزت اسلامی افق گستردهتری دارد؛ حداقلِ عزت، همان نفی سبیل است، یعنی جلوگیری از سلطه کفار بر مسلمانان. اما حقیقت عزت اسلامی فراتر از این است و حفظ، تقویت و گسترش عزت مسلمانان را به عنوان یک وظیفه عمومی مطرح میکند.
وی با تاکید بر اینکه اگر تحولات منطقه در سالهای اخیر از این زاویه دیده شود، میتوان گفت منطقه در حال عبور از مرحله نفی سبیل و ورود به مرحله عزت اسلامی است؛ عنوان کرد: مرحلهای که در آن ملتهای مسلمان دیگر نه تنها زیر سلطه قدرتهای خارجی قرار نمیگیرند، بلکه با تکیه بر ظرفیتهای خود میتوانند در سایه وحدت واقعی اسلامی، جایگاهی برتر در نظام جهانی داشته باشند.
به گفته وی، در بخش دیگری از پیام، رهبر انقلاب به مسئله مهم «جهاد تبیین» نیز اشاره میکنند و میفرمایند: «امروز برانگیختگی معجزهگون ملت ایران، منحصر در دهها میلیون جانفدای مبارزه با صهیونیسم و امریکای خونریز نمانده و پیشاپیش صفوف به هم پیوسته امّت مبعوث شدهی اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیتهای هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوریهای پایهای و نوین ـ از نانو و بیو تا هستهای و موشکی ـ را سرمایهی ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی پاسدار آن خواهند بود.»
وی افزود: در شرایطی که دشمن تلاش میکند میان مردم و نظام فاصله ایجاد کند، یکی از وظایف مهم در جهاد تبیین آن است که با تکیه بر اصول سواد رسانهای، عموم مردم در جبهه حق تعریف شوند. واقعیت نیز همین است؛ هر ایرانی در اعماق وجود خود سربلندی و اقتدار کشورش را میخواهد، حتی اگر در تشخیص مصادیق دچار خطا شود. از این رو در جهاد تبیین باید بر محورهای مشترک برای حداکثرسازی جبهه حق تمرکز کرد؛ و مهمترین محور مشترک، اقتدار کشور در همه عرصهها است.
وی به بخش دیگری از پیام اشاره کرد و متذکر شد:، رهبر انقلاب به موضوع مدیریت تنگه هرمز پرداخته و میفرمایند: «ایران اسلامی با شکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقهی خلیج فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوء استفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همهی ملتهای منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد؛ بإذن الله ولو کره الکافرون.» ادبیات این بخش از پیام بهروشنی ریشه در روایات اسلامی دارد. امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرمایند: «شُکرُ العالِمِ علی علمه عملُه به و بذلُه لمستحقه»؛ شکر عالم نسبت به علم خود، عمل کردن به آن و بخشیدن آن به اهلش است. در روایت دیگری نیز آمده است: «زکاة العلم تعلیمه من لا یعلمه». همچنین آن حضرت میفرمایند: «شکر کل نعمة الورع عن محارم الله» و در بیان دیگری تأکید میکنند: «أقل ما یلزمکم لله ألا تستعینوا بنعمه علی معاصیه».
وی در پایان گفت: بر اساس این منطق روایی، مهمترین شکر نعمتهای الهی آن است که از آنها در مسیر معصیت استفاده نشود. اگر خلیج فارس یک نعمت عظیم الهی و «خلیج ثروت» برای ملتهای منطقه است، شکر عملی آن این است که اجازه داده نشود این نعمت در مسیر سلطه و فساد قدرتهای استکباری به کار گرفته شود. از این منظر، حضور قدرتهای فرامنطقهای بهویژه آمریکا در این پهنه آبی، مصداق آشکار استفاده از نعمت الهی در مسیر فساد و سلطه است. در نهایت، رهبر انقلاب آینده منطقه را چنین ترسیم میکنند: «به حول و قوّه الهی آیندهی درخشان منطقهی خلیج فارس، آیندهای بدون امریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملتهایش خواهد بود. ما با همسایگانمان در پهنهی آبی خلیج فارس و دریای عمان همسرنوشت هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعر آبهایش؛ و زنجیرهی این ظفر که در سایه تدابیر و سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی تحقق یافته است، طلیعه نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.»
بر اساس این افق، تحقق چنین آیندهای وظیفهای است که برای هر فرد در جامعه اسلامی مسئولیت ایجاد میکند. ایستادگی در میدان، تبیین حقیقت، و حفظ حضور اجتماعی برای تحقق این هدف، بخشی از این مسئولیت تاریخی است.
انتهای پیام/
انتهای پیام/