تجمعهای مردمی؛ حاصل تربیت بانوان در مکتب رهبر شهید انقلاب / شعری عربی که در ایران همهگیر شد +فیلم
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، «ریم الوریمی» فعال رسانه، مدرس دانشگاه و نویسنده اهل تونس است. او که در سالهای اخیر چند بار به ایران سفر کرده، پس از حمله دشمن صهیونیستی آمریکایی به ایران و آغاز تجمعات شبانه مردمی، شعری را در وصف مقاومت مردم ایران سرود. شعری با مطلع «خذونی أُنشد فی شوارع طهران» که در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی دست به دست شد، در این بین با بهرهگیری از هوش مصنوعی، نسخه همراه با موسیقی آن نیز آماده شده و با استقبال مخاطبان در ایران و کشورهای عربی همراه شد. این اثر با مضامین انسانی، فرهنگی و همدلی میان ملتها، توجه مخاطبان بسیاری را در ایران و جهان عرب جلب کرده است.
این بانوی تونسی که به تازگی به ایران سفر کرده و مهمان حوزه هنری انقلاب اسلامی است، در گفتوگو با خبرگزاری آنا از حس و حال این روزهای خود، نگاهش به شخصیت رهبر شهید انقلاب و جانشین ایشان و البته تجربه مواجهه با تجمعهای خیابانی و حضور پرشور بانوان ایرانی در این تجمعها گفته است که متن و برشهای ویدئویی آن در ادامه میآید.
از آشنایی خود با شخصیت رهبر شهید انقلاب بگویید.
من قبل از این که با ویژگیهای سیاسی رهبر شهید و عظیمالشان انقلاب آشنا شوم، یک ارتباط روحی و تربیتی با ایشان برقرار کردم. یادم هست که در اولین برخوردهایی که با دوستان ایرانی خودم داشتم و بحثهایی که به ویژه درباره نقش زنان و خانواده درکشورهای اسلامی صورت میگرفت، آنها من را به خواندن کتابها و متن سخنرانیهای آیتالله خامنهای تشویق میکردند.
وقتی این آثار را مطالعه کردم، متوجه شدم که افکار و مکتب روحانی و تربیتی ایشان به جوهره اسلام و مکتب رسولالله (ص) نزدیک است. میتوانیم بگوییم رهبری ایشان مکمل ولایت تکوینی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) بود. مکتب تربیتی آیتالله شهید خامنهای بیش از آن که یک مکتب سیاسی باشد، یک مکتب روحانی و تربیتی بود که نه تنها با ملت ایران که با قلوب مردم در سراسر امت اسلامی ارتباط برقرار میکرد و با همه اقشار ارتباط میگرفت.
من همیشه در ذهنم امام خمینی (ره) را مظهر جلال الهی و آقای خامنهای را در مظهر جمال الهی میدانستم حالا هم میخواهم بگویم که آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای وارث این نور هستند و جمال و جلال را به صورت همزمان دارند.
این رهبری، ادامه مکتب و تفکر رسول الله (ص) است. واقعاً فکر نمیکردم که روزی اینگونه به قلوب آزاده خواهران و برادرانم در ایران برسم و بتوانیم با هم صحبت بکنیم. آن چیزی که ما را به هم متصل و مرتبط کرد، روح و نور وجودی است که در سخنان ایشان و کتابهایشان وجود دارد.
«خذونی أُنشد فی شوارع طهران» همزمان با جنگ رمضان در ایران شنیده شد و استقبال مخاطبان را به همراه داشت؛ از حس و حال خودتان در زمان سرودن این شعر بگویید.
پس از شهادت شهید سید حسن نصرالله، حضرت آیتالله خامنهای را علمدار مبارزه با رژیم صهیونیستی و سپر فلسطین در محور مقاومت میدانستم. خیلیها پس از شهادت رهبر حزبالله لبنان فکر میکردند که این محور مقاومت دچار مشکل خواهد شد، اما به خاطر امید و اعتمادی که به آقای خامنهای داشتم، باز هم به ادامه این مسیر امیدوار بودم؛ معتقد بودم که با حضور آیتالله خامنهای جریان مقاومت خودش را بازیابی خواهد کرد.
بعد از شهادت رهبر انقلاب، من با خودم فکر میکردم که دیگر همه چیز تمام شد و محور مقاومت و فلسطین از دست ما رفت! دائم دعا میکردم که کاش این شیوه رهبری و نام و راه حضرت آیتالله خامنهای تداوم پیدا کند. در مباحث زبانشناسی این نکته آمده که وقتی یک تفکر به یک شخصیت خاص متصل و وابسته میشود و در افکار عمومی هم تصویر آن شخصیت شکل گرفته، وقتی یک اسم و شخصیت جدید را در کنار آن مکتب میگذارید، آن تصویر به هم میخورد و بخش عمدهای از مخاطبان آن مکتب دچار نگرانی، ناامنی و بی ثباتی میشوند.وقتی خبر انتخاب آیتالله سید مجتبی خامنهای را شنیدم، نفس راحتی کشیدم وگفتم که خدارا شکر که نام خامنهای کنار مکتب خامنهای باقی میماند. همان موقع، گوشیام را برداشتم و در صفحه شخصی خودم در فیسبوک شروع به نوشتن کردم. راستش را بخواهید قصدم این بود که متنی را در قالب یک بیانیه در حمایت از رهبر جدید انقلاب بنویسم. اما وقتی شروع به نوشتن کردم، انگار که واژهها از روح من در قلمم جاری شد. آن متن به یک شعر تبدیل شد در حالی که اصلاً قصد سرودن شعر را نداشتم.
یک روز پس از انتشار شعر، استاد رامز سید از لبنان با من تماس گرفتند و گفتن که این قصیده خیلی زیباست؛ اگر موافق هستی برایش لحن و موسیقی بسازیم. خب فرصت زیادی هم نداشتیم. به خاطر برخی محدودیتهای سیاسی برخی از قسمتهای شعر راعوض کردیم و آقای رامز سید هم با استفاده از هوش مصنوعی موسیقی آن را تنظیم کردند. در روزهای بعد نسخههای متفاوتی هم از آن آماده شد و بسیار خوشحالم که با استقبال مردم عزیز ایران نیز همراه شد.
«نوشتن» فقط به معنای روی کاغذ آوردن کلمات نیست، آن نوشتار یا شعری میتواند تأثیرگذار باشد که از مراحل سلوک ایمانی هر شخص نشأت گرفته باشد.
حضور پررنگ زنان و دختران ایرانی در تجمعهای مردمی این شبها در سراسر کشور نگاه بسیاری از رسانهها و کارشناسان فرهنگی و اجتماعی را به خود جلب کرده است. ارزیابی شما از این پدیده اجتماعی چیست؟
آنچه که رسانههای غربی از زن ایرانی به تصویر میکشد ناشی از جهالت آنهاست. آنها نمیدانند که رهبر انقلاب در طول این سالها در مکتب تربیت خودش زنان ایرانی را به گونهای تربیت کرده که تحت تأثیر این تبلیغات قرار نگیرند.
ملت ایران به آن درجه از فرهیختگی و بلوغ رسیده است تا بداند حضور زن ایرانی در تجمعهای خیابانی این شبها فقط برای وطن نیست. بله، دفاع از وطن در ذات خودش ارزشمند و بسیار مهم است، اما آن پرچم ایران امروز نشانه آزادگی، انسانیت و آموزههای قرآنی است. زن ایرانی با این حضور به جهانیان پیام میدهد که هیچ موجودیتی در جهان، چه رژیم صهیونیستی و چه آمریکا نمیتواند به ایران آسیب بزند. در ایران، این فرهنگ مقاومت زنان از گذشته شروع شده و به اکنون رسیده و در آینده هم ادامه خواهد داشت.
حضور فعالانه زنان و دختران ایرانی در تجمعات این شبها، شاخه کوچکی از آن چیزی است که رهبر شهید انقلاب امام خامنهای در طول این سالها برای ترویج آن تلاش کردند.
در یک نگاه واقعبینانه، در حال حاضر من بین زنان فرهیخته کشورهای شمال آفریقا (مصر، لیبی، الجزائر، تونس و مراکش) شخصیت تأثیرگذاری را نمییایم که در زمینه هویت اسلامی و مقاومت فعال باشد. میتوانیم بگوییم این مفهوم در بین زنان این کشورها محو شده است؛ در حالی که آن چه که در این سالها و به ویژه در این شبها در ایران دیدیم کاملاً برعکس است. آنها هم در سنگرهای فرهنگ و خلق اثر و هم در میدان و خیابانها حضور پررنگی دارند. آثار هنری و فرهنگی خلق میکنند، ایده و تفکر دارند و با صدای بلند و رسا اعتقاداتشان را به گوش جهانیان میرسانند و این این قابل تقدیر است.
آیا پیش ازجنگ رمضان نیز با جایگاه بانوان ایرانی در فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی آشنایی داشتید؟
من شخصاً قبل از این که با ایران و این تفکر آشنا بشوم از الگوی اسلامی و مترقی جمهوری اسلامی ایران نسبت به زنان بیخبر بودم. فکر میکردم در مسیری که انتخاب کردهام تنها هستم. در تونس مخالفت با آموزههای دین به حدی رسیده بود که من برای حفظ حجاب خودم مجبور شدم به فرانسه بروم و ۱۲ سال در این کشور زندگی کنم.
وقتی به فرانسه رسیدم متوجه شدم که در آنجا کلاً هویت انسانی زن دچار اضمحلال شده است. انگار برای زنی که میخواست در مسیر فرهیختگی و حفظ هویت انسانی و دینی گام بردارد الگویی وجود نداشت. با مشورت، مطالعه و تحقیقات فراوان به دنبال این الگو بودم تا این که به ایران آمدم و فهمیدم که این الگو وجود داشته و من از آن بیخبر بودم. وقتی با جامعه زنان ایران آشنا شدم فهیمدیم که که زن ایرانی از گذشته تا امروز سعی کرده این مقاومت را به صورت گروهی و در بستری اجتماعی پیش ببرد. به نظر من، زن ایرانی باید به الگویی برای جهان عرب و زنان مسلمان تبدیل شده و در گستره جهانی تقسیم شود.
من همواره گفتهام که آنچه هویت حقیقی ما را منعکس میکند، «امت اسلامی» است و نه امت عرب و عجم؛ در یکی از قصیدههایم به این نکته اشاره کردهام که اسلام جواهری بود که در یک معدن کشف شد در ایران به یک فیروزه صیقلیافته و زیبا تبدیل شد.
بروز و ظهور حقیقی اسلام در ترکیب با فرهنگ ایرانی رقم خورد. با این حال همه ما باید فارغ از مرزها و نژادها به امت اسلامی تکیه کنیم. دشمن آمریکایی صهیونیستی قصد داشت شکاف بین عرب و عجم را در جنگ رمضان پررنگ کند و روایتهای عربی و ایرانی در این جنگ ارائه دهد، در حالی که این هویتها در هم تنیده شده و باید حقیقت اسلام را نقطه مشترک فعالیتهای خودمان در کشورهای اسلامی قراردهیم.
با توجه به توقف پروازهای خارجی، از محدودیتها و سختیهای سفر خود به ایران بگویید؟
شاید این روزها من در بین مردم ایران به عنوان شاعر شناخته میشوم، اما از حدود سال ۲۰۱۹ که اولین سفر من به ایران بود ارتباط پررنگی با محافل فرهنگی، دینی و ادبی ایران دارم. حتی چند سال پیش عکسی از خودم با موشک فتاح گرفتم و در صفحه شخصیام منتشر کردم.
با توجه به محدودیتهای پروازی، سفر طولانی و نسبتاً سختی را داشتم تا به تهران برسم. باید در یک فرودگاه ترانزیتی به سفرم ادامه میدادم. ترجیح دادم به جای ترکیه به اردن بروم. قرار بود در اردن ۶ ساعت توقف داشته باشم که خُب زمان زیادی بود و من را نگران میکرد. خدا را شکر پرواز من از تونس به اردن سه ساعت تأخیر داشت و بنابراین مدت زمان حضورم در فرودگاه امّان به سه ساعت کاهش یافت و نگرانی من هم برطرف شد. دوست داشتم بودم سریعتر به عراق برسم و اصلاً از آنجا پیاده به ایران بیایم. البته در مجموع ترسی از این سفر نداشتم، چون آرمان همه ما در نهایت شهادت است.
دوست داشتم در رساندن پیام مقاومت ملت ایران به جهان مشارکت داشته باشم؛ میخواستم دوربینی برای ضبط و انتقال این تصاویر ماندگار باشم؛ حماسهای که میتواند مقدمه ظهور باشد. همه ما ایمان به ظهور حضرت مهدی (عج) را با خود داریم.
طبیعتاً این خستگیها با خستگی و کار رزمندگانی که با زبان روزه پای لانچرها بودند یا مردمی که شب و روز در خیابانها هستند و آنهایی که عزیزانشان را از دست دادهاند قابلمقایسه نیست. آن چه که ما تجربه کردیم در برابر ان تجربیات هیچ است.
انتهای پیام/