صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۰۹ | ۰۴ / ۰۲ /۱۴۰۵
| |
در گفت وگو با آنا تشریح شد

کودکان قربانیان خاموش روایت‌های جنگ هستند/ وظیفه والدین در قبال این کودکان چیست

یک مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین الملل کودکان گفت: کودک جهان را از دریچه احساسات می‌بیند. برای او، تصویر یک کودک آسیب‌دیده یا صدای انفجار، صرفاً یک خبر نیست؛ بلکه تجربه‌ای هیجانی است که می‌تواند در ذهن او تثبیت شود.
کد خبر : 1050681

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در جریان جنگ چهل‌روزه و حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، حجم گسترده‌ای از اخبار تلخ و تصاویر نگران‌کننده منتشر شد که قطعا اینها اثرات منفی زیادی در روان کودکان دارد در این باره با محمدمهدی سیدناصری حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان به گفت وگو نشستیم که مشروح آن را می خوانید. 

از منظر شما، این وضعیت چه تأثیری بر کودکان داشته و چرا باید آن را جدی گرفت؟

اگر بخواهیم با دقت به این مسئله نگاه کنیم، باید بپذیریم که جنگ امروز تنها در میدان نبرد رخ نمی‌دهد؛ بلکه در عرصه رسانه و ذهن انسان‌ها نیز جریان دارد. در چنین شرایطی، کودکان به‌عنوان آسیب‌پذیرترین گروه اجتماعی، نه‌تنها از پیامد‌های مستقیم جنگ، بلکه از بازتاب رسانه‌ای آن نیز به‌شدت متأثر می‌شوند.

کودک، برخلاف بزرگسال، ابزار‌های تحلیلی کامل برای تفکیک واقعیت از بازنمایی رسانه‌ای ندارد. او خبر را «تجربه» می‌کند، نه «تحلیل». به همین دلیل، وقتی تصاویر خشونت‌آمیز، اخبار بمباران، یا روایت‌های ناامن‌کننده به‌طور مکرر در معرض دید و شنود او قرار می‌گیرد، ذهن او این اطلاعات را به‌عنوان تهدیدی فوری و شخصی تفسیر می‌کند.

در جنگ اخیر، این مسئله به‌طور خاص برجسته بود؛ زیرا هم شدت وقایع و هم گستردگی پوشش رسانه‌ای، فضایی ایجاد کرد که کودکان حتی در دورترین نقاط از محل درگیری نیز احساس ناامنی کردند. این نشان می‌دهد که در جهان امروز، فاصله جغرافیایی دیگر مانع تأثیر جنگ بر کودک نیست.

چرا کودکان نسبت به اخبار منفی و به‌ویژه اخبار جنگ، آسیب‌پذیرتر از بزرگسالان هستند؟

این مسئله ریشه در ساختار رشد شناختی و عاطفی کودک دارد. کودک هنوز به سطحی از رشد نرسیده است که بتواند مفاهیم پیچیده‌ای مانند «احتمال»، «فاصله مکانی» یا «کنترل شرایط» را به‌درستی درک کند. بنابراین، وقتی خبری درباره حمله یا ناامنی می‌شنود، ممکن است تصور کند که این خطر در هر لحظه ممکن است برای خودش یا خانواده‌اش نیز رخ دهد.

از سوی دیگر، کودک جهان را از دریچه احساسات می‌بیند. برای او، تصویر یک کودک آسیب‌دیده یا صدای انفجار، صرفاً یک خبر نیست؛ بلکه تجربه‌ای هیجانی است که می‌تواند در ذهن او تثبیت شود. این تجربه‌ها، اگر تکرار شوند، به‌تدریج به اضطراب پایدار، ترس‌های عمیق و حتی اختلالات رفتاری تبدیل می‌شوند.

در جنگ اخیر، بسیاری از کودکان ایرانی، حتی بدون حضور مستقیم در مناطق درگیری، در معرض این نوع تجربه‌های رسانه‌ای قرار گرفتند. این وضعیت، نشان‌دهنده نوعی «گسترش میدان جنگ به حوزه روانی» است که باید به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

از منظر حقوقی، آیا می‌توان این آسیب‌های روانی ناشی از اخبار جنگ را نیز به‌عنوان نقض حقوق کودکان در نظر گرفت؟

این پرسش بسیار مهمی است و پاسخ آن، در تحولات جدید حقوق بین‌الملل نهفته است. در گذشته، تمرکز اصلی بر آسیب‌های فیزیکی بود؛ اما امروزه، مفهوم «تمامیت روانی» به‌عنوان بخشی از حقوق بنیادین انسان، به‌ویژه کودک، به رسمیت شناخته شده است.

کودک حق دارد در محیطی رشد کند که از نظر روانی امن باشد. این حق، تنها به خانواده محدود نمی‌شود، بلکه شامل فضای اجتماعی و رسانه‌ای نیز می‌شود. بنابراین، زمانی که شرایط جنگی و بازنمایی رسانه‌ای آن به‌گونه‌ای است که به‌طور گسترده موجب ترس، اضطراب و ناامنی در کودکان می‌شود، می‌توان از نقض این حق سخن گفت.

به بیان دیگر، اگرچه اخبار بخشی ضروری از آگاهی اجتماعی هستند، اما نحوه انتشار و شدت آنها می‌تواند پیامد‌های حقوقی نیز داشته باشد، به‌ویژه زمانی که گروهی مانند کودکان به‌طور نامتناسب تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

نشانه‌های این آسیب‌ها در کودکان چگونه بروز می‌کند؟

این نکته بسیار مهم است که کودکان همیشه نمی‌توانند احساسات خود را به‌صورت مستقیم بیان کنند. بسیاری از آنها اضطراب خود را از طریق رفتار نشان می‌دهند.

افزایش ترس‌های شبانه، کابوس، وابستگی شدید به والدین، کاهش تمرکز، افت تحصیلی، یا حتی پرخاشگری، از جمله نشانه‌هایی است که باید جدی گرفته شود.

 در برخی موارد، کودک ممکن است بار‌ها درباره مرگ، جنگ یا امنیت خانواده سؤال بپرسد. این پرسش‌ها، در واقع تلاش ذهن کودک برای درک و کنترل شرایطی است که برای او مبهم و ترسناک است. در شرایط جنگ اخیر، گزارش‌هایی از افزایش این نشانه‌ها در میان کودکان منتشر شد که نشان می‌دهد اثرات روانی اخبار جنگ، واقعی و گسترده است.

در چنین شرایطی، نقش خانواده‌ها چیست؟

خانواده، نخستین و مهم‌ترین سپر روانی کودک است. والدین باید آگاهانه مدیریت کنند که کودک چه میزان و چه نوع اطلاعاتی دریافت می‌کند. این به معنای قطع کامل ارتباط کودک با واقعیت نیست، بلکه به معنای «تنظیم و هدایت» این ارتباط است.

گفت‌وگوی صادقانه و در عین حال آرام، پاسخ دادن به پرسش‌های کودک با زبانی قابل فهم، و ایجاد فضایی امن و قابل پیش‌بینی در خانه، از جمله اقداماتی است که می‌تواند اثرات منفی اخبار را کاهش دهد. نکته مهم این است که کودک بیش از آنکه به خود خبر واکنش نشان دهد، به واکنش والدین نگاه می‌کند. اگر والدین با اضطراب و نگرانی شدید اخبار را دنبال کنند، این احساس به کودک منتقل می‌شود.

رسانه‌ها در این میان چه مسئولیتی دارند؟

رسانه‌ها در دوران جنگ، نقش بسیار حساسی دارند. آنها باید میان اطلاع‌رسانی و حفظ سلامت روان جامعه تعادل برقرار کنند. انتشار تصاویر خشن، استفاده از ادبیات هیجانی و بزرگ‌نمایی وقایع، می‌تواند اثرات مخربی بر کودکان داشته باشد.

از منظر حقوقی و اخلاقی، رسانه‌ها باید به این نکته توجه داشته باشند که مخاطبان آنها فقط بزرگسالان نیستند. کودکان نیز، مستقیم یا غیرمستقیم، در معرض این محتوا قرار دارند. بنابراین، رعایت ملاحظات سنی، استفاده از هشدار‌های لازم و پرهیز از بازنمایی‌های آسیب‌زا، ضروری است.

نقش مدارس و نظام آموزشی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مدارس می‌توانند نقش بسیار مؤثری در کاهش اثرات منفی اخبار ایفا کنند. ایجاد فضای امن روانی، گفت‌و‌گو با دانش‌آموزان، و آموزش نحوه مواجهه با اخبار، از جمله اقدامات مهم در این زمینه است. آموزش سواد رسانه‌ای به کودکان، به آنها کمک می‌کند تا اخبار را بهتر درک کنند و کمتر دچار ترس‌های غیرواقعی شوند. این مهارت، در جهان امروز، به‌اندازه مهارت‌های درسی اهمیت دارد.

در نهایت، اگر بخواهید جمع‌بندی کنید، مهم‌ترین پیام این وضعیت چیست؟

مهم‌ترین پیام این است که کودکان، تنها قربانیان مستقیم جنگ نیستند؛ بلکه قربانیان خاموش روایت‌های جنگ نیز هستند. جنگ، حتی وقتی از خانه‌ها دور است، از طریق اخبار وارد ذهن کودکان می‌شود و امنیت روانی آنها را تهدید می‌کند.

 اگر به این بعد از جنگ توجه نکنیم، با نسلی مواجه خواهیم شد که زخم‌های آن نه بر بدن، بلکه در ذهن و روان او باقی مانده است؛ و این زخم‌ها، به‌مراتب ماندگارتر و پیچیده‌تر از هر آسیب فیزیکی خواهند بود.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha