رونمایی از «شاهی که آخر شد» در باغ کتاب/ اثری مستند برای روشنگری درباره پهلویها
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، آیین رونمایی از کتاب «شاهی که آخر شد» (محمدرضا از تولد تا سلطنت) نوشته عباس سلیمی نمین پیش از ظهر امروز در پردیس سینمایی باغ کتاب تهران برگزار شد.
در ابتدای این نشست، عباس سلیمی نمین نویسنده کتاب عنوان کرد: همه شما عزیزان از محدودیتها و سختیها پژوهش در کشور اطلاع دارید. با توجه به این شرایط ابنحضورشما عزیزان مغان و قابل تقدیر است. حجم کارهایی که در معرفی و واکاوی دوره پهلوی به نسل جدید ارائه شده است چندان قابل توجه نیست. متناسب با تحول بزرگی مثل انقلاب اسلامی باید سرمایه گذاری مناسب و به کارگیری عناصر شابگیسته و متخصص سورت میگرفت که این کار به خوبی صورت نگرفت و تبعات بدی را به دنبال داشت.
در ادامه نشست، حسین صفار هرندی عضومجمع تشخیص مصلحت نظام پشت تریبون آمد و عنوان کرد: بالاتر از سپاسگزاری، باید بگویم شیفته روحیه مستحکم و قوی در آقای سلیمی نمین هستم. دغدغه ایشان تنویر فکر نسل جوان است و در این مسیر به آن اندازه مصمم هست که میتوانم بگویم مصداق آیه شریفه «لعلک باخع نفسک علی هذا» هستند و جان خودش را در مسیر این روشنگری فدیه میدهد. من به این روحیه و اعتماد ستودنی ایشان غبطه میخورم.
وی افزود: جریان معارض انقلاب اسلامی از یک مقطع تاریخی و با شکست خوردن طرح هایش، خطی را به عوامل داخلی خودشان القا کردند. در قالب این طرح، به دنبال این بودند که ذهن مردم را دستکاری کنند تا آن گونه که ما میخواهیم فکر کنند. ابزار این کار هم این است که به زعم خودشان تاریخ را به صورت حقیقی ارئه دهند که البته از نظر ما انحراف در تاریخ است. به این ترتیببر این اساس، مخاطب آنها تبدیل به یک عنصر دست آموز میشود و نیاز به نقش آفرینی مستقیم ما نیست. در همین حوادث تلخ سالهای اخیر که شاهد به صحنه آمدن جوانان غفلت زده خودمان شدیم، بعضا خودشان بعدها میگفتند ما در میدان که بودیم چیزهایی در ذهنتان رژه میرفت که متوجه نبودیم و فکر میکردیم که مثلاً دنباله یک بازی کامپیوتری یا فیلمهایی است که تماشا میکنیم.
صفارهرندی گفت: در این راستا، موجی از کتاب نویسی و کتاب سازی درباره تاریخ انقلاب رقم خورد. ما تا حد زیادی در این فضا جا ماندیم و به تبع این اقدام بود که شروع به پژوهش داشتیم که البته کارهای خوبی هم صورت گرفته است.
وی اظهار کرد: این کتاب از مصادیق تنویر و تحقیق درست است. به ویژه در بخش کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ کهمدنظر من است. اغلب کودتاها و شاید بالای ۹۰ درصد آنها یک عقبه حمایت خارجی دارد. اسناد تاریخی نشان میدهد در کودتای ۱۲۹۹ از ابتدا تا پس از به ثمر نشست کودتا، کاملا نقش آفرینی انگلستان پررنگ است.
عضومجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: اگر در سالهای اخیر تصویر رضاخان در جامعه به عنوان منجی نشان داده شده است باید به دنبال حقیقت تاریخ رفت. با کتاب آقای سلیمی نمین میتوان تا حدی به بخشی از حقیقت ماجرا پی برد. مداخل خوبی برای ذهن جستجوگر دارد. حتی اگر قضاوت پیشینی نداشته باشیم، حاصل آن کودتا که مدعی هستند یک حرکت مصلحانه بوده است، باید همراهی مردم یا مقاومت در برابر تجاوز اجنبی باشد. اما دیدیم که در شهریور ۱۳۲۰، ارتش ایران آن گونه که در منابع آمده است حداکثر ۲ ساعت توانست مقاومت کند.
صفار هرندی افزود: حالا شما این میزان از همراهی و مقاومت را کنار مقاومت هشت ساله و جنگ ۱۲ روزه و این جنگ اخیر تحمیلی سوم بگذارید. شاهد بودید که چگونه ملت و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نه تنها مقاومت کردند که در برخی مقاطع حالت تهاجمی هم گرفتند و ضربات مهلکی را به دشمن زدند. این را با جمهوری اسلامی ایران که اسطوره مقاومت شده است مقایسه کنید. همین موضوع به عنوان «باطل السحر» همه این ادعاها و روایتهای غلط کافی است.
موسی نجفی: ایران هیچ گاه مستعمره نبوده است اما از استعمار آسیبهای جدی خورده است
موسی نجفی رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دیگر سخنران این مراسم بود. وی با اشاره به مزیت های کتاب «شاهی که آخر شد» عنوان کرد: کتاب فقط در یک مقطع تاریخی فریز نشده و با شرایط امروز ما هم ارتباط ها مشخصی دارد. متاسفانه به خاطر محدودیت زمان، من فقط موفق شدم نیمی از کتاب را بخوانم و به دنبال نقد تاریخی آن نیستم و یک بررسی اندیشه ای را دارم. این که کتاب تاریخی نتواند با امروز ما محاوره کند و بر تاریکیهای امروز ما نوری بیندازد یک نکته منفی است. یک اثر پژوهشی باید از نورافکن تاریخ بر تاریکی های امروز نوری بتاباند. کتاب های تاریخی لااقل باید بعدی از ابعاد همین جنگ رمضان را هم برای ما روشن کند.
وی افزود: «خط» در تاریخ نباید کم شود چراکه جایگاه خدمت و خیانت گم می شود. نویسنده در این کتاب سعی کرده است که خط در تاریخ گم نشود. ملتهایی که خط را در تاریخ گم میکنند نمیتوانند راه را پیدا بکنند. کتاب اتقان و استحکام خوبی دارد و اسناد و مدارک خوب و مطمئنی را بیان کرده است.
نجفی گفت: رضا پهلوی حتی در حد پدرش و پدربزرگش هم هوش فرهنگی ندارد میبینید که عرقچین بر سر میگذارد و در اسرائیل پای دیوار ندبه می رود. حتی ظاهر امروز را رعایت نمی کند در حالی که پدر و پدربزرگ او حداقل ظواهر را رعایت میکردند.
وی افزود: امکان دارد که یک نظام سیاسی یا حاکم یک کشور توسط خارجی ها روی کار بیاید و توسط همان خارجی ها برکنار شود.مثل اتفاقی که برای رضاشاه بیفتد اما آن قدرت خارجی نمی تواندنظام و شخصیتی که توسط مردم روی کار آمده است را برکنار کند مگر این که آن نظام را بیانگیزه و دچار استحاله شود که در تاریخ ایران نمونه اش انقلاب مشروطه بود و از سردی مشروطه کودتای سوم اسفند بر می آید.
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: هیچ مورخی بی طرف نیست، این یک دروغ بزرگ است و معنا ندارد، اما وقتی که می خواهیم بنویسیم باید قواعد علمی را رعایت کنیم. توجه کتاب به پدیده استعمار بسیار قابل توجه است. بله، ایران هیچ گاه مستعمره نبوده است اما از استعمار آسیبهای جدی خورده است. حذف خادمان و آدمهای شجاع و جوهردار باعث روی آدمهای ترسو و وابسته میشود و این به خاطر طمع استعمارگران است.اینها همیشه فکر میکنند که در ایران حقی دارند که باید حاکم تعیین کنند. آنها به محض این که حاکمیت تضعیف میشود بلافاصله برای پیگیری اهدافشان اقدام میکنند به دنبال دخالت و تعیین حاکم و تجزیه هستند.
این خبر در حال تکمیل است...
انتهای پیام/