صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۰:۰۰ | ۲۵ / ۰۱ /۱۴۰۵
| |
در گفت‌وگو با آنا عنوان شد

محاصره دریایی ایران یک شوخی راهبردی است/ باب‌المندب؛ اهرمی برای فلج‌کردن زنجیره تولید و کابل‌های زیردریایی

کارشناس حوزه بین‌الملل می‌گوید تهدید به محاصره دریایی می‌تواند جرقه‌ای برای فعال‌سازی اهرم‌های خاموش تهران باشد؛ چراکه هر فشاری بر ایران، می‌تواند به زنجیره‌ای از واکنش‌های راهبردی بینجامد که هزینه‌اش را نه تهران، که اقتصادهای وابسته به نظم فعلی خواهند پرداخت.
کد خبر : 1048074

به گزارش گروه سیاسی خبرگزای آنا، در شرایطی که سناریوی محاصره دریایی در کانون تحلیل‌های راهبردی و امنیتی قرار گرفته، پرسش از کارآمدی این ابزار در برابر ظرفیت‌های ژئوپلیتیک و اقتصادی ایران، نیازمند بررسی لایه‌های عمیق‌تری از معادلات منطقه‌ای و جهانی است. 

در این چارچوب، مفهوم «عمق استراتژیک» فراتر از وسعت جغرافیایی تعریف می‌شود و به شبکه‌ای از مسیر‌های تجاری جایگزین، گلوگاه‌های دریایی کلیدی، زیرساخت‌های ارتباطی فرامرزی و هم‌بستگی‌های اقتصادی اشاره دارد که می‌تواند محاسبات فشار‌های خارجی را بازآرایی کند. 

در همین رابطه، خبرنگار آنا گفت‌وگویی با «محمدپارسا نجفی» کارشناس حوزه بین‌الملل داشته است.

محاصره دریایی؛ از «شوخی راهبردی» تا «خودزنی دلار»

کارشناس مسائل منطقه و حوزه بین‌الملل با اشاره به ابعاد ژئوپلیتیک تهدید‌های اخیر آمریکا، اظهار داشت: محاصره دریایی ایران در عرصه سیاست بین‌الملل، بیشتر شبیه یک شوخی یا جوک داخلی در ایالات متحده است؛ چرا که ایران یک جزیره کوچک مانند کوبا نیست که بتوان آن را به‌راحتی محاصره کرد. ایران دارای مرز‌های زمینی گسترده، دسترسی به دریای خزر و شرکای تجاری قدرتمندی مانند چین است که از مسیر آسیای مرکزی و روسیه قابل‌دسترس هستند.

وی در پاسخ به سوالی درباره «تأثیر محاصره دریایی بر صادرات نفت ایران» گفت: حتی اگر فرض محال را بگیریم که آمریکا موفق به بستن تنگه هرمز شود و ایران هیچ واکنشی نشان ندهد، این به‌معنای محاصره کامل ایران نیست. ایران خط لوله گوره به جاسک را برای صادرات نفت در اختیار دارد و از سوی دیگر، توقف صادرات نفت خلیج فارس به‌مدت حتی دو ماه، نه‌تنها به ایران آسیب نمی‌زند، بلکه با افزایش شدید قیمت نفت، فشار‌های تورمی بی‌سابقه‌ای را به مصرف‌کنندگان آمریکایی و متحدان اقتصادی واشنگتن وارد می‌کند.

نجفی با گفتن اینکه «آمریکایی‌ها در حال انجام اقداماتی هستند که به نابودی دلار و امپراتوری خودشان منجر می‌شود» تأکید کرد: پترودلار به‌عنوان یکی از ستون‌های حفظ دلار به‌عنوان ارز رایج جهانی، وابسته به تجارت نفت در ازای دلار است. اگر نفت صادر نشود، تقاضا برای دلار کاهش یافته و پشتوانه مصنوعی آن فرو می‌ریزد. کشور‌های بزرگ نیز می‌توانند با فروش اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا، به این فرآیند سرعت بخشند.

باب‌المندب؛ سلاح دوم راهبردی برای اختلال در زنجیره تولید

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در بخش دیگری از گفت‌و‌گو، با تمرکز بر ظرفیت‌های راهبردی ایران و متحدان منطقه‌ای، خاطرنشان کرد: سلاح دوم راهبردی ایران، تنگه باب‌المندب است که با مسدودشدن آن، عملاً کانال سوئز نیز از رده خارج می‌شود. این تنگه نه‌تنها مسیر انتقال انرژی، بلکه شریان اصلی زنجیره تولید جهانی است.

کارشناس مسائل منطقه و حوزه بین‌الملل با اشاره به ابعاد اقتصادی این اهرم افزود: بخش قابل‌توجهی از مبادلات کالایی شرق و غرب جهان از مسیر باب‌المندب انجام می‌شود. برای مثال، چین، کره، ژاپن و هند برای صادرات کالا به اروپا و آمریکای شمالی، مقرون‌به‌صرفه‌ترین مسیر را از این تنگه و کانال سوئز می‌دانند. اختلال در این مسیر، به‌معنای توقف یا تأخیر جدی در زنجیره تأمین کالا‌های اساسی، قطعات صنعتی و محصولات مصرفی در اقتصاد‌های بزرگ جهان است.

کابل‌های فیبر نوری؛ نقطه آسیب‌پذیر دیجیتال در باب‌المندب

وی در پاسخ به سوالی درباره «ظرفیت‌های کمترشناخته‌شده باب‌المندب» گفت: یکی از ابعاد راهبردی این تنگه که کمتر به آن پرداخته شده، عبور کابل‌های فیبر نوری زیردریایی است که جریان اینترنت و داده‌های جهانی را بین شرق و غرب برقرار می‌کنند. این کابل‌ها از مسیر جنوب آسیا، به‌ویژه هند، به سمت اروپا امتداد دارند و بستر تنگه باب‌المندب، نقطه‌ای آسیب‌پذیر برای آنهاست.

نجفی با گفتن اینکه «یمنی‌ها به‌راحتی می‌توانند با استفاده از اژدر یا سایر ابزارها، این کابل‌ها را منهدم کنند» تأکید کرد: انهدام این زیرساخت دیجیتال، نه‌تنها ارتباطات اینترنتی را مختل می‌کند، بلکه تراکنش‌های مالی، سیستم‌های بانکی و زیرساخت‌های حیاتی وابسته به داده را در مقیاس جهانی با چالش مواجه می‌سازد. این یک اهرم بازدارنده نامتقارن است که هزینه هرگونه اقدام خصمانه را برای طرف مقابل به‌شدت افزایش می‌دهد.

تجربه یمن؛ چرا متحدان آمریکا از ائتلاف ضد ایران فاصله می‌گیرند؟ 

کارشناس مسائل منطقه و حوزه بین‌الملل با مرور تجربه درگیری‌های دریایی سال ۲۰۲۳ میان یمن و ائتلاف به‌رهبری آمریکا، اظهار داشت: آمریکایی‌ها در جنگ با یمن تجربه‌ای دردناک دارند؛ آنها با وجود به‌کارگیری ناوگان هواپیمابر و ایجاد ائتلافی متشکل از کشور‌های ناتو، استرالیا، کانادا و ژاپن، نتوانستند تنگه باب‌المندب را باز کنند. در نهایت، این ائتلاف متضرر شد و تا زمانی که آتش‌بس در غزه محقق نشد، تنگه بر روی کشتی‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی و متحدانش بسته ماند.

وی در پاسخ به سوالی درباره «واکنش متحدان آمریکا به تهدیدات جدید» افزود: امروز کشور‌های اروپایی و سایر متحدان واشنگتن، به‌دلیل تجربه تلخ گذشته، تمایلی به مشارکت در ائتلاف‌های جدید ضد ایران ندارند. آنها دریافته‌اند که فشار بر یمن یا ایران، نه‌تنها تنگه‌ها را باز نمی‌کند، بلکه ممکن است منجر به مسدودترشدن آنها و تحمیل هزینه‌های اقتصادی سنگین به خودشان شود.

منطق دفاع ایران؛  بقای ملی، نه انتخاب ایدئولوژیک

تحلیلگر مسائل بین‌الملل در جمع‌بندی گفت‌و‌گو، با تأکید بر ماهیت راهبردی مواضع ایران، خاطرنشان کرد: دفاع ایران در برابر آمریکا، یک مسئله هیجانی، سیاسی یا سلیقه‌ای نیست؛ بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقاست. همان‌طور که انسان برای زنده‌ماندن نیاز به تنفس دارد، ایران نیز برای حفظ استقلال و امنیت خود، ناگزیر به مقابله با تهدیدات وجودی است.

نجفی با گفتن اینکه «ایران و یمن ابزار‌هایی در اختیار دارند که ونزوئلا یا ویتنام فاقد آن بودند» تأکید کرد: تجربه اخیر اثبات کرده که اگر ایران با اتکا به اهرم‌های راهبردی خود از مواضعش دفاع کند، آمریکا ناگزیر به امتیازدهی خواهد شد. برعکس، هرگونه عقب‌نشینی در برابر فشار، تنها به تشدید تهدیدات می‌انجامد.

کارشناس مسائل منطقه و حوزه بین‌الملل در پایان گفت: قلب اقتصاد جهان در خلیج فارس می‌تپد و حیات آمریکا به نفت و تنگه‌های این منطقه وابسته است. اگر ایران و جزیره‌العرب از کنترل آمریکا خارج شوند، ساختار امپراتوری واشنگتن با فروپاشی مواجه خواهد شد. رسانه‌های متعهد باید با کار کارشناسی عمیق و مستقل، این واقعیت‌ها را برای افکار عمومی تبیین کنند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha