آمریکا همیشه از جدایی خانوادهها برای بیثباتی استفاده کرده است
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، «هریت کلارک» نویسنده و فعال اجتماعی، اولین رمان خود را با عنوان «تپه» منتشر کرده است. در این کتاب، یک راهبه توضیح میدهد که زندگی برای نوزادانی که در زندان به دنیا میآیند چگونه است: «آنها نمیدانند در زندان هستند، اما وقتی مجبورشان میکنیم بروند، میفهمند.»
گاردین نوشت: قهرمان کودک داستان «سوزانا» نام دارد که مادرش تا جایی که یادش میآید، در حال تحمل حبس ابد است. هیچ انتظاری نیست که سوزانا و مادرش رابطهای در خارج از دیوارهای زندان داشته باشند، با این حال، آنها درون همان دیوارها رابطهای پایدار برقرار میکنند.
داستان سوزانا و مادرش، روایتی است از زندگی خود هریت کلارک و مادرش «جودیت کلارک». هریت نزدیک به ۴۰ سال از عمرش را صرف دیدار از مادرش در زندان کرده است. او در گفتوگو با گاردین میگوید: «آزادی هرگز در افق من و مادرم نبود. من به آن امید نداشتم. آن را رؤیای بزرگ برای خودم و او تلقی نمیکردم. میدانستم تا وقتی مادرم را میشناسم، فقط در همان اتاق ملاقات او را خواهم شناخت.»
جودیت کلارک که بود؟
جودیت کلارک در سال ۱۹۸۳ به جرم مشارکت در سرقت از یک کامیون زرهی برینکس که منجر به کشته شدن سه مرد (یک نگهبان و دو افسر پلیس) شد، به حداقل ۷۵ سال زندان محکوم شد. او عضو گروه رادیکال «وتر آندرگراون» دهه ۶۰ و شاخهٔ آن یعنی «سازمان کمونیستی ۱۹ می» بود که با «ارتش آزادیبخش سیاه» همکاری میکرد. جودیت راننده کامیون فرار بود. این سرقت ناموفق قرار بود بیش از یک دهه پس از اعتراضات «روزهای خشم» در شیکاگو، بودجه مبارزات انقلابی را تأمین کند.
هریت که در سال ۱۹۸۰ به دنیا آمده بود، هنگامی که مادرش دستگیر شد تنها ۱۱ ماه داشت. در نمایهای از نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۲ (زمانی که جودیت هنوز در زندان بود)، او توصیف کرده بود که چگونه کودک نوپایش هنگام ملاقاتهای زندان گریه میکرد، چون نمیتوانست او را لمس کند – تماس فیزیکی برخلاف قوانین بود.
جودیت گفت: «هر بار که به سمت من میآمد، فرد ناظر میگفت: اگر تو را لمس کند، این ملاقات خاتمه مییابد.»
هریت در گفتوگو با گاردین میگوید: «زندان تمام عمر خانه من بود. من فکر میکنم یک کودک آماده است که یک نهاد را خانه خود بداند.»
پدر هریت، آلن برکمن، پزشک بود و او نیز به دلیل فعالیت در گروههای رادیکال مسلح (از جمله سرقت مسلحانه از یک سوپرمارکت) در زندان به سر میبرد. برکمن از زندانیان مجروح در شورش زندان آتیکا و همچنین اعضای جنبش سرخپوستان آمریکایی که روستای زخمیشده در پایگاه رایگان اشغال کرده بودند، درمان میکرد.
هریت در دوران نوزادی توسط همرزمان مادرش در یک کمون در نیویورک نگهداری میشد. اما وقتی نزدیک به پنج ساله شد، پدربزرگ و مادربزرگ مادریاش (که خود زمانی اعضای فداکار و برجسته حزب کمونیست بودند) برای حضانت او شکایت کردند.
هریت کلارک در پایان میگوید: «ایالات متحده همیشه از جدایی خانوادهها به عنوان ابزاری برای بیثباتسازی استفاده کرده است.»
انتهای پیام/