صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۱:۰۴ | ۲۵ / ۰۱ /۱۴۰۵
| |
در گفت‌وگو با آنا تاکید شد

افزایش التهاب بازار انرژی با سناریوی محاصره دریایی تنگه هرمز / آمریکا در مقابل تنشی که آفرید دوام نمی آورد

طرح محاصره یا اختلال در عبور و مرور انرژی در تنگه هرمز، یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انتقال نفت جهان که حدود یک‌پنجم تجارت دریایی نفت از آن عبور می‌کند، واکنش فوری بازارهای جهانی را به دنبال داشته است؛ به‌گونه‌ای که در روزهای ابتدایی شکل‌گیری این فضای پرریسک، قیمت نفت در بازارهای جهانی حدود ۷ تا ۸ درصد افزایش یافت و هم‌زمان شاخص‌های مالی و هزینه بیمه حمل‌ونقل انرژی نیز با نوسان قابل توجهی روبه‌رو شدند؛ روندی که نشانه حساسیت بالای اقتصاد جهانی به هرگونه اختلال در مسیرهای راهبردی انرژی ارزیابی می‌شود.
کد خبر : 1047994

به گزارش خبرگزاری آنا، در پی هرگونه اختلال در تنگه‌های استراتژیک جهان، از جمله مسیر‌هایی که بخش قابل توجهی از نفت خام و گاز طبیعی جهان از آن عبور می‌کند، بازار جهانی انرژی به سرعت واکنش نشان می‌دهد. این مسیر‌ها شریان‌های حیاتی تجارت انرژی هستند و کوچک‌ترین محدودیت در آنها می‌تواند جریان عرضه جهانی را مختل کرده و به افزایش فوری قیمت‌ها بینجامد. 

تحلیل‌گران انرژی معتقدند که چنین اختلالاتی با ایجاد کمبود موقت یا واقعی در عرضه، بازار را به سمت رشد سریع قیمت‌ها سوق می‌دهد؛ زیرا امکان جایگزینی سریع منابع تولید یا مسیر‌های حمل‌ونقل وجود ندارد و ذخایر استراتژیک کشور‌ها تنها برای دوره‌های کوتاه‌مدت اثرگذاری محدود دارند.در چنین شرایطی صنایع وابسته به انرژی در مناطق واردکننده، به‌ویژه اروپا و بخش‌هایی از آسیا، تحت فشار شدید قرار می‌گیرند. افزایش هزینه سوخت، برق و مواد اولیه اثر مستقیم بر صنایع انرژی‌بر مانند پتروشیمی، فولاد، آلومینیوم و حمل‌ونقل دارد و کاهش حاشیه سود و افت توان رقابت‌پذیری را در پی خواهد داشت. فشار هزینه‌ای ایجادشده در نهایت می‌تواند زنجیره تولید و صادرات این صنایع را تضعیف کند و تأثیر آن در قالب رشد تورم تولیدکننده و مصرف‌کننده ظاهر شود.از سوی دیگر، زنجیره تأمین جهانی نیز در برابر چنین اختلال‌هایی بسیار حساس است.

تغییر مسیر کشتی‌ها، افزایش هزینه بیمه، رشد ریسک عملیاتی و کمبود ظرفیت حمل‌ونقل می‌تواند قیمت تمام‌شده کالا‌ها را در سراسر جهان افزایش دهد. خطوط کشتیرانی معمولاً با احتیاط بیشتری فعالیت می‌کنند و این رفتار احتیاطی به‌طور مستقیم به افزایش هزینه‌های لجستیک و زمان تحویل کالا می‌انجامد.بازار‌های مالی نیز واکنشی سریع به این وضعیت نشان می‌دهند. افزایش نوسان قیمت انرژی، سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌های امن سوق می‌دهد و این جابه‌جایی می‌تواند تغییرات قابل توجهی در بازار ارز، اوراق بدهی و کالا‌های اساسی ایجاد کند.

در بسیاری از موارد، دولت‌ها تلاش می‌کنند با آزادسازی ذخایر استراتژیک یا تنظیم عرضه داخلی فشار را کاهش دهند، اما این اقدامات معمولاً کوتاه‌مدت هستند و تأثیر پایداری بر بازار ندارند.در چشم‌انداز کوتاه‌مدت، ادامه هرگونه اختلال می‌تواند به کاهش ظرفیت تولید برخی صنایع، تغییر الگوی تأمین پالایشگاه‌ها و رشد هزینه‌های انرژی برای خانوار‌ها و بنگاه‌ها منجر شود. در میان‌مدت نیز تحلیل‌گران انتظار دارند که بازار انرژی وارد دوره‌ای از نوسان ساختاری شود؛ دوره‌ای که در آن اهمیت LNG افزایش می‌یابد، تنوع‌بخشی منابع انرژی در اولویت دولت‌ها قرار می‌گیرد و نقشه تجارت جهانی احتمالاً با تغییرات قابل توجهی مواجه می‌شود.

ابعاد مختلف تحولات تنگه هرمز و اثرات آن بر بازار انرژی

در همین رابطه سید حامد ترابی کارشناس اقتصاد بین‌الملل، در گفت‌و‌گو با خبرنگار اقتصادی آنا به بررسی ابعاد مختلف این تحولات و اثرات آن بر بازار انرژی، اقتصاد جهانی و معادلات سیاسی پرداخت و با اشاره به واکنش سریع بازار‌های جهانی به تحولات اخیر اظهار کرد: بر اساس شواهد اولیه، یکی از مهم‌ترین پیامد‌های این تنش‌ها، افزایش قیمت انرژی به‌ویژه نفت بوده است؛ به‌گونه‌ای که تنها در نخستین روز‌های شکل‌گیری این فضای تنش‌آلود، قیمت نفت حدود ۷ تا ۸ درصد افزایش یافته است.

وی افزود: طبیعی است که با کاهش یا اختلال در تبادلات انرژی، قیمت‌ها نیز دچار نوسان و افزایش شوند و این موضوع نشان‌دهنده حساسیت بالای بازار انرژی به تحولات ژئوپلیتیکی، به‌ویژه در گلوگاه‌های حیاتی مانند تنگه هرمز است.

تشدید رقابت آمریکا و چین؛ پیامد پنهان بحران

این کارشناس اقتصاد بین‌الملل با تأکید بر ابعاد ژئوپلیتیکی بحران تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین آثار این تنش‌ها، تشدید درگیری و رقابت میان آمریکا و چین است؛ چرا که چین به‌عنوان رقیب جدی ایالات متحده، همواره در کانون توجه سیاست‌های واشنگتن، به‌ویژه در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ قرار داشته است. 

ترابی ادامه داد: تحولات اخیر می‌تواند به افزایش سطح تنش در سیاست خارجی آمریکا منجر شود و در عین حال، مدیریت هم‌زمان این بحران‌ها را برای واشنگتن دشوارتر کند. به بیان دیگر، آمریکا با تعدد چالش‌ها در عرصه سیاست خارجی مواجه خواهد شد که کنترل آنها نیازمند توان بالای سیاسی، نظامی و اقتصادی است و قطعا این شرایط برای ایالات متحده در مقابل دشمنان قدرتمندی مانند چین، روسیه و ایران غیر قابل کنترل خواهد شد و امریکا را رو به تضعیف خواهد برد. 

فشار مضاعف بر اقتصاد آمریکا و اروپا

وی با اشاره به اثرات اقتصادی این تحولات بر غرب گفت: افزایش قیمت انرژی به‌طور مستقیم بر اقتصاد آمریکا و اروپا تأثیرگذار خواهد بود. از سوی دیگر، تحریک چین به‌عنوان رقیب اصلی آمریکا می‌تواند آثار مضاعفی بر بازار‌های جهانی و نیز جهت‌گیری سیاست خارجی واشنگتن داشته باشد.

ترابی گفت: مدیریت این فشار‌ها برای آمریکا بسیار دشوار خواهد بود، چرا که همزمان با افزایش هزینه‌های انرژی، با تنش‌های فزاینده در عرصه بین‌المللی نیز روبه‌رو است. بنابراین می توان گفت که ترامپ با تشدید تنش ها در تنگه هرمز در حال به گروگان گرفتن اقتصاد اروپا است و حتی برخی از کشور آسیایی را برای زیاه خواهی های خود به گروگان گرفته و حتی اقتصاد و نظام حاکم بر ایلات متحده را نیز در این حال به لبه پرتگاه می برد. 

واکنش منفی بورس‌های جهانی به اظهارات ترامپ

این تحلیلگر اقتصادی با اشاره به واکنش بازار‌های مالی اظهار کرد: برخلاف برخی ادعا‌ها مبنی بر بی‌تأثیر بودن این تنش‌ها بر اقتصاد آمریکا، شواهد نشان می‌دهد که بازار‌ها واکنش منفی قابل توجهی نشان داده‌اند. در روز‌های ابتدایی، علاوه بر افزایش قیمت انرژی، برخی بورس‌ها در شرق آسیا و سایر مناطق نیز با کاهش شاخص‌ها مواجه شدند.

وی افزود: حتی پیش از این نیز تجربه نشان داده است که کوچک‌ترین تنش در تنگه هرمز یا حتی ارسال سیگنال‌های سیاسی از سوی مقامات آمریکایی، تأثیر قابل توجهی بر بازار‌ها دارد. بنابراین، ادعا‌هایی مانند جلوگیری کامل از عبور کشتی‌ها، از نگاه بازار‌ها چندان واقع‌بینانه تلقی نشده، اما همین اظهارات نیز فشار روانی قابل توجهی ایجاد کرده است.

تردید در توان آمریکا برای مدیریت بحران

ترابی  گفت: از یک سو، اجرای عملی چنین تهدیداتی در تنگه هرمز نیازمند توان نظامی و لجستیکی بالاست که به نظر می رسد در دوران اوج جنگ رمضان و زمانی که تمام توان ارتش آمریکا در دسترس بود نیز محقق نشد. از سوی دیگر، فشار ناشی از افزایش قیمت انرژی و تشدید تنش‌های سیاسی، مدیریت شرایط را برای آمریکا پیچیده‌تر می‌کند. 

وی تأکید کرد: مجموعه این عوامل نشان می‌دهد که آمریکا با چالش جدی در کنترل این بحران مواجه است و عملا تهدید ترامپ در ایجاد محدودیت در تنگه هرمز موجب آسیب شدید تر به خود ایالات متحده بدون هیچ دستاوردی در جنگ خواهد شد. 

بازار‌های جهانی در مسیر بی‌ثباتی؛ تجربه‌ای مشابه جنگ اوکراین

این کارشناس با اشاره به تجربه جنگ روسیه و اوکراین اظهار داشت: در شرایطی که قیمت انرژی دچار نوسان می‌شود، کشور‌هایی مانند چین که دسترسی آسان‌تر و ارزان‌تری به منابع انرژی دارند، در موقعیت رقابتی بهتری نسبت به کشور‌های غربی قرار می‌گیرند.

وی افزود: در جریان جنگ اوکراین، شاهد افزایش تورم در اروپا تا سطوح ۱۰ تا ۱۲ درصد و کاهش شدید رقابت‌پذیری صنایع اروپایی بودیم. این تجربه نشان می‌دهد که تداوم تنش‌های فعلی نیز می‌تواند پیامد‌های مشابهی برای اقتصاد جهانی به همراه داشته باشد. یعنی در واقع آمریکایی ها و حتی اروپایی ها باید در انتظار کاهش تولید ناخالص داخلی و افزایش تورم در پی افزایش نرخ انرژی و سقوط بازار های سرمایه ای باشند. 

وی ادامه داد: افزایش تقاضا برای دارایی‌هایی مانند طلا در بازار جهانی نیز نشانه‌ای از افزایش انتظارات تورمی و بی‌اعتمادی نسبت به ثبات اقتصادی است.

نقش تحولات اخیر در اخلال نظم مالی آمریکا

ترابی در تشریح بهترین راه حل ها برای بهره مندی حداکثری از حق کنترل ایران در تنگه هرمز و مقابله با زیاده خواهی ایالات متحده در این تنگه تصریح کرد: یکی از نکات مهم، تأثیر این تنش‌ها بر نظم مالی تحت رهبری آمریکا است. اقداماتی نظیر ایجاد محدودیت در تردد کشتی‌ها با تایید بیمه های مورد نظر ایران و یا تغییر در شیوه‌های تسویه مالی و استفاده از ریال و یا ارزهای خاص در مبادلات مربوط به تنگه هرمز می‌تواند منجر به تضعیف دلار و نظام مالی آمریکا شده و هژمونی آمریکایی در منطقه را تضعیف کند. 

مذاکره یا میدان؟ تأکید بر تغییر رویکرد در مواجهه با تحریم‌ها

این کارشناس اقتصاد بین‌الملل با انتقاد از اتکا به مذاکرات برای رفع تحریم‌ها گفت: تجربه نشان داده است که دستیابی به منافع اقتصادی از طریق مذاکره، به‌ویژه در چارچوب تحریم‌های آمریکا، با محدودیت‌های جدی مواجه است. در حال حاضر نیز شاهد هستیم که امتیازاتی که با سال ها مذاکره قصد بدست آوردن آن را داشته ایم امروز در میدان به راحتی بدست آورده ایم. 

وی توضیح داد: باید توجه داشت که ساختار حقوقی تحریم‌ها در آمریکا به‌گونه‌ای است که رئیس‌جمهور اختیار لغو کامل آنها را ندارد و عمدتاً تنها امکان ارائه معافیت‌های موقت وجود دارد؛ معافیت‌هایی که هر زمان می‌توانند لغو شوند. بنابراین توجه به این قرار دادها نه تنها آورده ای نخواهد داشت بلکه باعث از دست رفتن دستاوردهای میدانی نیز خواهد  شد. 

لزوم بهره‌برداری از دستاورد‌های میدانی

ترابی تأکید کرد: به‌جای تمرکز بر دریافت معافیت‌های موقتی، باید از دستاورد‌های میدانی برای کاهش اثرپذیری از تحریم‌ها استفاده شود. از جمله این اقدامات می‌توان به تعیین قواعد جدید برای عبور کشتی‌ها، استفاده از ارز‌های غیردلاری در مبادلات و اعمال محدودیت‌های خاص در حوزه بیمه و تسویه مالی اشاره کرد. درواقع این سه راه کار عاملی برای استفاده هر چه بیشتر از ظرفیت های تنگه هرمز است. 

وی افزود: چنین رویکردی می‌تواند ضمن کاهش وابستگی به نظام مالی آمریکا، امکان اعمال تحریم‌ها را نیز برای این کشور با چالش مواجه کند.

این کارشناس خاطرنشان کرد: تحولات اخیر در تنگه هرمز، علاوه بر اثرگذاری مستقیم بر قیمت انرژی، پیامد‌های گسترده‌ای در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی به همراه دارد. به‌ویژه تشدید رقابت‌های بین‌المللی، افزایش فشار بر اقتصاد‌های غربی و ایجاد اختلال در نظم مالی جهانی از جمله مهم‌ترین این پیامدهاست. از این رو، نحوه مواجهه با این شرایط و بهره‌گیری از فرصت‌های ایجادشده، نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده اقتصادی کشور‌ها خواهد داشت.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha