صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۲۳:۴۸ | ۲۲ / ۰۱ /۱۴۰۵
| |

گذار قدرت در خاورمیانه؛ طلوع شرق و افول غرب

خاورمیانه در حال عبور از نظم سنتی مبتنی بر مداخله قدرت‌های غربی است؛ نظمی که در آن بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های نوظهور جهانی به‌تدریج جایگزین بازیگران پیشین در تعیین معادلات آینده می‌شوند.
کد خبر : 1047551

به گزارش خبرگزاری آنا، تحولات خاورمیانه نشان داده است که الگوی سنتی مداخله قدرت‌های غربی در این منطقه به‌ویژه ایالات متحده و بریتانیا، با کاهش محسوس اثرگذاری و مشروعیت مواجه شده است. مجموعه‌ای از بحران‌های پی‌درپی، از جنگ عراق تا بحران سوریه، جنگ غزه و حالا جنگ علیه ایران نه‌تنها نتوانسته به ثبات پایدار در منطقه منجر شود، بلکه زمینه‌ساز گسترش بی‌اعتمادی نسبت به رویکرد‌های غربی در میان افکار عمومی و دولت‌های منطقه شده است. در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد نقش تعیین‌کننده غرب در معادلات آینده خاورمیانه به‌تدریج در حال افول است.

بخش مهمی از این تغییر، ناشی از تحول در ماهیت قدرت در نظام بین‌الملل است. در گذشته، غرب با تکیه بر برتری نظامی، اقتصادی و رسانه‌ای خود، قادر بود روند‌های سیاسی و امنیتی منطقه را تا حد زیادی هدایت کند؛ اما امروز این ظرفیت با چالش‌های جدی مواجه شده است. تجربه مداخلات نظامی مستقیم و غیرمستقیم، از عراق تا لیبی، نه‌تنها دستاورد پایداری برای ثبات منطقه به همراه نداشت، بلکه به شکل‌گیری ساختار‌های شکننده قدرت و افزایش بی‌ثباتی انجامید.

در مقابل این روند، شاهد شکل‌گیری یک نظم تدریجی و چندلایه جدید در خاورمیانه هستیم که محور اصلی آن را بازیگران منطقه‌ای تشکیل می‌دهند. کشور‌هایی مانند ایران، عربستان سعودی، ترکیه و دیگر قدرت‌های میانی منطقه، بیش از گذشته در تعیین معادلات امنیتی، اقتصادی و سیاسی نقش‌آفرین شده‌اند. این روند نشان می‌دهد که مرکز ثقل تصمیم‌گیری از خارج منطقه به درون آن در حال انتقال است.

در این چارچوب، نقش قدرت‌های نوظهور جهانی نیز قابل توجه است. کشور‌هایی مانند چین، هند و روسیه با رویکردی متفاوت نسبت به مدل مداخله‌جویانه غرب، تلاش کرده‌اند حضور خود را بر پایه همکاری اقتصادی، انرژی و پروژه‌های توسعه‌ای تعریف کنند. همچنین سازوکار‌هایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای به‌تدریج در حال تبدیل شدن به بستر‌هایی برای چندجانبه‌گرایی جدید هستند که می‌تواند توازن قدرت جهانی را بازتعریف کند.

از سوی دیگر، کاهش نفوذ غرب در خاورمیانه صرفاً یک پدیده سیاسی یا نظامی نیست، بلکه ریشه‌های عمیق‌تری در سطح مشروعیت و اعتماد دارد. تجربه جنگ عراق، که با هزینه‌های انسانی و اقتصادی گسترده همراه بود، موضوع غزه که یک نسل کشی بود و حالا جنگ علیه ایران که نه تنها منطقه که کل جهان را به چالش کشیده است، تصویر غرب را به‌عنوان یک بازیگر به‌شدت تضعیف کرد. ناتوانی در مدیریت بحران‌ها و اتخاذ سیاست‌های دوگانه در قبال منطقه و ایجاد منازعات منطقه‌ای، این روند بی‌اعتمادی را تشدید کرد.

بحران غزه و جنگ علیه ایران نیز به‌عنوان یکی از نقاط عطف اخیر، بار دیگر این واقعیت را برجسته ساخت که شکاف میان ادعا‌های غرب و عملکرد سیاسی آن در عمل، بسیار عمیق است. این مسئله باعث شده است که بخش قابل توجهی از افکار عمومی منطقه و حتی برخی نخبگان سیاسی، نسبت به نقش غرب با تردید جدی نگاه کنند.

در چنین فضایی، مفهوم «دیپلماسی بدون نفوذ» بیش از پیش در مورد برخی قدرت‌های غربی مصداق پیدا کرده است. به این معنا که حضور سیاسی و دیپلماتیک، بدون پشتوانه واقعی قدرت و پذیرش منطقه‌ای، نمی‌تواند تأثیرگذاری گذشته را تکرار کند. سفرها، بیانیه‌ها و ابتکارات دیپلماتیک، زمانی مؤثر هستند که در چارچوب یک توازن قدرت پذیرفته‌شده تعریف شوند، نه در شرایطی که بازیگران اصلی منطقه مسیر‌های متفاوتی را دنبال می‌کنند.

بر این اساس، می‌توان گفت خاورمیانه در حال ورود به مرحله‌ای جدید از بازتعریف نظم منطقه‌ای است؛ نظمی که در آن وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای کاهش یافته و بازیگران داخلی نقش اصلی را در مدیریت بحران‌ها و شکل‌دهی به همکاری‌ها ایفا می‌کنند. البته این روند شاید برای برخی به معنای حذف کامل نقش قدرت‌های جهانی نباشد اما به یقین به معنای تغییر جایگاه آنها از «تعیین‌کننده اصلی» خواهد بود.

پس می‌توان گفت، روند‌های جاری نشان‌دهنده انتقال تدریجی مرکز ثقل قدرت از غرب به سمت یک نظم چندقطبی در حال شکل‌گیری است. در این نظم جدید، خاورمیانه بیش از گذشته به سمت خوداتکایی سیاسی و امنیتی حرکت می‌کند و در عین حال، ارتباط خود را با بلوک‌های نوظهور جهانی تقویت می‌سازد. این تحول اگرچه پیچیده و زمان‌بر خواهد بود، اما نشانه‌های آن در تحولات اخیر به‌وضوح قابل مشاهده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha