صفحه نخست

آناتک

آنامدیا

دانشگاه

فرهنگ‌

علم

سیاست و جهان

اقتصاد

ورزش

عکس

فیلم

استانها

بازار

اردبیل

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویراحمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

همدان

هرمزگان

یزد

پخش زنده

۱۸:۲۰ | ۱۱ / ۰۱ /۱۴۰۵
| |

انسانیت انتخابی، عواطف عاریه‌ای؛ تو به من بگو برای چه کسانی گریه کنم؟

این روزها تمام مردم ایران جنگ را با تمام وجود خود درک کرده‌ و به چشم دیده‌اند، اما عده‌ای هنوز به این باور نرسیده‌اند که دشمن کیست و بر واقعیت‌ها چشم پوشیده‌اند. دکتر لیلا وصالی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در نقدی اجتماعی به وضعیت این روزهای برخی از اعضای جامعه تلنگر می‌زند.
کد خبر : 1044365

به گزارش خبرگزاری آنا، دکتر لیلا وصالی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در یادداشتی نوشت: تصور کنید یک کودک پیش روی شماست و یک‌مرتبه به وسط خیابان می‌دود و کامیونی درحال نزدیک شدن است!
واکنش شما چیست؟ 

سریع به دنبال او می‌دوم تا قبل از این که کامیون به او برسد، کودک را بغل کرده و از مهلکه دور می‌کنم! 

نه، اول می‌گردم ببینم مادر او کیست، چه ظاهری و پدر او چه شغلی دارد، تا ببینم جان این کودک ارزش نجات دادن دارد یا نه! برای او نگران بشوم یا نه! اصلاً جیغ بزنم «برو کنار» یا نه! 

اگر دیدم کسی کنار خیابان افتاده و سکته کرده است، اول از دین و مذهب و تفکر او می‌پرسم، اگر با من همسو بود، او را به بیمارستان می‌رسانم وگرنه رهایش می‌کنم و می‌روم. 

اگر بشنوم کسی زیر بمباران کشته شده است، اول شغل او را می‌پرسم، اگر نظامی یا خانواده نظامی بود حتماً مستحق مرگ بوده است، اگر همسایه فرد نظامی بوده است، چاره‌ای نیست، پیش می‌آید! همین طور اگر دانشمند هسته‌ای، فیزیکدان، شیمی‌دان یا فردی تحصیل‌کرده صنعت باشد، طبیعی‌ست که خودشان، خانواده‌شان و همسایه‌هایشان هدف قرار گرفته و کشته شوند! 

اگر کسی کشته شد و شبکه «ایران اینترنشنال» گفت آدم خوبی بوده است، برایش ناراحت می‌شوم، حتی اگر گفت باید برای او عزادار باشی، مشکی می‌پوشم و عزادار می‌شوم، اما اگر گفت آدم بدی بوده است یا ارزشش را ندارد یا برای مثال مدرسه بچه‌های نظامی‌ها هدف قرار گرفته است، حتی از خوشحالی می‌رقصم! 

ایران اینترنشنال، «اسرائیل به فارسی» و «من و تو»، می‌گویند اگر کسی نظامی بود یعنی آدم بدی است! اگر ارتشی باشد، حتماً آدم بدی است و باید بمیرد! اگر پلیس و نیروی انتظامی بود هم باید بمیرد، اگر سپاهی بود که دیگر حتماً باید بمیرد! در این مواقع ترور کار خیلی خوبی محسوب می‌شود! بچه سه ساله، نوزاد، دبستانی، زن خانه دار و اینها هم ندارد! زن و بچه نظامی‌ها باید کشته شوند تا کسی شبیه به آنها دیگر زنده نباشد، چون من خوشم نمی‌آید! چون اینترنشنال، من و تو و اسرائیل به فارسی گفته‌اند من از آنها نباید خوشم بیاید و باید از مردنشان خوشحال باشم!

حالا چرا یک نفر نظامی می‌شود؟ حقوقش مگر چقدر است که به جانش بیارزد؟ وقتی جنگ می‌شود و من می‌روم شمال و جوجه می‌خورم، چرا او باید در مقابل دشمن بایستد و از جان من، خانه و زندگی‌ام محافظت کند؟ چرا زن و بچه او باید استرس بکشند و تاوان پس بدهند؟ اصلاً به من ربطی ندارد! انتخاب خودش بوده است، می‌خواست انتخاب نکند! اصلاً اگر او و هیچکس دیگر هم انتخاب نمی‌کردند نظامی باشند، آب از آب تکان نمی‌خورد! 

اسرائیل به فارسی می‌گوید خانه‌های مسکونی را اصلا هدف قرار نمی‌دهد و هرچه تلویزیون نشان می‌دهد نمایش هالیوودی است، همانطور که هر فیلمی که تاحالا از غزه بیرون آمده، نمایش پالیوودی بوده است! 

دیشب با خانواده به خیابان سهروردی رفتیم تا بستنی بخوریم، یک‌مرتبه چندصدمتر جلوتر از ما یک بمب بزرگ درست وسط خیابان نشست! حتما قرار بوده است یک نظامی از خیابان رد شود! اما گودالش را عجیب هالیوودی درست کرده بود، با آن ۲۰۶ خورد شده، مثل همان ماشین‌هایی که پریشب در شهرک کناری دیدیم، مچاله شده بود، آنها هم حتماً حقشان بوده است! همه خانه‌های آن سه طبقه بالای برج مسکونی سامان که نابود شدند یا آن کوچه‌ها در خیابان آزادگان که با بمب سنگرشکن زده بودند و ماشین‌هایی مچاله‌شده که خدا می‌داند هنوز قسط آخرشان را داده بودند یا نه... نکند ما وسط یک فیلم هالیوودی هستیم و خودمان خبر نداریم؟! نکند این ساختمان‌های خراب شده در کوچه پس کوچه‌های شهر ما همگی نقاشی هستند یا توهم‌زده‌ایم که هرچند دقیقه یکبار یک بمب کنارمان زمین می‌خورَد؟!

الآن باز هم صدای پدافند آمد و بعدش باز صدای بمب آمد! بسیار نزدیک بود! اَه! چرا این پدافند‌ها کارشان را درست انجام نمی‌دهند! مگر حقوق نمی‌گیرند! پس چه کار می‌کنند که یک جنگنده را نمی‌توانند بزنند!

مردیم از بس در هالیوود زندگی کردیم!

انتهای پیام/

ارسال نظر
captcha