خلیج فارس اهرم فشار و اهمیت حفظ سیادت برای طرفین درگیر
بشیر اسماعیلی کارشناس مسائل بینالملل و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری آنا نوشت؛ خلیج فارس یکی از مهمترین نقاط ژئوپولیتیک جهان به حساب میآید که پیوند آن با جنبههای مختلف سیاسی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی موجب شده تا از ابعاد مختلفی اهمیت این منطقه برجستهتر شود؛ بهخصوص پس از جنگ اخیر رژیم صهیونیستی و آمریکا با کشورمان، نکات کمتر شناخته شدهای از موقعیت منحصربهفرد خلیج فارس برای جهانیان آشکار شده است.
نکته قابل توجه اینکه کل سواحل شمالی خلیج فارس در اختیار ایران است و در مقایسه با سواحل جنوبی آن که در بین چند کشور است، یک ویژگی بسیار مهم برای قدرت ملی ایران محسوب میشود.
این یکپارچگی در کنترل سواحل شمال خلیج فارس وقتی با جغرافیای خاص جنوب ایران و جزایر متعدد متعلق به ما ترکیب میشود، امکان موثری در دفاع نامتقارن ایجاد میکند که در جنگ اخیر هم بیش از گذشته به چشم آمد.
در عین حال باید تنگه هرمز را یک عامل مجزا از دیگر عوامل ذکر شده در ارتقای قدرت ایران دانست که عملاً بر نقل و انتقال بیست درصد از انرژی جهان تسلط دارد.
در تمامی سالهای گذشته، ایران با وجود تحریمهای ناعادلانه غرب، نهتنها عبور و مرور از تنگه هرمز را مختل نکرد که شرایط لازم و امنیت را برای انتقال انرژی از این منطقه مهیا کرده بود.
بعد از سال ۱۳۹۷ و خروج ترامپ از برجام که خلاف اصول حقوق بینالملل و تأیید آژانس بینالمللی انرژی اتمی انجام گرفت، ایران عملاً با یک جنگ اقتصادی ناعادلانه و گسترده مواجه شد. با وجود این، همچنان صبر استراتژیک ایران و تمایل برای کنترل تنش، مانع از بستن تنگه هرمز شد.
در حال حاضر، اما تنگه هرمز بهعنوان ابزاری نوین در بازدارندگی علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته و نباید از این امکان استرتژیک صرف نظر کرد.
تجربه نشان داده که عمده کشورهای حوزه خلیج فارس در هماهنگی با آمریکا و بعضاً رژیم جعلی صهیونیستی، زمینهساز تشدید فشارها علیه ایران بودهاند. اروپا نیز نقشی مشابه را ایفا کرده، بنابراین با تهدید منافع اقتصادی این کشورها در تنگه هرمز، میتوان از تهدیدات آنان کاست.
نباید از نظر دور داشت که از این پس، دشمنان ایران بهخصوص آمریکا خواهند کوشید تا تسلط ایران بر تنگه هرمز را کاهش داده یا از میان ببرند. این تلاشها ممکن است در قالب عملیاتهای نظامی ضربتی، تحریک برای شورش و جداییطلبی در داخل کشور، توسل به دیگر کشورها برای ایجاد یک ائتلاف گستردهتر علیه ایران و ادامه تحریمهای اقتصادی صورت پذیرد.
اگرچه همه این نقشهها آزموده شده و به جایی نرسیده، اما دلیلی بر اینکه دوباره این دشمنیها انجام نشود نخواهد بود. همچنین دشمنان ایران میکوشند از اهمیت اقتصادی و کریدوری خلیج فارس که ایران دست بالا را در آن دارد بکاهند؛ نمونه این طرحها دالان اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا یا کریدور آیمِک (IMEC) است.
هدف این دالان اقتصادی، تقویت توسعه اقتصادی از طریق تقویت اتصال و یکپارچهسازی اقتصادی بین جنوب آسیا، خلیج فارس و اروپاست. مسیر پیشنهادی، دالان میان هند و اروپا است که از کشورهای امارات، عربستان سعودی، اردن، رژیم صهیونیستی و یونان میگذرد.
تحقق این کریدور مستلزم رونق و امنیت در کشورهای حوزه خلیج فارس همزمان با رکود و ویرانی در ایران بود که پس از جنگ اخیر، ایران توانست معادله مد نظر رژیم اسراییل را بر هم بزند.
در آینده پیش روی، با تثبیت قدرت ایران در خلیج فارس، ترتیبات امنیتی و سیاسی جدیدی به وجود خواهد آمد که تعیین کننده نظم نوین منطقهای و الگوی تازهای از توازن قوا خواهد بود.
یادمان نرود هر زخمی که ما را نکشد، قویترمان خواهد کرد و اینک این پیکر زخمی، اما پرقدرت ایران، لحظات تاریخ ساز و بسیار خطیر را پشت سر میگذارد.
انتهای پیام/