فرسایش تدریجی انحصار دلار و فرصتهای نو برای ایران/ زمان اجرای سیاستگذاری هوشمندانه با تحولات مالی جهان رسید
به گزارش خبرگزاری آنا، در پی تشدید تحولات اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان، موضوع آینده نظام مالی بینالمللی و میزان وابستگی کشورها به دلار، بار دیگر در مرکز توجه تحلیلگران قرار گرفته است.به طوری که آینده نظام مالی جهانی و میزان وابستگی کشورها به دلار بار دیگر در کانون توجه تحلیلگران قرار گرفته است. بررسیهای انجامشده نشان میدهد که همزمان با تشدید رقابتهای اقتصادی، روندهای تازهای در جهت کاهش انحصار دلار و شکلگیری سازوکارهای مالی جایگزین در حال ظهور است؛ روندهایی که میتواند ساختارهای سنتی مبادلات جهانی را دستخوش تغییر کند.
اگرچه دلار همچنان نقش مسلط خود را در اقتصاد جهانی حفظ کرده، اما نشانههای یک دگرگونی تدریجی در حال نمایان شدن است؛ دگرگونیای که پیامدهای گستردهای برای بازیگران مختلف نظام مالی بینالمللی خواهد داشت. این تغییرات میتواند برای کشورهایی مانند ایران، هم زمینههایی تازه برای تنوعبخشی به تعاملات اقتصادی فراهم سازد و هم ضرورت سازگاری با سازوکارهای نوین مالی را بیش از پیش برجسته کند.
در همین راستا، احسان موحدیان، کارشناس حوزه اقتصاد بینالملل، در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی آنا، به بررسی ابعاد پیچیده این دگرگونیها پرداخت و روندهای نوظهور در کاهش انحصار دلار، شکلگیری سازوکارهای مالی جایگزین و پیامدهای آن برای بازیگران مختلف نظام جهانی را مورد واکاوی قرار داد که هرچند دلار همچنان جایگاه مسلط خود را حفظ کرده، اما تغییرات ساختاری در حال شکلگیری است؛ تغییراتی که میتواند فرصتها و چالشهای تازهای را برای کشورهایی مانند ایران رقم بزند.
موحدیان، ضمن تأکید بر تداوم نقش مهم دلار در اقتصاد جهانی،از آغاز روندی تدریجی،اما معنادار در جهت کاهش انحصار این ارز این روند را فرصتی قابل توجه برای کشورهایی همچون ایران ارزیابی کرد و با تشریح نشانههای رو به رشد در تنوعبخشی ارزی کشورها، تأکید میکند که ساختار مالی جهان در آستانه تغییراتی تدریجی، اما بنیادین قرار گرفته است؛ تغییراتی که میتواند زمینهساز تقویت جایگاه ایران در معادلات اقتصادی و ژئوپلیتیکی آینده باشد.
دلار همچنان مسلط، اما نه بلامنازع
موحدیان با تشریح وضعیت کنونی دلار در اقتصاد جهانی اظهار داشت: واقعیت این است که دلار هنوز مهمترین ارز در نظام مالی بینالمللی محسوب میشود و سهمی بیش از ۵۰ تا ۶۰ درصد از ذخایر ارزی جهان را به خود اختصاص داده است. افزون بر این، بخش عمدهای از مبادلات تجاری جهانی همچنان بر پایه دلار انجام میشود.
وی افزود: بر همین اساس نمیتوان ادعا کرد که دلار در آستانه فروپاشی قرار گرفته یا حذف کامل آن از نظام مالی جهانی در جریان است. با این حال، شواهد و روندهای رو به رشدی وجود دارد که نشان میدهد انحصار این ارز بهتدریج در حال کاهش است و کشورها به دنبال ایجاد گزینههای مکمل در نظام مالی خود هستند.
آغاز یک روند تدریجی؛ از سلطه مطلق تا تنوع ارزی
این کارشناس اقتصاد بینالملل با اشاره به روندهای نوظهور در اقتصاد جهانی تصریح کرد: آنچه امروز در حال شکلگیری است، جایگزینی فوری دلار نیست، بلکه حرکت نظام مالی جهانی به سمت «تنوعبخشی ارزی» است. به عبارت دیگر، بسیاری از کشورها تلاش میکنند وابستگی مطلق خود به دلار را کاهش دهند و در مبادلات بینالمللی از ارزهای متنوعتری استفاده کنند.
موحدیان ادامه داد: کشورهایی مانند چین با گسترش استفاده از یوآن در تجارت دوجانبه، بهویژه با شرکای آسیایی و آفریقایی، نقش مهمی در این فرآیند ایفا میکنند. همچنین استفاده از ارزهای محلی در توافقات دوجانبه، توسعه سازوکارهای پرداخت مستقل و حتی بهرهگیری از فناوریهای نوین مانند رمزارزها، همگی در راستای کاهش وابستگی به دلار قابل ارزیابی هستند.
وی تأکید کرد: این روندها اگرچه هنوز به مرحله جایگزینی کامل نرسیدهاند، اما بهوضوح نشاندهنده تغییر جهت تدریجی در ساختار نظام مالی جهانی هستند.
معاملات غیردلاری و نشانههای تغییر در نظام مالی
موحدیان با اشاره به گسترش معاملات غیردلاری در حوزه انرژی و تجارت بینالملل گفت: در سالهای اخیر شاهد افزایش معاملات نفتی و تجاری میان برخی کشورها، از جمله روسیه و تعدادی از کشورهای منطقه خلیج فارس، بدون استفاده از دلار بودهایم.
وی افزود: این اقدامات در کنار افزایش سهم طلا در ذخایر ارزی برخی کشورها، نشانههایی از تلاش برای کاهش وابستگی به دلار محسوب میشود. با این حال، باید توجه داشت که این تحولات هنوز به معنای افول ساختاری دلار نیست، بلکه بیشتر در چارچوب ایجاد تنوع در ابزارهای مالی و ارزی قابل تحلیل است.
نقش سیاستهای آمریکا در تسریع روند دلارزدایی
این تحلیلگر حوزه اقتصاد بینالملل در ادامه با اشاره به سیاستهای ایالات متحده اظهار داشت: یکی از عواملی که به شکلگیری روند دلارزدایی سرعت بخشیده، استفاده گسترده آمریکا از ابزارهای مالی و پولی در چارچوب سیاست خارجی این کشور است.
وی توضیح داد: زمانی که دسترسی به دلار، سیستمهای پرداخت بینالمللی و شبکههایی مانند سوئیفت در برخی موارد به ابزار فشار و تحریم تبدیل میشود، طبیعی است که سایر کشورها به دنبال ایجاد مسیرهای جایگزین برای کاهش آسیبپذیری خود باشند.
موحدیان خاطرنشان کرد: اقداماتی که پس از جنگ اوکراین از سوی روسیه و همچنین سیاستهای اقتصادی چین دنبال شده، در همین چارچوب قابل تحلیل است و به شکلگیری شبکههای مالی موازی و کاهش تدریجی وابستگی به دلار کمک کرده است.
تضعیف انحصار سوئیفت و شکلگیری سازوکارهای مالی جایگزین
وی با تأکید بر پیامدهای این روند افزود: ایجاد سیستمهای پرداخت جایگزین و توافقات دوجانبه مبتنی بر ارزهای محلی، بهتدریج جایگاه شبکههایی مانند سوئیفت را با چالشهایی مواجه کرده است.
موحدیان تصریح کرد: در چنین شرایطی، کشورها تلاش میکنند با طراحی سازوکارهای مالی مستقل، از آسیبپذیری خود در برابر تحریمها بکاهند؛ روندی که در بلندمدت میتواند به شکلگیری یک نظام مالی چندلایه و متنوع در سطح جهانی منجر شود.
جایگاه راهبردی ایران در نظم مالی در حال تحول
این کارشناس اقتصاد بینالملل با اشاره به ظرفیتهای ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: ایران بهواسطه موقعیت راهبردی خود، بهویژه تسلط بر تنگه هرمز و قرار گرفتن در مسیر کریدورهای مهم انرژی و تجارت، از ظرفیت قابل توجهی برای ایفای نقش در تحولات اقتصادی منطقهای و بینالمللی برخوردار است.
وی افزود: اگر ایران بتواند در چارچوب یک راهبرد منسجم، مبادلات اقتصادی خود را به سمت استفاده از ارزهای غیردلاری سوق دهد و از ظرفیتهای همکاری منطقهای و بینالمللی بهره بگیرد، امکان تقویت جایگاه اقتصادی کشور در نظام مالی در حال تحول فراهم خواهد شد.
ضرورت بهرهبرداری بهتر از فرصتها
موحدیان در ادامه به برخی موانع داخلی اشاره کرد و گفت: در کنار فرصتهای موجود، برخی ساختارهای اقتصادی و مدیریتی میتوانند روند بهرهبرداری کامل از این ظرفیتها را با محدودیتهایی مواجه کنند.
وی تأکید کرد: اصلاح ساختارهای اقتصادی، افزایش شفافیت و مقابله با فساد از جمله پیششرطهایی است که میتواند زمینه استفاده مؤثرتر از فرصتهای ایجادشده در نظام مالی جدید را فراهم کند.
تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی بر اقتصاد جهانی
این تحلیلگر با اشاره به تنشهای منطقهای و تغییر آرایش قدرت در جهان گفت: تحولات ژئوپلیتیکی، از جمله جنگها، رقابت قدرتهای بزرگ و افزایش تنشها، نقش مهمی در تسریع تغییرات در نظام مالی بینالملل ایفا میکنند.
وی افزود: کاهش اعتماد برخی کشورها به ساختارهای مالی تحت سلطه یک قدرت واحد و حرکت به سمت تنوعبخشی در ذخایر ارزی، از جمله افزایش سهم طلا و یوآن، از پیامدهای این تحولات است.
حرکت به سوی نظام مالی چندقطبی
موحدیان با اشاره به نقش بلوکهای اقتصادی نوظهور تصریح کرد: اگر مجموعههایی مانند بریکس بتوانند همکاریهای اقتصادی خود را گسترش دهند و استفاده از ارزهای محلی را افزایش دهند، جهان بهتدریج به سمت یک نظام مالی چندقطبی حرکت خواهد کرد.
وی افزود: حتی ایدههایی مانند ایجاد ارز مشترک در میان برخی بلوکهای اقتصادی، در صورت تحقق، میتواند به کاهش نقش انحصاری دلار در اقتصاد جهانی کمک کند.
تحولات اخیر و فرصتهای پیشروی ایران
این کارشناس اقتصاد بینالملل با اشاره به تحولات اخیر منطقه اظهار داشت: این تحولات میتواند زمینهساز مرحلهای تازه در تحولات منطقهای و بینالمللی باشد و فرصتهایی جدید برای ارتقای نقش برخی کشورها در معادلات جهانی ایجاد کند.
وی تأکید کرد: در صورتی که ایران بتواند با حفظ انسجام داخلی و مدیریت چالشها، سیاستهای اقتصادی و منطقهای خود را بهصورت هوشمندانه پیش ببرد، امکان تقویت جایگاه کشور در عرصه بینالمللی فراهم خواهد شد.
ضرورت اصلاحات اقتصادی و تقویت زیرساختها
موحدیان با تأکید بر الزامات تحقق این هدف گفت: برای بهرهبرداری از فرصتهای پیشرو، کشور نیازمند اصلاحات اقتصادی عمیق، بهبود فضای کسبوکار، مقابله با فساد و فراهمسازی بستر مناسب برای جذب سرمایهگذاری است.
وی افزود: توسعه تجارت منطقهای، استفاده از ظرفیت ارزهای غیردلاری، کاهش اثرگذاری تحریمها و بهرهگیری از ظرفیت سازمانهای اقتصادی بینالمللی، از جمله اقداماتی است که میتواند به تقویت جایگاه اقتصادی ایران کمک کند.
فرصتی در سایه تغییر نظم جهانی
موحدیان با اشاره به تغییرات ساختاری در نظام بینالملل خاطرنشان کرد: نظمی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، امروز با چالشهای متعددی روبهرو شده و بسیاری از کشورها در حال بازنگری در نقش و جایگاه خود در این ساختار هستند.
وی تصریح کرد: در چنین شرایطی، کشورهایی که بتوانند با نگاه راهبردی و برنامهریزی دقیق از تحولات پیشرو استفاده کنند، این امکان را خواهند داشت که جایگاه خود را در نظام جهانی آینده ارتقا دهند؛ فرصتی که توجه جدی به الزامات داخلی و سیاستگذاری هوشمندانه را بیش از پیش ضروری میسازد.
انتهای پیام/