ترامپ از پیروزی میگوید، میدان چیز دیگری نشان میدهد
به گزارش خبرگزاری آنا،سخنرانیهای سیاسی و پرطمطراق و مملو از ادعاهای واهی ترامپ درباره جنگ ایران که آخرین مورد آن ۱۹ دقیقه به طول انجامید، تلاشی آشکار برای شکل دادن به روایت سیاسی و راهبردی این درگیری است. در این سخنرانیها، ترامپ معمولا تصویری از «پیروزی نزدیک» ارائه میدهد و تأکید دارد که اهداف نظامی آمریکا در دسترس قرار گرفتهاند. با این حال، بررسی دقیقتر مفاد سخنرانی نشان میدهد که میان این روایات و واقعیتهای میدانی شکاف قابل توجهی وجود دارند. در حالی که ترامپ تلاش میکند لحن سخنرانی را قاطع و پیروزمندانه نشان دهد، نشانههای متعددی از نبود یک برنامه روشن برای پایان جنگ یا حداقل مدیریت آن مشاهده میشود.
در رابطه با این سخنرانیها باید شرایطی را در نظر داشت از جمله اینکه جنگ در منطقه خاورمیانه همچنان در مرحلهای از درگیری قرار دارد که آمریکا هنوز ضربه میخورد. در ظاهر ایالات متحده و اسرائیل مدعی وارد آوردن ضربات سنگین به زیرساختهای نظامی ایران هستند و از سوی دیگر، حتی گزارشهای رسانههای خود آمریکا نشان میدهد که ایران همچنان توانایی قابل توجهی برای وارد آوردن ضربات سهمگین، پاسخگویی و ادامه درگیری را حفظ کرده است و میتواند برای ماهها آن را ادامه دهد. همین تضاد میان روایت رسمی و تحولات میدانی باعث شده است بسیاری از تحلیلگران نظامی و راهبردی نسبت به صحت ادعاهای مطرحشده تردید داشته باشند.
در واقع، برخی از تحلیلگران برجسته نظامی در آمریکا بر این باورند که سخنان ترامپ بیش از آنکه بیانگر یک راهبرد منسجم باشد، تلاشی برای مدیریت افکار عمومی داخلی است. به گفته این کارشناسان، نبود جدول زمانی مشخص، فقدان طرح خروج و ابهام درباره اهداف نهایی جنگ و همچنین دریافت ضربات مهلک و افزایش تلفات انسانی و نظامی نشانههایی از یک برنامهریزی ناقص یا حتی نوعی سردرگمی در سطوح عالی تصمیمگیری است.
همین مسئله موجب شده است که بسیاری از ناظران این سخنرانیها را نه اعلام یک پیروزی، بلکه تلاش برای ساختن تصویر سیاسی از پیروزی تلقی کنند؛ روایتی که هدف آن کنترل فضای داخلی و جلوگیری از افزایش انتقادات نسبت به ادامه جنگ است.
روایت پیروزی در برابر واقعیتهای میدانی
یکی از ویژگیهای اصلی سخنرانی ترامپ تأکید مکرر بر موفقیتهای نظامی است. رئیسجمهور آمریکا ادعا میکند که عملیات نظامی توانسته است بخش بزرگی از تواناییهای دریایی و هوایی ایران را نابود کند، برنامه موشکهای بالستیک ایران را مختل سازد و ظرفیتهای مرتبط با برنامه هستهای را تضعیف کند. این ادعاها در ظاهر تصویری از موفقیت گسترده عملیات نظامی ارائه میدهند.
با این حال، گزارشهای میدانی و تحلیلهای مستقل حتی اگر نگوییم در رسانهها جهان، حداقل در رسانههای خود آمریکا تصویر متفاوتی ترسیم میکنند. بر اساس این گزارشها، ایران همچنان توانایی انجام حملات تلافیجویانه و مهلک در سطح بسیار گسترده را حفظ کرده و برای بیش از یک ماه است که مسیرهای حیاتی دریایی، بهویژه در تنگه هرمز را تحت کنترل کامل خود درآورده است. علاوه بر این، شواهد منتشر شده در رسانههای خود آمریکا نشان میدهد که بخش مهمی از مواد و زیرساختهای هستهای ایران همچنان دستنخورده باقی مانده است.
این شکاف میان روایت رسمی و واقعیت عملیاتی مسئلهای مهم در تحلیل جنگهای مدرن به شمار میرود. در بسیاری از موارد، دولتها تلاش میکنند با برجسته کردن موفقیتهای تاکتیکی، تصویر کلی جنگ را به نفع خود شکل دهند؛ حتی اگر دستاوردهای مهمی به دست نیامده باشد و ترامپ هم از این قاعده خارج نیست.
در چنین شرایطی، اعلام پیروزی پیش از دستیابی به نتایج قطعی نشانهای جز شکست نیست. زیرا روند جنگ ادامه دارد و با شکستهای جدید همراه برای کشور متجاوز همراه است و اعتبار سیاسی و راهبردی دولت متجاوز را زیر سوال میبرد.
نبود راهبرد خروج و خطر گسترش مأموریت
یکی از مهمترین انتقادهایی که به سیاست آمریکا در این جنگ وارد شده، نبود یک راهبرد مشخص برای پایان دادن به درگیری است. در سخنرانیهای ترامپ هیچ اشارهای به یک جدول زمانی مشخص برای پایان عملیات نظامی یا آغاز مذاکرات سیاسی دیده نمیشود که البته از سردرگمی و صد البته از توان نظامی ایران است. این مسئله نگرانیها درباره گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ طولانیمدت را افزایش داده است.
تجربههای گذشته نشان میدهد که چنین شرایطی میتواند به ابهام جنگی منجر شود؛ وضعیتی که در آن اهداف اولیه جنگ به تدریج تغییر کرده یا گسترش مییابد و در نتیجه خروج از درگیری دشوارتر میشود و در همین حال نیز تلفات جنگی برای کشور متجاوز نیز بالا میرود؛ چیزی که از ابتدا برنامهزیری نشده بود. نمونههای تاریخی این وضعیت را میتوان در جنگهای عراق و افغانستان مشاهده کرد.
علاوه بر این، اشاره به احتمال هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی ایران نه تنها نگرانیهای حقوقی و اخلاقی جدی ایجاد کرده است بلکه احتمال جنایت جنگی را بالا برده است. بر اساس قوانین بینالمللی، حمله به زیرساختهای حیاتی غیرنظامی میتواند به عنوان جنایت جنگی تلقی شود.
بنابراین ادامه چنین رویکردی نه تنها خطر تشدید درگیری را افزایش میدهد، بلکه ممکن است پیامدهای حقوقی و سیاسی گستردهای برای ایالات متحده و متحدانش به همراه داشته باشد.
تحولات فناوری و تغییر ماهیت جنگ
یکی از نکات مهم در تحلیل این درگیری تفاوت رویکردهای نظامی طرفین است. ایالات متحده و اسرائیل همچنان تا حد زیادی بر قدرت نظامی متعارف و سامانههای دفاع موشکی پیشرفته تکیه دارند. در مقابل،همه کارشناسان، متخصصان و رسانههای نظامی تاکید دارند که ایران تلاش کرده است از ابزارهای نوین اطلاعاتی و نظارتی برای افزایش کارایی عملیات خود استفاده کند.
سامانههای اطلاعات، نظارت و شناسایی که با استفاده از ماهوارهها، پهپادها و شبکههای دادهای عمل میکنند، امکان نظارت مداوم بر میدان نبرد را فراهم میکنند. این فناوریها به ایران اجازه میدهند اهداف را با دقت بیشتری شناسایی کرده و عملیات خود را سریعتر هماهنگ کند.
در نتیجه، حتی اگر از نظر سختافزاری فاصلهای میان توان نظامی ایران و طرف متجاوز آن وجود داشته باشد، استفاده هوشمندانه از فناوری توانسته است تا حدی این شکاف را کاهش دهد.
همزمان گزارشهایی منتشر شده است که نشان میدهد ذخایر برخی سامانههای دفاع موشکی آمریکا و اسرائیل به شکل قابل توجهی کاهش یافته است. اگر این روند ادامه یابد، توانایی دفاعی این کشورها در برابر حملات موشکی ایران و مقاومت منطقهای قطعا با چالشهای جدی مواجه است.
پیامدهای اقتصادی و سیاسی جنگ
فراتر از میدان نبرد، این جنگ پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی نیز دارد. جنگ منطقهای در خاورمیانه باعث شده است قیمت نفت در بازارهای جهانی به شکل قابل توجهی افزایش یابد و از مرز صد دلار در هر بشکه عبور کند.
افزایش قیمت انرژی معمولاً تأثیر مستقیمی بر تورم جهانی دارد و میتواند موجب افزایش هزینههای زندگی در بسیاری از کشورها شود. علاوه بر این، نوسانات بازارهای مالی و افزایش نرخ بهره نیز از جمله پیامدهای احتمالی چنین بحرانهایی هستند.
برای ایالات متحده نیز ادامه جنگ فشارهای اقتصادی داخلی را افزایش داده است. افزایش هزینههای نظامی، رشد بدهی عمومی و بالا رفتن نرخ بهره از جمله عواملی هستند که توان اقتصادی این کشور را تحت فشار قرار دادهاند.
در عرصه سیاسی داخلی نیز ادامه درگیری به موضوعی حساس در انتخابات آینده تبدیل شده است. اگر جنگ طولانی شود یا هزینههای آن افزایش یابد که البته الان نیز افزایش داشته است، دولت آمریکا با انتقادات شدیدتری از سوی افکار عمومی مواجه خواهد شد که البته همین الان نیز مواجه است.
پس با این تفاسیر میتوان نتیجه گرفت که سخنرانیهای ترامپ درباره جنگ ایران تلاشی برای ارائه تصویری از پیشرفت و موفقیت در این درگیری است. با این حال، بررسی دقیقتر شرایط نشان میدهد که جنگ برای آمریکا چیزی جز شکست نیست و اصلا پیروزی قاطعی برای آمریکحاصل نشده است.
انتهای پیام/