صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۳:۳۶ | ۰۹ / ۰۲ /۱۴۰۵
| |
کارشناس حوزه آسیای مرکزی در گفت‌و‌گو با آنا:

بیشکک؛ سکوی پرتاب دیپلماسی دفاعی ایران است/ اشتراک‌گذاری تجربه شکست آمریکا با اعضای شانگهای

قزل تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی-امنیتی آسیای مرکزی گفت: با توجه به حضور تروریسم و تهدیدات مشترک در منطقه، تبادل اطلاعاتی میان ایران و اعضای کلیدی (به‌ویژه روسیه، چین و پاکستان) از پیش وجود داشته است و اجلاس بیشکک می‌تواند به تعمیق آن کمک کند. این نوع همکاری، به دلیل ماهیت «پنهان» خود، کم‌ترین حساسیت را برای اعضا ایجاد می‌کند.
کد خبر : 1052023

«بهروز قزل» کارشناس ارشد مسائل آسیای مرکزی در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاری آنا، ضمن اشاره به تحولات مربوط به نشست وزرای دفاع کشور‌های عضو پیمان شانگهای در پایتخت قرقیزستان اظهار کرد: نشست بیشکک به‌ریاست قرقیزستان و با حضور کشور‌های آسیای مرکزی، بیش از هر چیز، بستری راهبردی برای بازتعریف دیپلماسی دفاعی ایران در سازمان همکاری شانگهای فراهم آورد. اهمیت این امر از چند جهت قابل تحلیل است. مسئله اول شامل مشروعیت‌بخشی به «روایت مقاومت» است. حضور معاون وزیر دفاع ایران و طرح گزاره راهبردی «آماده‌ایم تجربه شکست آمریکا را با اعضای سازمان به اشتراک بگذاریم»، روایت جمهوری اسلامی از جنگ تحمیلی اخیر را از سطح یک ادعای تبلیغاتی به سطح یک «تجربه مرجع نظامی» ارتقا داد. این چارچوب‌سازی گفتمانی، به‌ویژه نزد کشور‌های آسیای مرکزی که خود نگران پیامد‌های امنیتی بی‌ثباتی منطقه‌اند، نوعی سرمایه سیاسی برای ایران ایجاد کرد.

این تحلیلگر ارشد مسائل آسیای مرکزی ادامه داد: دیدار‌های دوجانبه هیأت ایرانی با وزیران دفاع قرقیزستان، روسیه، پاکستان و بلاروس، عملاً فضای دیپلماتیکی را که بر اثر جنگ به‌ شدت محدود شده بود را گسترش داد. این دیدار‌ها نشان داد که تهران می‌تواند از سازوکار سازمان شانگهای به‌عنوان «سپر دیپلماتیک» در برابر تلاش‌های آمریکا و اسرائیل برای منزوی‌سازی بین‌المللی کشور‌ها استفاده کند.

ساختار انتظامی-امنیتی پیمان شانگهای

قزل یادآور شد: باید توجه داشت که دیپلماسی دفاعی در چارچوب شانگهای عمدتاً معطوف به «همکاری‌های ضدتروریستی» و «رزمایش‌های مشترک» مانند «مأموریت صلح» است و از ارائه تضمین‌های امنیتی الزام‌آور فاصله دارد. بنابراین، این تعاملات بیش از آنکه یک «ائتلاف دفاعی ماهوی» بسازد، «دستآوردی نمادین» برای ایران به ارمغان آورده و نقش یک «تکیه‌گاه امنیتی نرم» را ایفا می‌کند. به این نکته اساسی نیز می‌بایست توجه شود که سازمان همکاری شانگهای، بیش از آنکه ساختاری «نظامی-امنیتی» باشد، ساختاری «انتظامی-امنیتی» است و حوزه تمرکز اصلی آن، ضرورتاً در رقابت دفاعی یا نظامی با غرب یا ناتو تعریف نشده است.

اجلاس بیشکک و همگرایی تاکتیکی تهران با مسکو

متخصص مسائل آسیای مرکزی تأکید کرد: تقویت روابط دفاعی ایران با کشور‌های آسیای مرکزی، به‌ویژه از طریق اجلاس‌هایی مانند بیشکک، جایگاه تهران را در معادلات امنیتی مسکو به‌شکل معناداری ارتقا می‌دهد. زمینه اول این ارتقا همکاری، مبتنی بر هم‌پوشانی منافع امنیتی است. وزیر دفاع روسیه، بلوسف، در همین نشست تصریح کرد که «حضور نظامی کشور‌های فرامنطقه‌ای در آسیای مرکزی غیرقابل‌قبول است». ایران نیز با گسترش همکاری‌های دفاعی با کشور‌های این منطقه، عملاً می‌تواند به تأمین هدف راهبردی روسیه یعنی «ممانعت از نفوذ نظامی غرب و اسرائیل در حیاط خلوت سنتی مسکو» کمک کند. این هم‌گرایی تاکتیکی، جایگاه ایران را از یک «متحد صرفاً خاورمیانه‌ای» به یک «شریک مؤثر در معماری امنیتی اوراسیا» ارتقا می‌دهد.

وی در ادامه توضیح داد: بعد دیگر هم‌افزایی امنیتی بین ایران و روسیه در این اجلاس شامل، عاملیت مستقل ایران است. تحول مهم این نشست آن بود که ایران نه به‌عنوان «دنباله‌روی روسیه» یا هر قدرت دیگری، بلکه به‌عنوان «بازیگری مستقل» ظاهر شد که خود ابتکارعمل دیپلماتیک را در دست دارد (از جمله ارائه پیشنهاد همکاری دفاعی به اعضاء). این «عاملیت مستقل»، قدرت چانه‌زنی تهران در روابط دوجانبه با مسکو را افزایش می‌دهد، چرا که روسیه احتمالاً نمی‌تواند کشوری را که خود به‌تنهایی در حال شکل‌دهی به ائتلاف‌های دفاعی منطقه‌ای است، به سادگی نادیده بگیرد.

تنگنای راهبردی روسیه و روابط آتی تهران مسکو

نویسنده و پژوهشگر ارشد تحولات آسیای میانه بیان کرد: نکته مهم دیگر در این زمینه تنگنای راهبردی روسیه است. نباید فراموش شود که روسیه درگیر جنگ فرساینده اوکراین است و ظرفیت صنایع دفاعی آن، خواه ناخواه، تحت‌تأثیر این مسئله قرار گرفته است. بنابراین، حمایت‌های مسکو می‌تواند در لایه سیاسی و با هدف ارسال پیام به واشنگتن درباره «عدم فروپاشی محور مسکو-تهران» معنا یابد. در عین حال که تقویت روابط ایران با آسیای مرکزی می‌تواند در ایجاد یک «حلقه حائل امنیتی» متشکل از متحدان منطقه‌ای مؤثر واقع شود.

دیپلماسی فعال امنیتی تهران و خنثی‌سازی نفوذ اسرائیل

قزل با اشاره به تلاش اسرائیل برای نفوذ در کشور‌های آسیای مرکزی عنوان کرد: اسرائیل در سال‌های اخیر با بهره‌گیری از «پیمان ابراهیم» و فروش برخی تسلیحات یا تجهیزات پیشرفته، نفوذ خود را در کشور‌هایی مانند قزاقستان به‌طور چشمگیری افزایش داده است. در این فضا، دیپلماسی نظامی ایران در شانگهای چند کارکرد خنثی‌کننده دارد. بعد اول شامل شکستن روایت امنیتی اسرائیل است رژیم‌صهیونیستی همواره ایران را «تهدیدی برای ثبات منطقه» معرفی کرده است. اما حضور فعال ایران در یک مجمع امنیتی چندجانبه که اتفاقاً کشور‌های هدفِ نفوذ اسرائیل (نظیر قزاقستان) نیز در آن عضویت دارند، این روایت را به چالش می‌کشد. وقتی معاون وزیر دفاع ایران از «توانمندی‌های تسلیحات دفاعی» برای «تأمین امنیت جمعی» سخن می‌گوید، عملاً نشان می‌دهد که تهران یک «تأمین‌کننده امنیت» است، نه «منبع تهدید». این امر به‌ویژه برای کشور‌های آسیای مرکزی که به‌دنبال تنوع‌بخشی به منابع تأمین امنیت خود هستند، می‌تواند جذاب باشد.

تهران، گزینه جدید آسیای مرکزی در بازار تسلیحات

این کارشناس مسائل آسیای مرکزی تصریح کرد: ایران در این نشست نه فقط در سطح گفتمانی، بلکه با ارائه پیشنهاد مشخص «به‌اشتراک‌گذاری تجربیات دفاعی» وارد میدان شد. این پیشنهاد برای کشور‌هایی که هم‌اکنون خریدار تسلیحات اسرائیلی هستند، یک «گزینه جایگزین» ایجاد می‌کند که می‌تواند وابستگی امنیتی آنها به تل‌آویو را کاهش دهد. تجربه موفق پهپادی و موشکی ایران در جنگ جاری، برگ برنده تهران در این رقابت است. 

وی در ادامه تشریح کرد: با این حال، نباید انتظار داشت که یک نشست بتواند به‌سرعت معادلات نفوذ را تغییر دهد. کشور‌هایی مانند قزاقستان که به پیمان ابراهیم پیوسته‌اند، منافع اقتصادی و فناورانه قابل‌توجهی از همکاری با رژیم‌صهیونیستی کسب می‌کنند. دیپلماسی نظامی ایران می‌تواند «هزینه سیاسی» این همکاری را برای آنها افزایش دهد، اما ایران برای تغییر کامل معادله، نیازمند تداوم و تعمیق این تعاملات در اجلاس‌های آتی و ارائه بسته‌های همکاری ملموس‌تر است.

پیام روشن ایران به افکار عمومی داخلی و بین‌المللی

قزل ادامه داد: حضور ایران در این اجلاس، در حالی که تنها دو ماه از آغاز یک جنگ تمام‌عیار بر علیه آن می‌گذرد، از اهمیت راهبردی چندلایه‌ای برخوردار است:

 در بُعد روانی-نمادین: این حضور، پیامی روشن به افکار عمومی داخلی و بین‌المللی مخابره کرد که جمهوری اسلامی ایران «منزوی نشده است». در شرایطی که محاصره اقتصادی ادامه داشته و تهدید حملات نظامی کماکان جدی است، نشستن معاون وزیر دفاع ایران بر سر میز گفت‌و‌گو با قدرت‌های دفاعی اوراسیا، خود نوعی «پیروزی دیپلماتیک» محسوب می‌شود که می‌تواند روحیه ملی را تقویت کند.

در بُعد گفتمانی-ایدئولوژیک نیز این اجلاس فرصتی طلایی برای ارائه «روایت ایرانی» از جنگ در یک مجمع رسمی بین‌المللی بود. عبارت‌هایی مانند «ایالات متحده دیگر قادر نیست به ملت‌های مستقل دیکته کند» دقیقاً همان گفتمانی است که تهران می‌خواهد آن را به محور نظم جدید بین‌المللی تبدیل کند. اجلاس بیشکک، نخستین تریبون رسمی چندجانبه پس از آغاز جنگ بود که این روایت در آن طنین‌انداز شد.

وی همچنین افزود: این نشست همچنین امکان تبادل نظر مستقیم با وزیران دفاع کشور‌های کلیدی را فراهم آورد و زمینه را برای «همکاری‌های اطلاعاتی» و «هماهنگی‌های امنیتی» احتمالی هموار کرد. در دیپلماسیِ زمان جنگ، چنین کانال‌های ارتباطی می‌تواند ارزشی حیاتی داشته باشد.

دیپلماسی دفاعی ایران در سایه فرصت‌ها و چالش‌ها

پژوهشگر ارشد مطالعات آسیای مرکزی عنوان کرد: امکان تبدیل «هم‌گرایی گفتمانی» به «همکاری نظامیِ عملی» پس از نشست بیشکک در ابعاد مختلف قابل تحلیل است:

الف) همکاری اطلاعاتی: این بُعد، محتمل‌ترین و کم‌هزینه‌ترین شکل همکاری است. با توجه به حضور تروریسم و تهدیدات مشترک در منطقه، تبادل اطلاعاتی میان ایران و اعضای کلیدی (به‌ویژه روسیه، چین و پاکستان) از پیش وجود داشته است و اجلاس بیشکک می‌تواند به تعمیق آن کمک کند. این نوع همکاری، به دلیل ماهیت «پنهان» خود، کم‌ترین حساسیت را برای اعضا ایجاد می‌کند.

وی تأکید کرد: به نظرم، احتمال دریافت تسلیحات سنگین یا پیشرفته از اعضای اصلی (روسیه، چین) در کوتاه‌مدت چندان نیست و دلیل اصلی آن، این است که روسیه خود درگیر جنگ اوکراین بوده و احتمالاً ظرفیت مازاد صادراتی آن تحت‌تأثیر این مسئله است. چین نیز به نظر می‌رسد که تحریم‌های ثانویه آمریکا را در سطحی از محاسبات خود در نظر می‌گیرد. با این حال، احتمال سطوحی از همکاری‌ها نیز دور از ذهن نیست و یا حداقل، امیدواری در چنین زمینه‌ای، برای ما خوشایند است.

گزینه حمایت نظامی نیز تقریباً نامحتمل است. هیچ‌یک از اعضای اصلی سازمان شانگهای (به‌ویژه چین و هند) تمایلی به رویارویی مستقیم نظامی با آمریکا بر سر ایران (و احتمالاً بر سر هیچ کشور دیگری) ندارند. هند آشکارا موضع «عدم مدارا با تروریسم» و «صلح جهانی» را مطرح کرد و چین نیز به «حل‌وفصل سیاسی» بسنده کرد. بنابراین، انتظار شکل‌گیری یک «جبهه متحد نظامی ضدآمریکایی» در چارچوب شانگهای، غیرواقع‌بینانه است. همچنین، همانطور که قبلاً نیز اشاره کردم، مأموریت‌های اساسی و تعریف شده شانگهای نیز از ایجاد چنین جبهه یا ائتلافی حمایت نمی‌کند.

نشست بیشکک و تقویت عمق راهبردی ایران

قزل در پایان خاطرنشان کرد: اجلاس بیشکک، بیش‌تر «سکوی پرتاب دیپلماتیک» بود تا «زادگاه ائتلاف نظامی». دستآورد بالفعل آن برای ایران، افزایش «عمق راهبردی دیپلماتیک» و ایجاد «شبکه‌ای از هم‌گرایی‌های تاکتیکی» است، نه دریافت کمک‌های نظامی فوری. با این حال، بذر‌هایی که در این نشست کاشته شد، می‌تواند در میان‌مدت به همکاری‌های امنیتی پایدارتری بیانجامد.

انتهای پیام/

علی رحمانی
ارسال نظر
captcha