نوشته رهبر شهید حماس در زندانهای اسرائیل؛ روایتی که «سلاخخانه» را افشا میکند
به گژارش خبرگزاری آنا، رمان «میخک و خار» (The Thorn and the Carnation) نوشته یحیی سنوار، رهبر فقید حماس، یکی از مهمترین آثار ادبیات مقاومت فلسطین در دهههای اخیر به شمار میرود. این کتاب که در سال ۲۰۰۴ و طی دوران محکومیت سنوار در زندانهای رژیم صهیونیستی نوشته شده است، نه تنها یک اثر داستانی، بلکه سندی تاریخی از زندگی فلسطینیان تحت اشغال از سال ۱۹۶۷ تا اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی محسوب میشود.
ساختار و ویژگیهای کتاب
۱-۱. نویسنده در دل روایت
یحیی سنوار، متولد ۱۹۶۲ در اردوگاه خان یونس، از اعضای اولیه جنبش حماس بود که در سال ۱۹۸۸ به اتهام کشتن دو سرباز اسرائیلی به چهار بار حبس ابد محکوم شد. او در دوران زندان ۲۳ ساله خود، زبان عبری را فراگرفت و زندگینامه رهبران و مسئولان امنیتی رژیم صهیونیستی را مطالعه کرد. همین آگاهی عمیق از دشمن، به روایت او عمق و اعتباری ویژه بخشیده است.
۱-۲. واقعیت در قالب داستان
سنوار در مقدمه کتاب تأکید میکند که تمام رویدادهای کتاب واقعی هستند و تنها برای رعایت فرم و الزامات یک اثر رماننویسی به شکل داستان درآمدهاند. شخصیتهای کتاب نیز بر اساس افراد واقعی ساخته شدهاند؛ برای نمونه، شخصیت «ابراهیم» الهامگرفته از شیخ احمد یاسین، بنیانگذار حماس است.
۱-۳. انتخاب زبان عبری
نکته قابل توجه اینکه سنوار این کتاب را به زبان عبری نوشته است. این انتخاب هوشمندانه به معنای سخن گفتن با زبان اشغالگر و روایت حقیقت برای او بود – اقدامی که نشاندهنده عمق درک نویسنده از مخاطب خود است.
۱-۴. ساختار سیفصلی
رمان در سی فصل روایت میشود که هر کدام از زاویهای به زندگی «احمد»، شخصیت اصلی داستان، میپردازد. احمد پسری است که در اردوگاه آوارگان به دنیا آمده و خواننده، تحول او را از کودکی تا بزرگسالی دنبال میکند.
محتوای اصلی کتاب – بازنمایی اشغال و تجاوز
۲-۱. آغاز اشغال؛ روایت کودک پنج ساله
کتاب با خاطرهای تکاندهنده از سنوار پنج ساله در سال ۱۹۶۷ آغاز میشود. او توصیف میکند که چگونه پدرش در برابر خانهشان گودالی بزرگ کَند و همه خانواده – به جز پدربزرگ مسن که حاضر به پایین رفتن نشد – در آن پنهان شدند.
در آن روزها، همسایهای با رادیوی دستی خود اخبار پیروزی اعراب را پخش میکرد. اما اندکی بعد، تانکهایی با پرچم مصر وارد اردوگاه شدند و مردان برای استقبال بیرون ریختند. ناگهان، آن تانکها آتش گشودند – این یک فریب نظامی رژیم صهیونیستی بود. پدر و عموی احمد از همان روز هرگز بازنگشتند.
۲-۲. شکنجه در «سلاخخانه»
یکی از بخشهای تکاندهنده کتاب، توصیف سیستم زندانهای رژیم صهیونیستی است که سنوار آن را «سلاخخانه» مینامد. او با جزئیاتِ جانکاه روشهای شکنجه را شرح میدهد: نشستن روی سینه زندانی برای خفگی، ایستادن روی شکم او، له کردن بیضهها توسط زندانبانان – در حالی که بازجویی و فحاشی نیز ادامه دارد.
۲-۳. بازداشت اداری و اعتصاب غذا
کتاب به پدیده «بازداشت اداری» (زندانی بدون کیفرخواست و محاکمه) نیز میپردازد. سنوار توصیف میکند که بیست زندانی چگونه در اتاقی ۱۵ در ۲۵ متری با یک توالت در گوشه، کنار هم خوابیدهاند و به سختی میتوانند نفس بکشند. در حیاط زندان، زندانیان با دستهای بسته پشت سر و سرهای خمیده مجبور به راه رفتن مداوم هستند و نگهبانان با چوب آماده کتک زدن هر کس که سر بلند کند یا حرف بزند.
در چنین شرایطی، اعتصاب غذای طولانیمدت آخرین راه زندانیان برای کسب حقوق اولیه است – اقدامی که گاه به نتیجه میرسد، زیرا نگهبانان از مرگ زندانیان و متعاقب آن توجه بینالمللی میترسند.
۲-۴. نفوذ اطلاعاتی و همکاری با اشغالگر
سنوار به تفصیل روشهای سرویسهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی برای نفوذ در جامعه فلسطین میپردازد. بر اساس روایت کتاب، فلسطینیان از طریق تهدید، خشونت، باجگیری اقتصادی و甚至 ترویج فساد اخلاقی به همکاری واداشته میشدند.
کتاب نمونههایی عینی ارائه میدهد: ترویج مواد مخدر مانند حشیش و الکل برای تضعیف روحیه مقاومت، و حتی سفرهای توریستی به مناطق سبز (درون اراضی اشغالی ۱۹۴۸) که در آنها زنان روسپی همکاریکننده با اطلاعات اسرائیل حضور داشتند.
۲-۵. کار برای اشغالگر؛ یک دوراهی اخلاقی
یکی از موضوعات محوری کتاب، چالش فلسطینیانی است که برای تأمین معاش ناچار به کار در اسرائیل میشوند. سنوار بدون داوری اخلاقی، دیدگاههای مختلف را روایت میکند: برخی این کار را تنها راه زنده ماندن خانواده میدانند و برخی دیگر آن را خیانت به آرمان فلسطین تلقی میکنند. این تقابل، یکی از عمیقترین شکافهای درونی جامعه فلسطین را نشان میدهد.
مضامین اصلی
۳-۱. مقاومت به مثابه شیوه زندگی
شعار محوری کتاب این است: «تا زمانی که نفس میکشیم، فلسطین را رها نمیکنیم». در روایت سنوار، مقاومت یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه جزئی جداییناپذیر از هویت فلسطینی است. جنگ و امید در کنار هم جریان دارند و شخصیتهای کتاب با وجود همه سختیها، به دنبال تحصیل، ازدواج و زندگی عادی هستند.
۳-۲. نمادگرایی: بادام تلخ و بادام شیرین
سنوار از تصویری ساده اما قدرتمند برای توضیح دوگانگی زندگی فلسطینی استفاده میکند: بادام تلخ نماد سختیها، جنگ و شهادت است و بادام شیرین نماد امید، عشق و اراده برای ادامه زندگی. این دو در کنار هم، حقیقت تجربه فلسطینی را میسازند.
۳-۳. آموزش به عنوان سلاح مقاومت
کتاب به تلاشهای رژیم صهیونیستی برای حذف هویت عربی-اسلامی فلسطینیان اشاره میکند. در مقابل، فلسطینیان با تأسیس دانشگاه اسلامی غزه (که با تنها ۲۰ دانشجو و بدون ساختمان مستقل کار خود را آغاز کرد) نشان دادند که دانش و آگاهی، قویترین سلاح در برابر اشغال است.
استقبال و دسترسی در ایران
۴-۱. ترجمههای فارسی
این کتاب توسط چند مترجم و ناشر در ایران ترجمه شده است. از جمله، ترجمه «اسماء خواجهزاده» توجه مخاطبان ایرانی را به خود جلب کرده است. همچنین انتشارات سوره مهر اعلام کرده که ترجمه فارسی این کتاب را منتشر خواهد کرد. نسخه صوتی کتاب نیز در ایران منتشر شده است.
۴-۲. اهمیت انتشار در ایران
برای مخاطب ایرانی که سالهاست آرمان فلسطین را بخشی از هویت خود میداند، این کتاب فرصتی است برای درک دست اول از واقعیت اشغال – نه از دریچه گزارشهای خبری، بلکه از زبان یک مبارز فلسطینی که سالها در زندانهای رژیم صهیونیستی زیسته است.
تحلیل نهایی
«میخک و خار» عنوانی است که دوگانگی تلخ و شیرین زندگی فلسطینی را نشان میدهد: خار نماد رنج و خشونت، و میخک نماد زیبایی و امید. این کتاب، پیش از هر چیز، یک سند تاریخی-انسانی از مردمی است که در شرایط غیرممکن، نه تنها زنده میمانند، بلکه مقاومت میکنند و امید را حفظ میکنند.
یحیی سنوار که سرانجام در اکتبر ۲۰۲۴ در نبرد با نیروهای اسرائیلی کشته شد، با این کتاب میراثی ماندگار از خود به جای گذاشت – روایتی که به قول خود او: «نه فقط داستان من، که داستان همه فلسطینیان است».
انتهای پیام/