رویارویی ایران و آمریکا بر سر تابآوری و اهرمهای فشار
به گزارش خبرگزاری آنا، اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در گزارشی تحلیلی نوشت که تقابل کنونی میان ایران و ایالات متحده از حوزه مقایسه صرف توانمندیهای نظامی فراتر رفته و به رویاروییای درباره ظرفیت تحمل فشار و توان چانهزنی طرفین تبدیل شده است. بهگزارش این مرکز، آمریکا این مواجهه را با مجموعهای از اهداف گسترده، اما تا حدی مبهم آغاز کرد؛ از جمله توقف برنامه هستهای ایران، محدودسازی توان موشکی و نظامی متعارف، و حتی تغییر ساختار سیاسی در تهران.
CSIS تاکید میکند که این بحران اکنون به مرحلهای رسیده که عوامل دیگری همچون فشارهای دریایی، ملاحظات سیاست داخلی در آمریکا و رقابت میان قدرتهای بزرگ در شکلگیری آن نقش تعیینکننده دارند. در چنین شرایطی، مسیر جنگ دیگر تنها به نتایج میدانی وابسته نیست؛ بلکه به برداشت هر طرف از میزان تابآوری و توان تحمل هزینههای طرف مقابل بستگی دارد.
تعادل عملیاتی جدید
بهنوشته این اندیشکده، وضعیت میدانی به نوعی تعادل متناقض رسیده است؛ ایران با ایجاد نوعی «محاصره غیررسمی» در تنگه هرمز تلاش کرده در جریان انرژی جهانی اختلال ایجاد کند و در مقابل، آمریکا با راهبرد «محاصره محاصرهکنندگان» دسترسی به بنادر ایران را محدود کرده است. استفاده ایران از پهپادها، مینهای دریایی و قایقهای تندرو نیز سطحی از ریسک و عدمقطعیت را وارد معادله کرده است.
CSIS همچنین اشاره میکند که عملیاتهای نظامی پرهزینه میتواند برای واشنگتن هزینه سیاسی داخلی داشته باشد و این موضوع از نگرانیهای دولت آمریکا، بهویژه دونالد ترامپ، محسوب میشود.
برداشت ایران از توان تحمل فشار
این گزارش مینویسد مقامات ایران بر این باورند که قادرند فشار اقتصادی و نظامی را بیش از واشنگتن تحمل کنند؛ ارزیابیای که بهزعم نویسندگان گزارش، تا حدی قابل اتکا است. توان ایران در تهدید تنگه هرمز—ابزاری که پیشتر بیشتر در سطح بحثهای تئوریک مطرح بود—اکنون به مؤثرترین اهرم فشار تهران در روند مذاکرات بدل شده است.
طبق تحلیل این اندیشکده، این رویارویی برای ساختار سیاسی ایران ماهیتی حیاتی دارد، حال آنکه برای بخش بزرگی از جامعه آمریکا موضوعی است که ترجیح میدهند هرچه سریعتر پایان یابد، بهویژه با توجه به تأثیر آن بر قیمت سوخت.
تأثیر تفاوت برداشتها بر مسیر جنگ
در ادامه آمده است که اگر تهران به این جمعبندی برسد که واشنگتن در نهایت بهدنبال خروج از بحران است، ممکن است انگیزه بیشتری برای طولانیکردن تقابل و کسب امتیاز از طریق فشار تدریجی پیدا کند. در مقابل، سیاستگذاران آمریکایی با «تله اعتبار» مواجهاند؛ تهدید به تشدید تنش، بدون پشتوانه کافی داخلی، میتواند خطر تعمیق جنگ یا بیاعتبار شدن خطوط قرمز آمریکا را به همراه داشته باشد.
CSIS یکی از سناریوهای محتمل را بازگشت به توافقی اصلاحشده مشابه توافق هستهای ۲۰۱۵ دانسته است؛ توافقی که شامل محدودیتهای سختگیرانه و قابل راستیآزمایی بر برنامه هستهای ایران بود و در مقابل کاهش تحریمها را بههمراه داشت. این بار، آمریکا خواستار توقف غنیسازی برای حدود ۲۰ سال است، در حالی که ایران دورهای کوتاهتر را پیشنهاد میدهد. اختلاف قابل توجه است، اما به باور اندیشکده، قابل حل بهنظر میرسد.
تفاوت اولویتهای آمریکا و اسرائیل
این مرکز پژوهشی مینویسد اختلاف میان اولویتهای آمریکا و اسرائیل بر روند بحران تأثیرگذار است. در حالی که اسرائیل بر تهدید ناشی از موشکهای میانبرد ایران و گروههای منطقهای تمرکز دارد، واشنگتن بیش از همه نگران پیامدهای منطقهای، قدرت دریایی ایران و تهدید تنگه هرمز است.
بهگزارش CSIS، چین بهعنوان خریدار عمده نفت ایران و یکی از مسیرهای دورزدن تحریمها، نقشی کلیدی در کاهش اثرگذاری فشار اقتصادی آمریکا دارد. گزارش همچنین به فروش تصاویر تجاری و برخی مواد مرتبط با سوخت موشکی اشاره میکند. موضوع احتمال ارائه سامانههای پدافند هوایی نیز مطرح شده، هرچند این موضوع رد شده است.
با این حال، پاسخ واشنگتن به نقش چین دشوار است؛ هرگونه اقدام علیه کشتیهای مرتبط با چین میتواند موجب تنش جدی با یک قدرت بزرگ شود و حتی صرف تهدید آن نیز پیامدهای گستردهای برای تجارت جهانی و روابط آمریکا با متحدان دارد.
در پایان گزارش آمده است که ایالات متحده ناگزیر است میان اهداف حداکثری و محدودیتهای عملی خود توازن برقرار کند. بر اساس این تحلیل، نتیجه محتمل نه پیروزی کامل یکی از طرفین است و نه شکست آشکار دیگری، بلکه دستیابی به توافقی مذاکرهشده است که بازتابی از ارزیابی دو طرف از میزان استقامت یکدیگر خواهد بود.
این اندیشکده هشدار میدهد که ایران نشان داده حتی اختلال محدود میتواند هزینههای سنگینی بر بازار جهانی انرژی تحمیل کند. اگر واشنگتن نتواند اعتبار و توان لازم برای مدیریت این چالش را ایجاد کند، این اختلالهای مقطعی ممکن است در آینده به بخشی پایدار از نظم انرژی جهان تبدیل شود—و هزینههای بلندمدت جنگ و حتی دوره پس از آن را افزایش دهد.
انتهای پیام/