صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۳:۱۵ | ۲۳ / ۰۱ /۱۴۰۵
| |

پایان دوران دیکته‌های آمریکایی و تثبیت اقتدار ایران

تحلیل گر مسائل راهبردی نوشت: حفظ تنگه هرمز به عنوان دستاورد راهبردی جنگ رمضان، نه تنها موقعیت ایران، بلکه معادلات کلان منطقه‌ای و جهانی را دستخوش تحول خواهد کرد و این امر منوط به ارج نهادن به اهرم‌های فشار موجود و پرهیز از تن دادن به سناریوهای طرف مقابل است.
کد خبر : 1047639

به گزارش خبرگزاری آنا، مهدی اشتری نوشت: نشست اخیر حول آتش‌بس بین ایران و آمریکا در اسلام‌آباد برگزار شد، و بار دیگر نشان داد که رویکرد ایالات متحده آمریکا در قبال کشورمان، نه مبتنی بر تعامل و مذاکره واقعی، بلکه تلاشی برای دیکته کردن نسخه‌های تسلیم است.

بر اساس گزارش‌های موجود، هیئت آمریکایی با وجود بهره‌گیری از چهره‌های جدیدی همچون ونس، تمام تلاش خود را برای بازگشایی تنگه هرمز و دبه کردن در شروط 10 گانه مورد موافقت اولیه به کار بست، اما با بن‌بست مواجه شد. این ناکامی ریشه در یک خطای محاسباتی عمیق دارد؛ چرا که واشنگتن با تصور دوره‌های گذشته مذاکرات پای به میدان گذاشته بود و انتظار داشت بتواند خواسته‌های خود را در حوزه‌های غنی‌سازی و آزادی کشتیرانی در تنگه تحمیل کند و ایران را در فرآیندهای کارشناسی مستهلک کند، غافل از آنکه توازن قوا در منطقه پس از جنگ رمضان دچار تغییرات بنیادین شده است.

این تغییر موازنه، تاریخ تقابل آمریکا و ایران را به دو مقطع پیش و پس از انسداد تنگه هرمز تقسیم کرده است. ایالات متحده که در نزدیک به 50 سال گذشته با اعمال فشارهای همه‌جانبه حاضر به اعطای کوچک‌ترین امتیازی به ایران نبود، اکنون با از دست دادن کنترل این آبراه راهبردی، در موضع انفعال قرار گرفته است. در چنین شرایطی، تیم مذاکره‌کننده ایرانی با کنار گذاشتن ذهنیت‌های گذشته و معادلات پیش از جنگ رمضان و با درک واقع‌بینانه از اهرم‌های قدرت خود، از هرگونه معامله شتاب‌زده پرهیز کرد.

حفظ تنگه هرمز به عنوان دستاورد راهبردی جنگ رمضان، نه تنها موقعیت ایران، بلکه معادلات کلان منطقه‌ای و جهانی را دستخوش تحول خواهد کرد و این امر منوط به ارج نهادن به اهرم‌های فشار موجود و پرهیز از تن دادن به سناریوهای طرف مقابل است.

به عقیده کارشناسان رویکرد آمریکا در این مذاکرات، بیش از آنکه نشان‌دهنده اراده‌ای برای حل مناقشه باشد، تلاشی برای خرید زمان و تنفس در میانه درگیری‌های جاری ارزیابی می‌شود. واشنگتن پس آنکه در میدان دچار شکست و خسارت قابل توجهی شد، با هدف ارزیابی نبض داخلی ایران و آزمودن شانس خود برای بازگشایی تنگه از طریق دیپلماسی وارد عمل شد، اما اکنون دریافته است که تهران زیر بار دیکته‌های تکراری نخواهد رفت. این بن‌بست، هیئت حاکمه آمریکا را بر سر یک دوراهی دشوار قرار داده است؛ آن‌ها یا باید آماده اعطای امتیازات دردناک و پذیرش واقعیت‌های جدید شوند و یا بخت خود را در گزینه‌های پرخطر نظامی بیازمایند؛ گزینه‌ای که با توجه به پیامدهای سنگین آن و ترس از تکرار وقایعی نظیر «واقعه طبس دوم»، به شدت از آن ابا دارند.

ناظران بین‌المللی و کارشناسان غربی نیز بر برتری راهبردی ایران در این مقطع صحه می‌گذارند. چهره‌هایی نظیر آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده سابق آمریکایی، اذعان دارند که ایران با در اختیار داشتن برگ‌های برنده‌ای چون کنترل بر تنگه هرمز و ذخایر اورانیوم، هیچ عجله‌ای برای امتیازدهی ندارد و ابایی از ترک میز مذاکره با دست خالی ندارد. همزمان، تحلیلگرانی مانند دنیس سیترونوویچ، مقام سابق اطلاعاتی اسرائیل، ریشه بن‌بست کنونی را در یک اختلاف بنیادین می‌دانند؛ اینکه چه کسی واقعاً پیروز میدان است. از این منظر، ایران از موضع قدرت و بدون آمادگی برای سازش‌های بنیادین وارد مذاکره شد، در حالی که تصور اشتباه آمریکا مبنی بر ضعف تهران، مانع از دستیابی به هرگونه توافقی گردید.

تبعات این تقابل و بن‌بست دیپلماتیک، به سرعت در اقتصاد جهانی و بازار انرژی نیز نمایان شده است. بر اساس داده‌های بلومبرگ، بازار جهانی نفت با محدودیت شدید عرضه و رقابت بی‌سابقه برای تأمین محموله‌ها روبرو است؛ به طوری که در یک هفته، از میان بیش از 140 پیشنهاد خرید، تنها 4 مورد به سرانجام رسیده و قیمت واقعی نفت برای تحویل در هفته‌های آتی از مرز 140دلار در هر بشکه عبور کرده است. این فشار سهمگین اقتصادی، گزینه‌های پیش روی دولت ترامپ را به شدت محدود کرده است. خروج بدون توافق ونس از اسلام آباد نگرانی‌های جهانی را از تشدید تنش‌های نظامی که می‌تواند دامنه درگیری را گسترش داده و آسیب‌های جبران‌ناپذیری به اقتصاد بین‌المللی وارد کند بالا برده است، سناریوهایی که تصمیم‌گیری را برای واشنگتن به یک بحران تمام‌عیار تبدیل کرده‌اند.

در نهایت، مقامات با انسجام درونی و تکیه بر دستورات رهبر معظم انقلاب می‌توانند جهت تدوین سریع رژیم حقوقی تنگه هرمز و ابلاغ آن در قالب قوانین لازم‌الاجرا، عزم خود را بر غیرقابل بازگشت بودن شرایط تنگه به گذشته را نشان دهند و اینکه بر ایران مقتدر برسر منافع ملی خود با هیچ بازیگری تعارف ندارد. تهران آماده است تا حقوق خود را از هر طریقی استیفا کند و قدرت خود را در میدان به طرف‌های غربی دیکته کرده است. پیامدهای هرگونه خطای محاسباتی مجدد از سوی ایالات متحده و متحدانش روشن است؛ باز شدن جبهه‌های جدید (از جمله تنگه سوم باب المندب) و استفاده ایران از کارت‌های تازه‌ای که در اختیار دارد، پتانسیل آن را دارد که اقتصاد غرب را با فروپاشی مواجه ساخته و این کشورها را درگیر بزرگترین بحران خود در یکصد سال گذشته کند. تا زمانی که این واقعیت‌ها پذیرفته نشود، توپ همچنان در زمین آمریکا باقی خواهد ماند.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha