از سعدآباد تا اسلامآباد؛ ۲۳ سال دیپلماسی ایران در سایه بدعهدی غرب/ زمان بلاتکلیفی تمام شد
«ناصر ایمانی» کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، درباره روند مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد، با اشاره به تجربههای متعدد دیپلماتیک ایران در سالهای گذشته اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران طی بیش از دو دهه گذشته مسیرهای مختلفی از مذاکره با قدرتهای غربی را طی کرده است، اما در اغلب موارد، نتیجه ملموسی که منافع پایدار کشور را تضمین کند به دست نیامده است.
وی با اشاره به سابقه این گفتوگوها افزود: از مذاکرات موسوم به سعدآباد در سالهای ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ گرفته تا مذاکرات منتهی به توافق برجام در سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ و همچنین مجموعه گفتوگوهای پراکنده در سالهای اخیر، همواره ایران در چارچوب دیپلماسی فعال بوده است، اما طرف مقابل در عمل به تعهدات خود پایبند نمانده است.
مرور ۲۳ سال مذاکره؛ از توافقهای نیمهکاره تا بدعهدیهای تکرارشونده
ایمانی در تشریح این روند گفت: در پرونده سعدآباد، توافقی میان ایران و کشورهای اروپایی حاصل شد، اما این توافق در عمل از سوی طرف غربی اجرایی نشد و تعهدات مورد انتظار محقق نشد. در ادامه، در جریان مذاکرات برجام نیز پس از نزدیک به دو سال مذاکره فشرده، توافقی شکل گرفت که با وجود اجرای کامل تعهدات از سوی ایران، طرف مقابل بهطور کامل به تعهدات خود پایبند نماند.
وی ادامه داد: حتی در دورههای بعدی مذاکرات، از جمله گفتوگوهای نیویورک و برخی رایزنیهای غیرمستقیم اخیر، شاهد آن بودیم که نهتنها پیشرفت جدی حاصل نشد، بلکه در مقاطعی رفتارهای سیاسی و رسانهای تحقیرآمیز نیز نسبت به ایران مشاهده شد. در برخی مقاطع نیز تنشهای میدانی و امنیتی همزمان با مذاکرات رخ داد که عملاً فضای گفتوگو را از مسیر طبیعی خود خارج کرد.
این کارشناس سیاسی تأکید کرد: این تجربهها نشان میدهد که صرف گفتوگو، بدون وجود تضمین اجرایی و بدون پشتوانه قدرت، نمیتواند به توافقی پایدار منجر شود.
قدرت میدانی و دیپلماسی؛ پیوندی که معادله مذاکرات را تغییر میدهد
ایمانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش قدرت در موفقیت مذاکرات گفت: یک اصل پذیرفتهشده در روابط بینالملل وجود دارد و آن این است که هیچ مذاکرهای بدون پشتوانه قدرت به نتیجه پایدار نمیرسد. در واقع، طرف مقابل زمانی به توافق تن میدهد که احساس کند با یک قدرت واقعی مواجه است، نه طرفی که امکان فشارپذیری یکطرفه دارد.
وی افزود: در سالهای گذشته، یکی از دلایل اصلی بدعهدی طرف غربی این بوده که تصور میکرد ایران در موقعیت ضعف قرار دارد و میتواند هزینه نقض تعهدات را مدیریت کند. همین برداشت نادرست، باعث شد بسیاری از توافقها یا اجرایی نشوند یا در میانه مسیر متوقف شوند.
این تحلیلگر سیاسی ادامه داد: اما در تحولات اخیر و بهویژه در جریان جنگ ۴۰ روزه، ایران توانست بخشی از ظرفیتهای بازدارنده خود را بهصورت عملی در میدان نشان دهد. این موضوع باعث تغییر محاسبات طرف مقابل شده و اکنون نگاه به مذاکرات نیز تا حدی متفاوت شده است.
وی گفت: «میدان» امروز به عنصر تعیینکنندهای در کنار دیپلماسی تبدیل شده و عملاً بدون آن، گفتوگوهای سیاسی اثرگذاری لازم را نخواهند داشت.
ترکیب تیم مذاکرهکننده؛ تلفیق سیاست، اقتصاد و میدان
ایمانی در ادامه درباره ترکیب تیم مذاکرهکننده ایران در مذاکرات اسلامآباد بیان کرد: تیم فعلی را میتوان یکی از کاملترین ترکیبهای ممکن در شرایط کنونی دانست. این تیم از نظر سطح سیاسی، تخصصی و اجرایی در وضعیت مناسبی قرار دارد و هماهنگی میان اجزای آن قابل توجه است.
وی توضیح داد: قرار گرفتن یکی از سران قوا در رأس هیئت مذاکرهکننده، از نظر سطح دیپلماتیک پیام روشنی به طرف مقابل ارسال میکند و نشان میدهد ایران این مذاکرات را در سطحی جدی و راهبردی دنبال میکند. در کنار آن، حضور چهرهای مانند محمدباقر قالیباف به دلیل سابقه اجرایی، شناخت از ساختارهای امنیتی و اشراف بر موضوعات کلان کشور، یک نقطه قوت محسوب میشود.
این کارشناس سیاسی افزود: همچنین حضور وزیر امور خارجه، کارشناسان وزارتخانه، تیمهای اقتصادی از جمله رئیس کل بانک مرکزی و متخصصان حوزه تحریم و نظام بانکی، باعث شده این تیم از منظر فنی نیز پوشش مناسبی داشته باشد.
وی تأکید کرد: ترکیب فعلی به گونهای است که میتواند همزمان ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی مذاکرات را پوشش دهد و این موضوع در موفقیت هر مذاکرهای نقش تعیینکننده دارد.
جنگ روانی غرب و ضرورت تصمیمگیری در بازه زمانی مشخص
ایمانی با اشاره به فضای رسانهای پیرامون مذاکرات گفت: در هفتههای اخیر شاهد افزایش فشارهای رسانهای و جنگ روانی از سوی برخی جریانهای سیاسی در آمریکا هستیم که بهویژه از سوی دونالد ترامپ هدایت میشود. هدف این جنگ روانی، ایجاد فشار بر افکار عمومی و تأثیرگذاری بر روند تصمیمگیری طرف ایرانی است.
وی افزود: بخشی از این فضاسازیها ناشی از اختلافات داخلی در ساختار سیاسی آمریکا نیز هست، چراکه همه نهادهای رسمی آن کشور در یک مسیر واحد حرکت نمیکنند و همین موضوع باعث شده برخی چهرهها بهصورت مستقیم وارد فضای رسانهای شوند.
این تحلیلگر سیاسی تأکید کرد: برخلاف برخی تحلیلها، طولانی شدن روند مذاکرات به نفع ایران نیست. ایران باید تلاش کند در یک بازه زمانی مشخص، تکلیف این گفتوگوها روشن شود. منظور از سرعت، تصمیمگیری شتابزده نیست، بلکه تعیین چارچوب نهایی در یک زمانبندی منطقی است.
وی ادامه داد: اگر طرف مقابل حاضر به پذیرش بخش قابل توجهی از مطالبات ایران باشد، مسیر توافق هموار خواهد شد، اما اگر چنین ارادهای وجود نداشته باشد، باید هرچه سریعتر این موضوع روشن شود تا کشور در وضعیت بلاتکلیفی باقی نماند.
ایمانی در پایان خاطرنشان کرد: تعیین تکلیف سریع مذاکرات به نفع منافع ملی است، زیرا در صورت عدم دستیابی به توافق، ایران باید بتواند بدون اتلاف زمان، مسیر مستقل خود را بر پایه ظرفیتهای داخلی و توانمندیهای ملی ادامه دهد.
انتهای پیام/