صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۱۰ | ۰۳ / ۰۲ /۱۴۰۵
| |

چگونه پیامد‌های منفی جنگ را در ذهن کودکان کاهش دهیم؟

یکی از مهم‌ترین یافته‌های روان‌شناسی اجتماعی این است که ترومای جنگ، محدود به افرادی نیست که مستقیماً آن را تجربه کرده‌اند. این آسیب می‌تواند از طریق خانواده، آموزش، رسانه و حتی زبان روزمره به نسل بعد منتقل شود.
کد خبر : 1050187

گروه فرهنگ خبرنگار خبرگزاری آنا، محمدمهدی سیدناصری در یادداشتی اختصاصی نوشت:  کودکی، در ذات خود، باید دوره‌ای از تجربه بی‌واسطه جهان، کشف، بازی و شکل‌گیری آرام هویت باشد. اما در جوامعی که جنگ را تجربه می‌کنند، کودکان نه‌تنها با واقعیت خشونت مواجه می‌شوند، بلکه به‌طور ناخواسته وارد «حافظه جمعی جنگ» نیز می‌گردند؛ حافظه‌ای که پیش از آن‌که از گذشته سخن بگوید، آینده را شکل می‌دهد.

در چنین شرایطی، کودک فقط یک فرد در حال رشد نیست؛ بلکه به حامل بخشی از خاطره تاریخی جامعه تبدیل می‌شود. اینجاست که مفهوم «ترومای جمعی» اهمیت پیدا می‌کند: زخمی که نه فقط بر یک فرد، بلکه بر یک نسل و حتی چند نسل اثر می‌گذارد و در لایه‌های هویت، فرهنگ و رفتار اجتماعی رسوب می‌کند.

ترومای جمعی به تجربه‌ای از آسیب روانی گفته می‌شود که یک گروه اجتماعی آن را به‌صورت مشترک تجربه می‌کند و این تجربه، در سطح فردی و جمعی باقی می‌ماند. این ترومای مشترک می‌تواند از جنگ، خشونت گسترده یا بحران‌های عمیق اجتماعی ناشی شود. در کنار آن، حافظه تاریخی به شیوه‌ای گفته می‌شود که جوامع گذشته خود را به یاد می‌آورند، بازتفسیر می‌کنند و به نسل‌های بعد منتقل می‌سازند. این حافظه، صرفاً ثبت رویداد‌ها نیست، بلکه نوعی «بازسازی معنا» از گذشته است. زمانی که این دو مفهوم در بستر کودکی قرار می‌گیرند، نتیجه آن شکل‌گیری نسلی است که نه‌تنها با تجربه جنگ، بلکه با «روایت جنگ» نیز بزرگ می‌شود.

یکی از مهم‌ترین یافته‌های روان‌شناسی اجتماعی این است که ترومای آسیب‌های ناشی جنگ، محدود به افرادی نیست که مستقیماً آن را تجربه کرده‌اند بلکه کودکانی که در این فضا هستند هم:

۱. ترس‌هایی را تجربه می‌کنند که منبع آن را به‌طور کامل درک نمی‌کنند

۲. احساس ناامنی مزمن را درونی می‌کنند

۳. و جهان را از دریچه تهدید و بی‌ثباتی می‌بینند

این انتقال نامرئی، همان چیزی است که از آن به‌عنوان «میراث روانی جنگ» یاد می‌شود.

هویت هر جامعه، تا حد زیادی بر اساس حافظه تاریخی آن شکل می‌گیرد. جنگ‌ها، به‌عنوان نقاط عطف تاریخی، نقش تعیین‌کننده‌ای در این حافظه دارند. اما مسئله اینجاست که چگونه این خاطره بازنمایی و منتقل می‌شود.

روایت جنگ باید در کنار قهرمانی، رنج یا تبیین ماهیت دشمن، ابعاد انسانی، پیچیدگی‌های اخلاقی و تأکید بر اولیت صلح را نیز همراه باشد تا به شکل گیری هویتی متعادل‌ کمک کند. در غیر این صورت، خطر شکل‌گیری «هویت زخمی» وجود دارد؛ هویتی که بخش مهمی از خود را بر پایه تجربه رنج تعریف می‌کند. ترومای جمعی ناشی از جنگ، در بلندمدت پیامد‌های متعددی دارد:

۱. تثبیت اضطراب درونی در نسل‌ها

افرادی که در چنین فضایی رشد می‌کنند، ممکن است حتی در شرایط عادی نیز احساس ناامنی داشته باشند.

۲. تغییر در الگو‌های اعتماد اجتماعی

اعتماد به نهادها، دیگران و حتی آینده کاهش می‌یابد.

۳. شکل‌گیری روایت‌های محدود از هویت ملی

هویت ملی ممکن است بیش از حد بر رنج و مقاومت تعریف شود و سایر ابعاد آن کم‌رنگ گردد.

۴. انتقال بین‌نسلی آسیب

الگو‌های رفتاری و هیجانی ناشی از ترومای جنگ می‌تواند به نسل بعد منتقل شود.

بُعد فرهنگی: چگونه جنگ در حافظه جمعی تثبیت می‌شود؟

فرهنگ نقش مهمی در تثبیت یا ترمیم ترومای جمعی دارد. ادبیات، رسانه، آموزش و هنر، همگی در شکل‌دهی حافظه تاریخی نقش دارند. اگر این ابزار‌ها صرفاً بر بازتولید رنج تمرکز کنند، ممکن است ترومای جمعی تداوم یابد. اما اگر به سمت روایت‌های ترمیمی حرکت کنند، می‌توانند به بازسازی روانی جامعه کمک کنند. در این میان، کودکان هم گیرنده این روایت‌ها هستند و هم بخشی از آینده‌ای که این روایت‌ها می‌سازند.

در نظام حقوق کودک، اگرچه به‌طور مستقیم از مفهوم «ترومای جمعی» سخن گفته نشده است، اما حقوق بنیادینی مانند حق بر سلامت روانی، حق بر رشد متوازن و حق بر محیط امن، به‌طور غیرمستقیم به این مسئله مرتبط‌اند.

اگر جامعه‌ای نتواند از انتقال آسیب‌های شدید روانی به کودکان جلوگیری کند، در واقع در تحقق این حقوق بنیادین با چالش مواجه شده است.

برای کاهش اثرات ترومای جمعی جنگ بر کودکان و مدیریت حافظه تاریخی، مجموعه‌ای از راهکار‌های چندسطحی قابل ارائه است:

۱. بازسازی روایت‌های تاریخی متعادل

تولید روایت‌هایی از جنگ که در کنار رنج، بر صلح، بازسازی و همبستگی انسانی نیز تأکید داشته باشد.

۲. آموزش سواد تاریخی به کودکان

کمک به کودکان برای درک انتقادی گذشته، بدون گرفتار شدن در روایت‌های تک‌بعدی یا ترس‌محور.

۳. مداخلات روان‌شناختی در سطح مدرسه

ایجاد برنامه‌های حمایت روانی برای کودکانی که در معرض روایت‌های جنگی قرار دارند.

۴. تقویت هنر به‌عنوان ابزار ترمیم

استفاده از نقاشی، داستان‌نویسی و بازی برای کمک به بیان و تخلیه هیجانی کودکان.

۵. مستندسازی علمی ترومای جمعی

جمع‌آوری داده‌های دقیق درباره اثرات روانی و اجتماعی جنگ بر نسل‌های مختلف.

۶. سیاست‌گذاری فرهنگی مسئولانه

نظارت بر نحوه بازنمایی جنگ در رسانه‌ها و نظام آموزشی.

ترومای جمعی، تنها یاد گذشته نیست؛ نیرویی است که آینده را شکل می‌دهد. اگر این حافظه بدون پالایش، بدون گفت‌و‌گو و بدون بازسازی منتقل شود، می‌تواند به هویت‌هایی آسیب‌پذیر، مضطرب و ناپایدار منجر شود.

اما اگر جامعه بتواند با این حافظه مواجه شود، آن را بفهمد و بازسازی کند، همان خاطره می‌تواند به منبعی برای بلوغ جمعی تبدیل شود. کودکان، در این میان، نه صرفاً دریافت‌کنندگان این حافظه، بلکه حاملان آینده آن هستند. پرسش اصلی این است: آیا ما حافظه‌ای برای آنان می‌سازیم که آنان را زخمی کند، یا حافظه‌ای که آنان را توانمند سازد؟

*پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha