پس از المپیک تا شش ماه پیش روانپزشک میرفتم/ جنایت جنگی میناب دل همه را خون کرد/ آمریکاییها باید خودکشی کنند +فیلم
به گزارش خبرگزاری آنا، فرزاد باهر ارسباران ملی پوش سابق تیم ملی اسلحه سابر با کسب مدال های مختلف جهانی و آسیایی در رده سنی های مختلف قطعا یکی از سابریست های موفق کشورمان است و توانسته افتخار آفرینی های بسیار در عرصه بین المللی داشته باشد. او که اکنون مربی تیم ملی جوانان و نوجوانان است گفتوگویی متفاوت با خبرنگار ورزشی خبرگزاری آنا داشته که در ادامه میخوانید.
*از 9 سالگی شمشیربازی را شروع کردم و از 12 سالگی عضو تیم ملی شدم
*تمرینات ساعت شش بعد از ظهر شروع میشد، من از ساعت پنج عصر جلوی سالن بودم
*بعد از پانزده سال توانستیم به مقام چهارمی المپیک برسیم
*وقتی مجتبی عابدینی برای اولین بار توانست مدال جهانی بگیرد، ما با خود گفتیم چرا ما نتوانیم؟
*اینطور نبوده که ما باعث نزول رنکینگ شده باشیم
*آمریکایی ها اگر بدانند با چه امکاناتی برابر ما شکست خوردند باید خودکشی کنند
*دوست داشتم در اوج خداحافظی کنم
*هنوز با اتفاقات المپیک کنار نیامدهام
آنا: اگر بخواهید مسیر ورزشی خود تا کنون را در یک جمله توصیف کنید چه میگویید؟
نمیتوان این همه سال را در یک جمله توصیف کرد. من از نهسالگی شمشیربازی را شروع کردم و از دوازدهسالگی عضو تیم ملی شدم و بهمدت بیست سال در عضویت تیم ملی بودم. این مسیر فراز و نشیب زیادی داشته است. روزهای خوب و روزهای بد داشته، اما همیشه خاطرههای خوش در ذهن آدم میماند. من هم سعی کردهام آن خاطرههای خوش را در ذهنم نگه دارم و از آنها استفاده کنم. اکنون که در دوران مربیگری هستم، دوست دارم این تجربیات را به بچههای کوچکتر انتقال بدهم.
آنا: چه لحظهای در زندگی مطمئن شدید شمشیربازی مسیر اصلی شماست؟
چون از بچگی وارد شمشیربازی شدم، به آن علاقه داشتم. دوازدهسالم که بود و اولین مدال را گرفتم، دیگر از همان موقع مسیر من مشخص شد. وقتی تمرینات ما ساعت شش بعد از ظهر شروع میشد، من از ساعت پنج عصر جلوی سالن قدم میزدم تا در را باز کنند، وارد سالن شوم و تمرین کنم. آن موقع فهمیدم که واقعاً علاقه شدیدی دارم و این رشته را ادامه دادم.
آنا: فرزاد باهر اکنون، چه مقدار با فرزاد باهر نوجوانی تفاوت دارد؟
هم در اخلاقم و هم در رفتارم قطعاً یکسری تغییرات داشتهام. وقتی مربی میشوید، مسئولیت خیلی سنگینتر میشود. به همین خاطر باید هم اخلاق را حفظ کرد و هم در جاهایی از کوره در نرفت. باید مراقبت بیشتری کرد.
آنا: راز نسل طلایی اسلحه سابر چه بود و چه چیزی باعث شده بود که حرف اول را در آسیا بزنیم؟
یک تیم خیلی همدل بودیم. هر چهار نفر ما از بچگی با هم بودیم و ردههای تیم ملی نوجوانان، جوانان و امیدها را با هم سپری کردیم تا به تیم ملی بزرگسالان رسیدیم و هماهنگی خیلی خوبی داشتیم. انشاءالله برای نسل بعدیمان هم این اتفاق رخ دهد، اما باید به آنها زمان داد و کار کرد. شمشیربازی اینگونه نیست که بگوییم در یک یا دو سال میتوانیم این بچهها را به یک نسل خیلی خوب تبدیل کنیم. ما بعد از پانزده سال توانستیم به مقام چهارمی المپیک برسیم. این حاصل یک یا دو سال نبوده و واقعاً زحمات پانزدهساله پشت این کار بوده است. البته همه مردم میدانند که حق ما در آن المپیک، حداقل مدال نقره بود و اگر داور ما را اذیت نمیکرد، نقره را گرفته بودیم. متأسفانه آن اتفاقات در المپیک افتاد، اما با کاری که اکنون در پیش گرفتهایم، من خیلی دلم روشن است که این اتفاق بهزودی برای نسل جدید هم میافتد.
آنا: مدال طلای بازیهای آسیایی گه تأثیری بر شمشیربازی ایران در عرصه بین المللی داشت؟
قبل از آن، بودجهای که به ما اختصاص میدادند در حدی بود که مدال بازیهای آسیایی در آن دیده نشده بود و صرفاً برای مدالهای قهرمانی آسیا بود. وقتی در بازیهای آسیایی مدال گرفتیم، بودجه ما خیلی تغییر کرد و خوشبختانه بودجه خوبی به شمشیربازی تزریق شد. این موضوع کمک کرد تا این نسل طلایی که گفتیم، توسط فدراسیون، وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک ساخته شود. همه دست به دست هم دادند و البته همت بچهها هم بود و پشتکار خیلی زیادی داشتیم، شبانهروز در اردو بودیم و یکجورایی تمام زحمات مسئولین را هم جبران کردیم.
آنا: اینکه در کنار رفاقت، رقابت هم در تیم ملی وجود داشت چه تأثیری در پیشرفت شخصی شما داشت؟
قطعا خیلی تأثیر داشت. هر کدام از بچهها که مدالی میگرفتند، برای دیگری انگیزه میشد. وقتی مجتبی عابدینی برای اولین بار توانست مدال جهانی بگیرد، ما با خود گفتیم چرا ما نتوانیم؟ همین جرقهای شد که بتوانیم مدالهای جهانی زیادی بگیریم و تیممان را از رده ۲۴ دنیا به رده ۴ دنیا برسانیم. این اتفاق از نظر من بینظیر بود و اگر این انگیزه و پشتکار برای پیشرفت تیمی نبود، افتخارات بعدی رخ نمیداد.
آنا: برخی معتقدند آن نسل طلایی به تدریج افت کرد و شاهد یک سیر نزولی بودیم. دلیل این فاصله گرفتن از اوج را چه میدانید؟
نسل طلایی اینطور نبود که کمکم افت کند. ما دیگر سابر را کنار گذاشتیم. ما رنک ۴ دنیا بودیم. در یک مسابقات قهرمانی جهان، محمد رهبری را دیگر در کنار خود نداشتیم. وقتی یک ستون اصلی تیم نباشد، قطعاً تیم افت میکند. اینطور نبود که آن نسل باشد و عملکرد افت کند، بلکه آن نسل کمکم از تیم خارج شد. من خداحافظی کردم، محمد رهبری خداحافظی کرد و فتوحی هم دچار مصدومیت شدیدی شد. به خاطر همین، آن نفرات در تیم نبودند؛ وگرنه اینطور نبوده که ما باعث نزول رنکینگ شده باشیم. در یک مسابقات قهرمانی آسیا هم به دلیل آن جنگ دوازدهروزهای که به ما تحمیل شد، نتوانستیم شرکت کنیم و متأسفانه رنکینگمان افت کرد.
آنا: تغییرات مدیریتی و فنی چه تأثیری روی عملکرد تیم داشته است؟
از وقتی آقای پورسلمان آمد، میتوانم بگویم که شمشیربازی در عرصه نوجوانان و جوانان پیشرفت خیلی خوبی داشته است. حداقل باید پنج یا شش سال به ورزشکار زمان بدهند تا از نسلی که در رده نوجوانان و جوانان روی آن کار میشود، بهرهبرداری شود. از لحاظ فنی هم محمد رهبری که قهرمان بزرگی بود، اکنون مسئولیت تیم ملی را بر عهده دارد و مسئولیت تیم نوجوانان و جوانان هم بر عهده من است. سعی میکنیم بهترین عملکرد را داشته باشیم. کما اینکه در مسابقات سنگال دیدید که بهترین نتیجه تاریخ شمشیربازی را گرفتیم و توانستیم مدال طلا را کسب کنیم. در آن مسابقات رنکهای ۴ و ۷ دنیا حضور داشتند و این نشان میدهد که هم از لحاظ مدیریت و هم از لحاظ فنی در حال پیشرفت هستیم.
آنا: بزرگترین خلاء شمشیربازی امروز را در چه میبینید؟
خلاءهای زیادی داریم. ما از لحاظ تجهیزات واقعاً از دنیا عقب هستیم. وقتی ما تیمی مثل آمریکا را در المپیک شکست میدهیم، اگر آنها بیایند و امکانات ما را ببینند و اگر غیرتشان مثل غیرت ایرانی باشد، واقعاً باید خودکشی کنند که با آن امکانات به این امکانات ما میبازند! ما در مقابل آنها هیچچیزی نداریم، ولی غیرت و تمرینات منظمی که اینجا انجام میدهیم، باعث میشود آنها را شکست دهیم.
آنا: تصمیم خداحافظی از تیم ملی چقدر برایتان سخت بود و چه عواملی در آن اثر داشت؟
خیلی با خودم کلنجار رفتم و فکر کردم. به هر حال هر شروعی یک پایانی دارد و من خیلی دوست داشتم در اوج این کار را انجام دهم. بعد از مسابقاتی که توانستم رنک ۲ دنیا یعنی بازیکن ایتالیایی را در مجارستان شکست دهم ،که یک سال از آن گذشته و او ماه بعد قهرمان جهان شدند، فکر کردم و گفتم دیگر بس است. از طرفی محمد رهبری هم برای مربیگری دستتنها بود و خواستم هم به او و هم به تیم کمک کنم تا در رده نوجوانان و جوانان پیشرفت خوبی داشته باشیم و عرصه برای آنها باز شود تا خودشان را نشان دهند.
آنا: کار کردن با رده سنی نوجوان و جوان چطور است؟
سختیهای زیادی دارد، ولی من علاقه خیلی زیادی دارم. دوست دارم چیزهایی را که در طول این سالها از مربیانم و در مسابقات یاد گرفتهام، به این بچهها انتقال دهم. آنها واقعاً بااستعداد هستند و دلم روشن است که استعدادهای برتری نصیب شمشیربازی ما شده است؛ مطمئن باشید نتیجه عالی خواهد شد.
آنا: شمشیربازی برخلاف رشتههایی مثل فوتبال و والیبال کمتر دیده شده، این موضوع چه فشاری به ورزشکار و خانوادهها وارد میکند؟
به نظر من چون ما کمتر دیده میشویم، فشار هم روی ما کمتر است. اینگونه نیست که به خاطر بیننده کم، فشار زیاد باشد؛ برعکس است. ولی وقتی بچهها نتیجه خوبی میگیرند، مردم همیشه لطف دارند و استقبال میکنند. نتیجه بد هم بالطبع به ضرر مربی است. ما باید باخت را به گردن بگیریم؛ برد مال بازیکن است و باخت برای مربی. با این حال، بچهها آنقدر حرفهای شدهاند که از زیر این فشارها دربیایند.
آنا: برخی معتقدند محمد رهبری و فراد باهر زود از عرصه قهرمانی کنار رفتند. نظر شما چیست؟
هم میتوان گفت درست است و هم اشتباه. از نظر خبرنگاران و کارشناسان شاید زود بود، ولی از نظر خودمان کافی بود. ما تا جایی که میتوانستیم به تیم ملی کمک کردیم و هر چه از دستمان برمیآمد انجام دادیم. کمفروشی نکردیم و تا آخرین نفس جنگیدیم. اما یک جایی میبینی که دیگر نمیشود و اگر بمانی، واقعاً در حق آن رشته و بچههای دیگر خیانت کردهای. ما کنار رفتیم تا جا برای جوانها باز شود و بقیه هم فکر نکنند اینجا ارث پدر ماست ما همچنان دو دستی به آن چسبیدهایم. در حالی که اگر میماندیم، تا پنج شش سال آینده راحت میتوانستیم بازی کنیم، ولی این اجازه را به جوانها دادیم که بیایند و بجنگند.
آنا: اگر اختیار کامل داشتید، اولین اصلاحی که در ساختار این ورزش انجام میدادید چه بود؟
از لحاظ مربیگری، دوست داشتم در رشته خودم هیچوقت اردوها تعطیل نشود. بچهها مدام به مسابقات و اردوهای برونمرزی بروند تا پیشرفت کنند. متأسفانه بودجه ما به گونهای است که تا حد مشخصی میتوانیم این امکان را فراهم کنیم. قطعا هر چقدر این بچهها با بازیکنان بزرگ دنیا بازی کنند، تجربه و پیشرفتشان بیشتر میشود.
آنا: تجربه حضور در المپیک چه درسی به شما داد؟
من هنوز وقتی به المپیک فکر میکنم، شبها کابوس میبینم. با اینکه یک سال و خوردهای از آن گذشته، هنوز نتوانستهام آن را هضم کنم. به همین خاطر نمیتوانم بگویم چه درسی گرفتم، چون هنوز با آن کنار نیامدهام. ما را به تیم مجارستانی بازاندند که قبلاً هیچوقت آنقدر پا به پا با آنها جلو نرفته بودیم. واقعاً ضربه بزرگی بود و هنوز در شوک هستم. تا شش ماه پیش روانپزشک میرفتم تا بتوانم شبها بخوابم. متأسفانه هنوز اثراتش با من هست. همه میگویند ریشهایت سفید شده. میگویم به خاطر آن چهارمی المپیک است.
آنا: دوست دارید مردم فرزاد باهر را با چه ویژگیای به یاد بیاورند؟
این را باید از خودشان بپرسید، ولی دوستان همیشه گفتهاند که من خیلی خوشاخلاق هستم. دوست دارم آن خوشاخلاقی بین مردم هم باشد و بدانند که فرزاد باهر همیشه همینطور میماند.
آنا: اگر به گذشته برگردید، تصمیمی هست که متفاوت بگیرید؟
تصمیم خاصی نبوده که بگویم اگر به عقب برگردم آن را نمیگیرم. پشیمانی خاصی ندارم.
آنا: جنایات رژیم صهیونیستی در روزهای اخیر بیشمار بودنظر شما در این باره چیست؟
قطعا حمله به مدارس و اماکن ورزشی جنایت جنگی است. تمام دنیا باید این موارد را محکوم کنند. با جنایت رخ داده در مدرسه میناب، دل همه ما خون شد چراکه واقعا دردناک بود. امیدوارم خدا به پدر و مادر عزیزان از دست رفته صبر بدهد. ما در غم این عزیزان شریک هستیم.
آنا: بزرگترین آرزوی ورزشی شما در جایگاه فعلی چیست؟
بزرگترین آرزوی من مدال المپیک بود که متأسفانه در دوران بازیکن بودن به آن نرسیدم. اکنون آرزویم این است که شاگردانم به این نتیجه برسند و آن مدال خوشرنگ المپیک را بگیرند تا زحمات این چندساله ما جبران شود. واقعاً آرزوی قلبیام این است که شمشیربازی ایران یک مدال المپیک داشته باشد.
انتهای پیام/